« May 2009 | صفحه‌ی اصلی | July 2009 »

بايگانی: June 2009

سه شنبه ۹ تیر ۸۸

ولايت فقیه سه راه بیشتر ندارد

(نقل از: تهران خرداد ۸۸)
نحوه مقابله شما با اعتراض مسالمت آميز مردم چه فرقی با سرکوب شاهنشاهی داشته است؟ آيا کافی ست که نام تان را اسلامی بگذاريد و هر چه دل تان می خواهد با اين مردم مظلوم بکنيد؟ آيا اين سرکوب و خفقان به سيره امام علی نزديک تر است يا معاويه و بنی اميه. به کرات در خطبه ها از واژه ديکتاتوری در سخنان تان استفاده کرديد، معنی ديکتاتوری اين نيست. ديکتاتوری اين است که مطبوعات را تعطيل کنيد… ديکتاتوری اين است که مقام مادام العمر داشته باشيد. مقابل مردم پاسخگو نباشيم. انصاف بدهيد کدام ديکتاتوری است؟

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين. والصلاة والسلام علی سيدنا و نبينا ابوالقاسم محمد و علی اهل بيته الطيبن الطاهرين
انا لله و انا اليه راجعون

در مجلس ختم شهدای جنبش سبز مردم ايران دور هم جمع شده ايم. مجلس را با تلاوت آياتی از قرآن کريم آغاز ميکنم. ۱۰ آيه از سوره مبارکه آل عمران از ۱۶۹ تا ۱۷۹. اين آيات در زمان جنگ احد نازل شده است و ناظر به شهدای اسلام در آن زمان است اما کلام وحی
کلامی هميشگی است و ميتواند در شرايط فعلی نيز مورد عنايت مسلمانان و مومنان واقع شود.

قال الله تبارک و تعالی فی کتابه الکريم:

وَ لَا تحَسَبنَ‏ الَّذِينَ قُتِلُواْ فیِ سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتَا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ(۱۶۹)
فَرِحِينَ بِمَا ءَاتَئهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشرِونَ بِالَّذِينَ لَمْ یَلْحَقُواْ بهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيهْمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ(۱۷۰)
یَسْتَبْشرِونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لَا یُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ(۱۷۱)
الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَا أَصَابهَمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنهْمْ وَ اتَّقَوْاْ أَجْرٌ عَظِيمٌ(۱۷۲)
الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَ قَالُواْ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِيلُ(۱۷۳)
فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَّمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ(۱۷۴)
إِنَّمَا ذَالِکُمُ الشَّیْطَانُ يخُوِّفُ أَوْلِیَاءَهُ فَلَا تخَافُوهُمْ وَ خَافُونِ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِينَ(۱۷۵)
وَ لَا يحَزُنکَ الَّذِينَ یُسَرِعُونَ فیِ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَن یَضرُّواْ اللَّهَ شَیْا یُرِيدُ اللَّهُ أَلَّا يجَعَلَ لَهُمْ حَظًّا فیِ الاَخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ(۱۷۶)
إِنَّ الَّذِينَ اشْترَوُاْ الْکُفْرَ بِالْايمَانِ لَن یَضُرُّواْ اللَّهَ شَیْا وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(۱۷۷)
وَ لَا يحَسَبنَ‏ الَّذِينَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلیِ لَهُمْ خَيرْ لّأِنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلیِ لَهُمْ لِيزَدَادُواْ إِثْمًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ(۱۷۸)
مَّا کاَنَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلیَ‏ مَا أَنتُمْ عَلَیْهِ حَتیَ‏ یَمِيزَ الخْبِيثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَ مَا کاَنَ اللَّهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلیَ الْغَیْبِ وَ لَاکِنَّ اللَّهَ يجَتَبیِ مِن رُّسُلِهِ مَن یَشَاءُ فَامِنُواْ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِن تُؤْمِنُواْ وَ تَتَّقُواْ فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ(۱۷۹)

در اين آيات دهگانه سوره آل عمران که صريحترين آيات الهی در مورد شهدا راه حق است خداوند ميفرمايد: مومنان نپنداريد آنها که در راه خدا کشته شده اند مردگانند. آنان زندگانند و از فضل پروردگارشان روزی ميخورند. شادمانند به آنچه که از فضل الهی نصيبشان شده است. بشارت ميدهند به آنها که ملحق نشده اند. خوفی بر ايشان نيست. عذری ندارند. به نعمت و فضل خدا بشارت ميدهند. خداوند اجر مومنان را ضايع نميکند. آنانکه سخن خدا و رسولش را استجابت کردند بعد از اينکه به آنها زخم وارد شده بود. آنها که احسان کردند و تقوا کردند برايشان اجری بزرگ است. آنانکه برخی از مردم به ايشان گفتند جمعی بر عليه شما جمع شده اند از ايشان بترسيد. برعکس ايمان آنها افزوده شد و گفتند حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِيل‏. خدا ما را کافيست، او بهترين وکيل و ياور است. به نعمت و فضل الهی منقلب شدند. سوء و بدی آنها را مسح و لمس نکرد. رضوان و رضايت خدا را تبعيت کردند. خدا صاحب فضل بزرگ است. فقط اين شيطان است که دوستانش را ميترساند. از او نترسيد، از من بترسيد اگر مومنيد. آنها که در کفر و پوشانيدن حق سرعت ميورزند شتاب ميکنند تورا محزون نکند. کار آنها به خدا ذره ای آسيب نمی رساند. خداوند ميخواهد که برای اينان در آخرت بهره ای نگذارد و برايشان عذابی دردناک پيشبينی کرده است. آنها که کفر را با ايمان بدل کردند به خدا آسيب نمی رسانند. عذابی دردناک در انتظارشان است. نپنداريد آنها که حق را می پوشانند و ما به آنها مهلت ميدهيم برايشان بهتر است. ما به آنها مهلت ميدهيم تا گناهشان را بيفزايند و برايشان عذابی خوار کننده در پيش است.

سنت الهی اين است: نرسد مومنين را که رهايشان کنيم مگر خبيث را از پاکيزه جدا کنيم. و نرسد مگر اينکه خدا شما را بر غيب مطلع کند. خداوند آن که را از رسولانش بخواهد برميگزيند. ايمان بياوريد به خداوند و پيامبرش. اگر ايمان بياوريد و تقوی پيشه کنيد اجری عظيم در انتظار شماست.

آيات بسيار پر مغز و پر معناست. قصه امروز ما نيز چنين است. نتيجه ای که از اين آيات دهگانه در ابتدای سخن ميگيرم اين است که راه خدا راه رهايی از طاغوت، راه حق و راه عدالت است. پس اسلام منحصر به عبادت خشک و خالی خداوند نيست. در حوزه عمومی و اجتماعی سبيل الله راه رهايی از طاغوت، راه عدالت و دادگری است. آنها که در اين راه کشته ميشوند يقينا شهيدند. پس اصالتا شهيدند. شهيد نزد خداوند مورد اکرام است. شهيد از عاقبت نيکوی خود به بازماندگانش بشارت ميدهد. اجابت خدا و رسول حق خواهی و عدالت طلبی است. در راه حق استقامت لازم است. از جمعيت و زيادی و عده مخالفان حق به خود هراس راه ندهيد. خدا با ماست. به او توکل کنيد. ترس کار شيطان است. اميد به پيروزی حق را خداوند در دلهای ما رويانده است. از شتاب کافران در حق پوشی غمگين نشويد. دنيا ميخرند به قيمت آخرت. اگر مهلتی نصيب حق پوشان و اين کافران کرده ايم برای سنگين کردن بار گناهشان است. سنت الهی بر آزمودن است. همه ما مورد امتحان خدا قرار ميگيريم تا اينکه پاکان از ناپاکان جدا شوند و ما امروز در آستانه يکی از مهمترين آزمونهای معاصر الهی قرار گرفته ايم.

پس از توجه اجمالی به آيات دهگانه سوره آل عمران مناسب است به مناسبت جلسه امروز اشاره کنم. تعدادی از هموطنان عزيز ما در راهپيماييهای مسالمت آميز دوهفته اخير تهران به درجه رفيع شهادت نايل شده اند. از تعداد شهدايمان به دقت خبر نداريم. آخرين آمار رسمی آنها را حدود ۲۶ نفر اعلام کردند. نام اکثرشان را هم نميدانيم. آنچنان که شنيده ايم خانواده های عزيزشان امکان تشيع جنازه و برگزاری مجالس تحريم عزيزانشان را نداشتند. ما امروز به نيابت از مردم ايران در سوگ عزيزانمان به عزا نشسته ايم. هزارها کيلومتر دورتر از ايران اما قلب ايرانی در هرجای زمين که باشد به عشق ايران می تپد. انگار برادر و خواهر و دختر و پسر خودمان است که در خيابانهای تهران به خاک و خون غلطيدند. اجازه بدهيد بجای بيان برخی از کليات به پاره ای نکات مهم و پيام اين شهيدان بپردازم. بيشک تک تک اين شهيدان که مظلومانه در خيابانهای تهران آماج گلوله ها شده اند پيامی داشته اند، چيزی ميخواهند بگويند. با روبانهای سبزشان پيامی به دنيا اعلام ميکردند.

قبل از پرداختن به اين پيام مقدمه ای بگويم و آن مقدمه اين است: چه شد که اين اتفاقات افتاد. بنظر ميرسد دمل چرکين تضاد در قانون اساسی کشور ما بالاخره پاره شد، پس از سی سال. پيشنويس قانون اساسی جمهوری اسلامی که در سال ۵۷ تصويب شده بود توسط جمعی از قويترين حقوقدانان ايرانی زير نظر دکتر حسن حبييبی که بعد از آن به تصويت رهبر فقيد انقلاب اسلامی مرحوم آيت الله خمينی و سه نفر از مراجع وقت عظام تقليد حضرات آيات گلپايگانی، مرعشی نجفی و شريعتمداری در آنزمان کتبا رسيد و هيچ نکته غير اسلامی در آن نيافتند يکی از مترقی ترين قوانين جهان بود. در ۱۲ فروردين ۱۳۵۸ مردم يا نخبگان مردم با توجه به اين پيشنويس بيش از ۹۸ درصد به جمهوری اسلامی آری گفتند. در آن پيشنويس که نه رهبر فقی انقلاب و نه مراجع وقت تقليد در آن خللی اسلامی نديده بودند در آن اثری از ولايت فقيه نبود. اين اصل هفت ماه بعد در مهرماه ۵۸ توسط مجلس خبرگان قانون اساسی به آن پيشنويس افزوده شد و جغرافيای آن کاملا تغيير کرد. بخش باقيمانده از آن پيشنويس تماما مدافع آزاديها و حقوق پايه مردم بود. بخش اضافه شده که به قول بعضی بزرگان جامه ای بود که تنها به قامت رهبر فقيد انقلاب سازگار بود ساز ديگری ميزد. واقعيت آن اين بود که ولايت فقيه فارغ از عزيزی که آنرا آغاز کرد يک حکومت يکه سالار را نويد ميداد و ترکيب جمهوريت و ولايت فقيه چندان سازگار نمی نمود.

اما مشکل در دهه اول انقلاب بروز نکرد. آنچه که محقق شد ترکيبی از جمهوريت و ولايت بود. ميتوان حکومت ما را در دهه اول پس از انقلاب جمهوری ولايی بناميم. هم ولايت فقيه بود و هم درحاشيه پايينتر جمهوری اسلامی. جمهوريت مبتنی بر اصولی است از قبيل پاسخگويی همه مقامات، نفی اراده های فراقانونی، نداشتن مقامات مادام العمر، تفکيک قوا، نظارت نهادينه بر تمام مجاری قدرت و گردشی بودن همه مقامات. در واقع جمهوريت شعبه ای از دمکراسی يا مردم سالاری است اما ولايت فقيه در معنای دقيق کلمه يعنی فقيه سالاری. يعنی در حوزه عمومی چه کسی حرف آخر را ميزند؟ آن فقيه است. ولی فقيه است نه لزوما جمهور مردم. اين تضاد در آن دهه با توجه به شخصيت کاريزماتيک آيت الله خمينی و پشتوانه عظيم مردمی ايشان مشکلی پيش نيامد. مردم هر زمان که ايشان سخن ميگفتند احساس ميکردند سخن خودشان است. از دل بر آمده بر دل می نشيند. مشکلی با نظام نداشتند. بعلاوه مرحوم آيت الله خمينی در منازعات داخلی پدرانه رفتار ميکرد. سخنش فصل الخطاب بود. رهبر همه مردم بود. چه چپ چه راست. چه سنتی چه مدرن. همه او را از خود ميدانستند. حتی همه به ياد داريم در موارد متعدد در زياده خواهيهای جناح راست و روحانيون سنتی آن زمان ايشان به نفع جناح چپ موضع گرفت. او همواره موازنه را برقرار ميکرد و صداقت و امانتداريش مورد وصوق ايرانيان بود يا حداقل اکثر ايرانيان.

آن دهه گذشت. در دو دهه اخير نه از آن شخصيت کاريزماتيک اثری مانده، نه از آن دانش وسيع فکری و فلسفی و عرفانی و نه از آن بی طرفی نسبی سياسی. به تدريج رهبری برای کسب مشروعيت به جناح راست يا محافظه کار يا اصول گرا نزديک شد و عملا متکی به نيروهای نظامی و انتظامی و امنيتی. آرام آرام در مسائل مختلف سياسی، اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی مردم احساس کردند که مواضعی که از زبان مقامات عاليرتبه نظام ابراز ميشود چندان مواضع آنها نيست اما مسئله پيگيری آنها نبود تا دوران رياست جمهوری جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد فرا رسيد. با سياستهای ايشان اين تعارض به اوج رسيد. بخش قابل توجهی از مردم از نحوه مديريت کشور ناراضی شدند. از ماجراجوييها، از ندانم کاريهای رئيس جمهور به جان آمدند. احساس کردند ايشان خلاف واقع ميگويد. در انتخابات ۲۲ خرداد امسال ايرانيان به شکل بی سابقه ای برای تغيير مسالمت آميز وضع موجود به صندوقهای رای هجوم بردند اما نتيجه اعلام شده از نظر اکثر ايرانيان خلاف واقع بود. آنها وزارت کشور و شورای نگهبان را متهم به جابجايی آراء ميدانستند. با حمايتهای مکرر و شتابزده مقام محترم رهبری از نتيجه مخدوش انتخابات ايشان نيز متاسفانه خود را به صف متهمان ملحق کردند. اکنون آن دمل چرکين يعنی تضاد بنيادی ولايت فقيه و جمهوريت سر باز کرد.

جمهور مردم دکتر احمدی نژاد را دروغگو، مزوّر، دارای سياستهای کارشناسی نشده و خلاف مصالح ملی ايران ميدانند. اما مقام محترم رهبری وی را قابل اعتماد، خدوم، صديق و بهترين دولت پس از انقلاب می شمارند. اين يعنی تعارض جدی ملت و حاکميت. تعارض ولايت فقيه و دمکراسی. الآن چه بايد کرد؟ اين سوال من و شماست. اين سوال عزيزانمان در تهران است. اين سوال اکثر ملت ايران است. راستش را بخواهيد بر اساس نظريه ولايت مطلقه فقيه در حوزه عمومی اولويت با برداشت و ديدگاه ولی فقيه است. مردم شرعا موظفند تشخيص ايشان بر تشخيص خودشان مقدم دارند. در اين صورت هر چه ايشان گفتند مطاع بايد باشد. سخن ايشان سخن آخر و ايشان هم انتخابات را قبل از تصويت قانونی شورای نگهبان بيش از سه بار تاييد کردند بنابراين دکتر محمود احمدی نژاد چهار سال ديگر هم ميهمان مردم ايران خواهد بود، آش همان آش و کاسه همان کاسه. اما اگر به دمکراسی و جمهوريت نظام هم نظری بيفکنيم در آن صورت در حوزه عمومی همگان می بايد به رای اکثريت مردم گردن نهند. چه روحانيون، چه فقها، چه رهبر، چه ديگر مردم. الآن رهبر می بايد تشخيص اکثريت مردم را بر تشخيص خود مقدم بدانند. الآن می پرسيم کداميک از اين دو نظر صحيح است؟ ولايت فقيه يا جمهوريت.

چه بسا بسياری از مومنان بگويند اسلام در اين زمينه چه ميگويد؟ در پاسخ عرض ميکنم فقها نظرهای متفاوتی دارند. اقليت محضی از فقها به ولايت فقيه و اقليت کوچکتری قائل به نظريه ولايت مطلقه فقيه هستند. اکثر فقهای شيعه به اين نظر باور ندارند. چه در ميان فقهای معاصر چه در ميان فقهای گذشته. يکی از بزرگترين فقيهانی که درباره ولايت فقيه صريحا اظهار نظر کرده است و بی شک سواد او از تمام فقهای معاصر اعم از رهبر و بنيانگذار و ادامه دهنده و مراجع بالاتر است و کتاب او هنوز پس از يکصد سال کتاب درسی نهايی حوزه های علميه شيعه است مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی صاحب کفایة الاصول است. مشهور است که اگر کسی کتاب کفايه را بفهمد مجتهد است و هنوزهم امتحان حوزه های علميه بر اساس کتاب کفايه آخوند انجام می گيرد. ايشان رهبر دين نهضت مشروطه بوده است و مطلقا به ولايت فقيه قائل نبوده است. درست بر خلاف مرحوم آيت الله خمينی که به ولايت مطلقه فقيه قائل بودند ايشان حتی در حوزه عمومی، در امور حسبيه هم به ولايت فقيه قائل نبودند. معتقدند و صريحا نوشته اند در زمان غيبت حکومت از آن جمهور مسلمين است. از اين صريحتر؟ و بعد فرموده اند که در امور حسبيه که بنظر ايشان امور عمومی از امور حسبيه است وکلای مسلمين وعدول مومنين که مصداق آن نمايندگان دارالشورای کبراست وظيفه دارند که به مدت موقت کليه امور جامعه را متکفل شوند. بعبارت ديگر نمايندگان مردم در مجلس شورا. بنابراين ما هيچ مشکل شرعی نداريم اگر بگوييم به ولايت فقيه قائل نيستيم. اين از زاويه اسلام.

اما از زاويه قانونی و حقوقی. اين قانون دوگانه است. در اصل ۵۶ می گويد که همه حکومت در جهان از آن خداوند است و اين حکومت به نماينده مردم تفويض شده است. حق تعيين سرنوشت از آن تک تک مردم است و در مجاری اين قانون اعمال می شود. اگر قرار است ما قانونی عمل کنيم رهبر می بايد خود را نماينده جمهور بداند و نظر جمهور را عمل کند. مرحوم ابن فهد حلی (ره) فقيه قرن نهم صريحا نوشته است: لايجوز التأمّر علی جماعة بغير رضاهم. امارت و حکمرانی بر جامعه ای جايز نيست مگر بدون رضايت ايشان. بنابراين اگر قرار است با مبانی شرعی کسی بر جامعه حکومت کند بايد رضايت مردم را لحاظ کند و در نظر بگيرد. الآن جمهور مردم يا حداقل اکثر مردم تهران ميتوانيم بگوييم بگونه ای مسالمت آميز به خيابانها آمده اند و می گويند رای من کو؟ من پاسخ حکومت را تلخيص کردم خدمت شما عرض ميکنم. سپس ديدگاه اکثريت مردم معترض را هم به شکلی صورت بندی کرده مقابل هم ميگذارم و آنوقت ميکوشيم راه حلی دينی و معقول برای قائله ای که در جامعه مان پيدا شده پيدا کنيم.

بخش ولايی حکومت در مقابل اعتراض مسالمت آميز مردم به قوه قهريه متوسل شد. چه کرد؟ اموال عمومی و خصوصی را تخريب کرد و آنها را به گردن راهپيمايان انداخت. آنها را آشوبگر و اهل اغتشاش جلوه داد. مردم را از عمل به اصل ۲۷ قانون اساسی بازداشت. اصل ۲۷ قانون اساسی ما ميگويد که تجمعات و راهپيماييها بدون حمل سلاح آزاد است. اين آزادی، اين مجاز بودن نيازی به اجازه از اين و آن ندارد که بخواهند بفرمايند اين غير قانونی است. برخلاف دين و قانون به جان تظاهر کنندگان بيدفاع افتادند، آنها را به قصد کشت کتک زدند، چند صد نفر را مجروح کردند، چند صد نفر را دستگير کردند، حدود ۱۱۰۰ نفر. چند ده نفر را شهيد کردند، حدود ۲۶ نفر. کليه فعالان سياسی مخالف دولت بويژه سران احزاب مخالف برخلاف قانون دستگير شدند و الآن در زندانند. وسايل ارتباط جمعی از قبيل تلفن، تلفن همراه، پيامک، اينترنت به شدت کنترل و گاهی کاملا قطع شد. سانسوری عريان و بی رتوش بر تمام مطبوعات ايران تحميل شد. راديو تلويزيون رسمی حقايق را وارونه جلوه ميدهد و به صراحت دروغ پراکنی ميکند. اين تصوری است که امروز مردم از حکومتشان دارند.

حکومت مدعی است. بگذاريد حرف آنها را هم بشنويد. حکومت چه ميگويد؟ ميگويد راهپيمايی را من اجازه ندادم پس خلاف قانون است. اگر کسی ميخواهد اعتراض کند تنها مجرای قانونی شورای نگهبان است. اخيرا که فشارها بيشتر شده يک هيئت پيگيری هم منصوب آن شورا هم نصب شده که اعضای اين هيئت يا منصوب با “ص” مقام رهبری هستند يا منسوب ” با “سين” مقام رهبری هستند. يعنی يا از اقوام نسبی ايشان هستند يا مقاماتی هستند که از طرف ايشان به سمتهای مختلف منصوب شده اند. خوب مشخص است که از کوزه همان تراود که در اوست. هيچوقت چاقو دسته خودش را نمی برد. ثالثا در انتخابات بصورت رسمی ميفرمايند تخلف منجر به تغيير نتيجه انتخابات انجام نشده و بعد رابعا ميگويند اغتشاشات و تخريبهای انجام شده توطئه از پيش طراحی شده اجانب بويژه آمريکا و انگليس و سران معترض يعنی منظور مهندس موسوی و کروبی و خاتمی و ديگران دانسته يا ندانسته نقشه اجانب را اجرا ميکنند.خامسا ميگويند مهندس موسوی و ديگر دعوت کنندگان مردم به تظاهرات مسئول کشته های اين وقايع هستند. سادسا ميفرمايند در هر صورت آقای دکتر احمدی نژاد رئيس جمهور شماست. اين آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته. اين آن چيزی است که حکومت برای ما تصوير ميکند.

حالا مردم چه ميگويند؟ صورتبندی بسيار ساده. حالا ما سخنگوی همه مردم نيستيم. اکثريت مردم. مردمی که ما مثل هم می انديشيم و شما جمعيت را درخيابانها ديديد و به عدد و رقم خودتان حداقل ۱۴ ميليون نفر هستند. اينها چه ميگويند؟ ميگويند اولا آراء ما جابجا شده است. تنها راه برون رفت از اين معضل ابطال انتخابات و تجديد آن است. ثانيا ميگويند مجری انتخابات يعنی وزارت کشور و ناظر آن يعنی شورای نگهبان در امانت ملی مردم خيانت کرده اند. ببينيد خيانت در امانت بسيار فراتر از تقلب جزيی در اين صندوق و آن صندوق است. ادعای ما خيانت در امانت ملی است. وقتی خيانت در امانت مطرح ميشود مسئولان امر به عنوان وکيلان ما شرعا و قانونا موظفند اعتماد ما را دوباره جلب کنند. آنها بايد اثبات کنند که امينند، که صادقند. اين وظيفه آنهاست که دليل اقامه کنند هنوز امانتدارند، نه اينکه ما اثبات کنيم تقلب شده يا نشده، مسئله کاملا برعکس است. ثالثا ما ميگوييم مقام محترم رهبری دامه ظله به واسطه حمايت زودهنگام از رئيس جمهور بدنام قبل از طی مراحل قانونی، بی طرفی و انصاف لازم جهت داوری در اين قائله را از دست داده، متاسفانه در مقابل مردم قرار گرفته اند.

رابعا سرکوب سبوعانه تظاهرات مسالمت آميز مردم، مردم معترض توسط نيروی انتظامی، بسيج و ماموران لباس شخصی کاری کاملا غير قانونی بوده است. وزارت کشور، قوه قضاييه و مقام محترم رهبری در تجاوز به حقوق قانونی مردم مقصرند و نسبت به خونهای به ناحق ريخته شده وتخريب اموال عمومی و خصوصی و ضرب و جرح مردم بيدفاع بايد پاسخگو باشند. اين سخن که گفته ميشود هر کسی که مردم را به خيابان فرا خوانده مسئول خون آنهاست مثل اين است که بگوييم مرحوم آيت الله خمينی مسئول خون شهدای انقلاب اسلامی است نه شاه معدوم. مثل اينکه بگوييم رسول الله مسئول خون شهدای بدر و احد بوده است نه مشرکان بخاطر اينکه پيغمبر مردم را دعوت کرده است به احد و بدر. مرحوم آيت الله خمينی آنها را به خيابان دعورت کرد. اين منطق اموی است نه منطق علوی. رسول الله فرمودند هر کسی عمار ياسر را کشت “فئة الباغیة” است. معاويه او را در جنگ صفين کشت و وقتی که مردم گفتند پيش بينی رسول الله به تحقق پيوست معاويه ذکر کرد که قاتل عمار همان کسی است که او را روانه معرکه جنگ کرده بود. يعنی علی ابن ابيطالب. آيا واقعا ما بعد از ۱۴۰۰ سال به منطق معاويه برگشته ايم، منطق علی را زير پا گذاشته ايم؟ دم از تشيع علوی ميزنيم و به راه اموی ميرويم؟

خامسا دستگيری بی سابقه سران احزاب مخالف دولت و آغار شوهای تلويزيونی اقرارهای تحت فشار بر خلاف قانون و من صريحا بگويم نوعی اعلام حکومت نظامی در ايران است. حکومت نظامی که شاخ و دم ندارد. سادسا سانسور شديد مطبوعات، کاهش سرعت اينترنت وگاهی قطع آن، قطع تلفن همراه، قطع پيامک علائم کامل حکومت کودتا و برخلاف نص قانون اساسی است. اصل نهم قانون اساسی برای آنها که نمی دانند ميگويد نه استقلال را ميتوان به بهانه آزادی کنار گذاشت، نه آزادی را ميتوان. هيچ مقامی، نص قانون اساسی است: هيچ مقامی حق ندارد بنام استقلال آزاديهای قانونی مردم را لغو کند. در ايران چه اتفاقی افتاده است؟ من صريحا ميپرسم. آيا آزادی مطبوعات رعايت ميشود؟ آيا آزادی تجمعات و راهپيماييهای اصل ۲۷ رعايت ميشود؟ آيا اصولا اصل سوم قانون اساسی که مبتنی بر آزاديهای قانونی مردم است زير پا گذاشته نميشود؟ آن وقت شما گستاخانه دم از قانون گرای ميزنيد؟ اگر قرار است قانون رعايت شود اول از همه بايد قانون آحاد مردم رعايت شود. مردم به شکل مسالمت آميز اعتراض دارند. بدون هيچ شعاری به خيابانهای تهران آمده اند. می گويند رای ما کو؟ به جای اينکه آدرس رای آنها را به آنها نشان بدهيم سرکوبشان می کنيم؟ به خاک و خونشان می غلطانيم؟

اين فيلمهايی که در دنيا پخش شده، آيا اينها وهن اسلام نيست؟ آيا کسی باور ميکند اگر شما در خيابان با مردم اينگون وحشيانه رفتار ميکنيد با دشمنانتان چگونه رفتار خواهيد کرد؟ اين رحمت نبوی است؟ اين رحمت للعالمين بودن است؟ اينگونه از اسلام دفاع ميکنيد؟ مگر امام صادق (ع) نفرمود کونو لنا زينا و لا تکونوا علينا شينا. زينت ما باشيد، مايه بی آبرويی و ننگ ما نباشيد. امروز وقتی اين فيلمها در دنبا پخش ميشود که مردم بيگناه را در خيابان به خاک و خون ميکشند باور کنيد که اين بالاترين ضربه ای بود که شما به اسلام و تشيع در دنيا وارد کرديد. ماموران شما بنام دين باتوم بر سر مردم ميکوبند. سابعا جلوگيری از تجمع و راهپيمايی مسالمت آميز معترضان و اهمال در صدور مجوز بر خلاف قانون و آغاز ديکتاتوری است. بعد آدرس غلط ميدهيد. فرافکنی ميکنيد. ميگوييد مردم ميخواهند ديکتاتوری برپا کنند. در قاموس سياسی ديکتاتوری معنای ديگری دارد. ديکتاتوری معنايش اين است که يکنفر به جای همه تصميم بگيرد. معنايش اين است يکنفر مادام العمر حکومت کند. معنايش اين است که مقام پاسخگو نباشد. معنايش اين است که هيچ نهاد رسمی بر او نظارت نداشته باشد. آيا اين صفات در ما جمع است يا در شماها؟ خوب الآن تلقی حاکميت و مردم متضاد شده است. ۱۸۰ درجه مقابل هم قرار گرفته است. حاکميت پشتگرم به قوه قهريه، به پول نفت، به راديو تلويزيون انحصاری. مردم جز خودشان و خدايشان هيچ چيز ندارند.

من به صراحت ميگويم ما پيروان و رهروان جنبش سبز مردم ايران هيچ نگاهی به کمک اجنبی نداريم. نه امريکا و نه کشورهای اروپائی دلشان برا ی حقوق بشر و دموکراسی در ايران نسوخته و نمی سوزد اگر منافع اقتصادی آنها اقتضا کند بسادگی حقوق بشرو دموکراسی را به آن منافع اقتصادی خواهند فروخت. ما همچنان مانند انقلاب اسلامی نه شرقی و نه غربی روی پای خود ايستاده ايم و به جز به خدای خودمان به احدی اتکا نداريم .

اجازه بدهيد سراغ راه حل ها هم برويم شهيدان ما چشم براهند. می خواهند ببينند که خونشان پايمال نمی شود.

ادامه‌ی «ولايت فقیه سه راه بیشتر ندارد»

شنبه ۶ تیر ۸۸

حقوقی که از ملت تضييع می‌شود

(نقل از روزنامه‌ی اعتماد ملی؛ شنبه ۶ تیر ۸۸)

عجالتا بحث حق تعيين سرنوشت ملت را، كنار مي‌گذاريم تا شوراي نگهبان نظر قطعي خود را درباره نتيجه انتخابات دهم رياست‌جمهوري اعلام كند. اما در اين ميان، اعم از قبل و بعد از روز انتخابات، حقوقي از جامعه ضايع شد كه مي‌توان با نگاهي گذرا به قانون اساسي آنها را برشمرد. نگارنده در اين نوشته، بعضي از آنها را بازگو مي‌‌كند:

۱- حق ارتباط: در اصل ۲۵ قانون اساسي، مخدوش كردن ارتباطات دور مردم، از جمله بازرسي و ترساندن نامه‌ها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفني، افشاي مخابرات تلگرافي و تلكسي، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است. در واقع اين حق مردم است كه به هر طريقي ارتباطات خود را داشته باشند و هيچ‌كس حتي دولت نمي‌تواند، مگر براي افرادي كه ضرورت مهمي، همچون جاسوسي درباره آنان متصور باشد، اين حق را سلب نمايد. هنوز انتخابات دهم رياست‌جمهوري انجام نشده بود كه بسياري از ارتباطات عمومي مردم قطع شد. آيا تمام ملت ايران كه smsهاي آنان قطع شد متهم به جاسوسي و جرائمي نظير اين هستند كه امروز بيش از دو هفته است كه اين وسيله ارتباطي آنان قطع مي‌باشد؟ دولت به چه حقي از مردم پول مي‌گيرد كه امتيازاتي به آنان بدهد، اما وسط راه، به‌خصوص روزهايي كه همه مي‌خواهند از حال يكديگر باخبر باشند، اين امتيازات بحق، از آنان گرفته مي‌شود؟ در اين مدت سايت‌هاي زيادي كه داشتن آنها نه به مباني اسلامي لطمه مي‌زند و نه تماميت ارضي مملكت را خدشه‌دار مي‌كند فيلتر شد‌ه‌اند. در اين مدت حتي گاه به‌گاه، تلفن همراه مردم با قطعي روبه‌رو بود: دستگاه قضايي نبايد با آمرين و عاملين اين تضييع حق عمومي برخورد كند؟

۲- حق بهر‌ه‌مندي از راديو و تلويزيون بي‌طرف: قانون اساسي، اين حق ملت را اينگونه نشان داده است: «وسائل ارتباط جمعي (راديو- تلويزيون) بايد در جهت روند تكاملي انقلاب اسلامي در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامي قرار گيرند و در اين زمينه از برخورد سالم انديشه‌هاي متفاوت بهره جويند و از اشاعه و ترويج خصلت‌هاي تخريبي و ضداسلامي جدا پرهيز كنند.» فكر نمي‌كنم كسي در اين مملكت زندگي كند، اما نداند كه اين حق چگونه پايمال مي‌شود. راديو و تلويزيون آشكارا عليه بخش زيادي از مردم اقدام به تخريب مي‌كند و چون مردم ايران مسلمان هستند، تخريب آنان يك عمل ضداسلامي است. معلوم نيست اصرار مديران صداوسيما در جناحي نشان دادن خود، از چه روحيه‌اي سرچشمه مي‌گيرد؟ فرض كنيم دست‌اندركاران اين سازمان، پذيرفته‌اند كه آراي رئيس دولت نهم در انتخابات دهم، همان است كه وزارت كشور اعلام كرده است. در اين‌صورت، نزديك به ۳۸ميليون نفر از كل جمعيت ايران، نظر مخالف دارند. آيا اين ۳۸ ميليون نفر كه صداوسيما براي همه اقشار و صنوف و سن آنان برنامه دارد، مستحقق اين هستند كه حقايق را به آنان نگويند؟ آيا اين جمعيت عظيم نبايد براساس قانون نظراتشان را از طريق صداوسيما منعكس كنند؟ بايد حق كساني را كه به احمدي‌نژاد راي نداده‌اند پاس بدارند و بيش از اين حق آنان را ضايع نكنند.

۳- حق آرامش و امنيت: آنچه كه از گزارش‌هاي مربوط به حمله به خوابگاه دانشجويان در تهران و بعضي از شهرهاي بزرگ و نيز حمله به مجتمع سبحان و خيابان ۲۳ و ۲۵ سعادت‌آباد بر مي‌آيد، اين است كه عده‌اي شناخته شده كه حتي دانشجويان را در نيمه‌هاي شب دستگير كرده و به جاهاي مشخص برده‌اند، حق آرامش و امنيت را از مردم و دانشجويان سلب كرده‌اند. در روزهاي بعد از انتخابات، جمعيت انبوهي از مردم كه به نتيجه انتخابات اعتراض دارند، به خيابان‌ها ريخته و در آرامش و سكوت، حرف‌هاي خود را زدند. بعضي از اين روزها، عده‌اي به مردم حمله نموده و تعدادي را كشته و زخمي كرده‌اند. بعضي‌ها هم در اقداماتي شرورانه، اتومبيل‌ها و اموال مردم را به آتش كشيدند. دست‌اندركاران امنيت جامعه، با استفاده از رسانه‌هاي تندرو طرفدار دولت، همه جمعيت معترض را به عنوان اشرار و اراذل و اوباش مورد نكوهش قرار داده وآنان را مستحق برخوردهاي خشن مي‌دانند. بعد از سال‌ها و ماه‌هايي كه نيروهاي انتظامي اقدام به جمع‌آوري اشرار از سطح شهرها نمود، همين نيرو اعلام كرد كه شهرها را از وجود اشرار پاكسازي كرده است. حال اين همه شرور كه چند شبانه‌‌روز به جان مردم افتادند و زدند و كشتند و تخريب كردند، از كجا آمده‌اند؟ مگر تهران اين همه آدم شرور دارد كه بيش از يك هفته خواب را از چشم دست‌اندركاران امنيت و انتظامات كشور ربوده‌اند. آن هم پس از آن كه ناجا اعلام كرده بود تمام اشرار را از سطح شهر جمع كرده‌اند؟ وقتي روزنامه‌ها و خبرگزاري‌هاي طرفدار دولت، آزادند هر چه را بنويسند و حتي جوانان اصلاح‌طلب را بي‌پروا به شرارت متهم كنند و از آن طرف، دست اصلاح‌طلبان براي افشاي واقعيات بسته است، هيچ تعريف ديگري وجود ندارد جز اينكه بگوييم حق امنيت و آرامش از مردم منتقد گرفته شده است. بسياري از رجال اصلاح‌طلب كه از سرمايه‌هاي علمي و سياسي اين كشورند، دستگير شده‌اند و بعضا از آنان خبري در دست نيست.

۴- حق حمايت قانوني: اصل بيستم قانون اساسي مي‌گويد: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانوني قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلامي برخوردارند.» آيا در شرايط فعلي اين حق اعمال مي‌شود؟ مردم ايران به وضوح مشاهده كردند كه جمعيت فراهم آمده براي مانور به نفع آقاي احمدي‌نژاد، از همه توان كشور براي امنيت خود بهره‌مند بوده و هستند، اما طرفداران ميليوني آقاي مهندس موسوي، نه تنها از نظر قانوني مورد حمايت قرار نگرفتند و به آنان اجازه راهپيمايي آرام ندادند، بلكه به شيوه‌هاي گوناگون تحت‌فشار قرار گرفتند. مگر كسي كه رئيس‌جمهور است و كسي كه رئيس‌جمهور نيست در دعوت از مردم تفاوت حقوقي و قانوني دارند؟ اگر جواب مثبت است، نشاني قانوني آن را اعلام كنيد. اگراصل بيست‌وهفتم قانون اساسي، اجتماع و تظاهرات به شرط مسلح نبودن افراد و مخل مباني اسلام نبودن خواسته‌هاي مردم را به رسميت شناخته است چرا فقط يك دسته از آن استفاده مي‌كنند و دسته دوم نمي‌توانند از اين حقوق استفاده نمايند؟ اگر بخواهم ساير حقوقي كه در قانون اساسي آمده و متاسفانه در اين مدت به رسميت شناخته نشده‌اند را برشمردم، از وسعت يك يادداشت كوچك فراتر مي‌رود بنابراين آن را براي آينده مي‌گذارم.

مصطفي ايزدي

پنجشنبه ۴ تیر ۸۸

بيانيه‌ی شماره ی ۸ میرحسین موسوی

بسمه تعالي
مردم هوشيار و شريف ايران
طي روزهاي اخير صدا و سيما، خبرگزاريهاي دولتي، برخي روزنامه هاي دولتي و سايتهاي اينترنتي وابسته به دولت و روزنامه كيهان، بخش عمده اي از فضاي خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حين و پس از برگزاري دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امكاناتي كه متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشي كه در ايام اخير اتفاق افتاد مي پردازند بلكه مسئولان مستقيم و غيرمستقيم آن را كسي معرفي مي كنند كه تنها شما را در مسير احقاق حقي كه داشته ايد همراهي كرده است. 

واقعيتي كه آنان بيهوده تلاش مي كنند ناديده انگارند آن است كه در اين انتخابات تقلبي بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به اين وضعيت به گونه اي غيرانساني مورد هجوم قرار گرفته و كشته، زخمي و يا بازداشت شده اند. اگر با مسببين جنايت كوي دانشگاه در ۱۸ تير ۱۳۷۸ به گونه اي مناسب و قانوني برخورد مي شد امروز شاهد تكرار آن فجايع در ابعادي وسيع تر و وارونه جلوه دادن واقعيتها به گونه اي جسورانه تر نبوديم. 

همان ها هستند كه هنوز با اتكاء به امكاناتي كه متعلق به عموم مردم است در راستاي منافع گروهي خود بي پروا به دروغ گويي و پرونده سازي براي ديگران ادامه مي دهند و افعالي را كه خود عامل آن هستند را به بنده نسبت مي دهند. آنان غافلند كه موسوي با اين ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي رود. آنچه در اين روزها رخ داد اصل نظام جمهوري اسلامي را كه ميراث امام بزرگوار و شهداي گرانقدرمان است هدف قرار داده و اين چيزي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتي اينگونه و تهديد به محاكمه از آن صرفنظر نمود.
من نه تنها از پاسخ گويي در برابر اين اتهامات واهمه اي ندارم بلكه آمادگي دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتي در كنار مسببان اصلي اغتشاشات اخير قرار گرفتند و خون مردم را بر زمين ريختند و اكنون كوشش مي كنند صحنه هايي را كه صدها شاهد و دهها تصوير آن را گواهي مي دهند به گونه اي ديگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه كساني كه عملشان در راستاي ايجاد هرج و مرج در كشور؛ تضعيف نظام و منافع بيگانگان است تلاش نمودند به بهانه تخريب‌گريهاي عناصري نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگري و وابسته به بيگانه معرفي كنند؛ ولي حاضر نيستم به خاطر مصالح شخصي و هراس از اينگونه تهديدها از ايستادگي در سايه شجره سبز استيفاي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده است لحظه اي صرف‌نظر نمايم. از مجموع آراي ريخته شده در صندوقها تنها يك رأي متعلق به من است و شما به خوبي مي دانيد كه مشكل آنها با ميليونها رأيي است كه جوابي براي سرنوشت آنها ندارند. 

باز هم از عموم ملت شريف ايران متواضعانه درخواست مي كنم با حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش، در دام بدخواهان كه كوشش مي كنند اين حركت گسترده اجتماعي را شورش و اغتشاش و وابسته به بيگانه قلمداد كنند، نيافتند و با زيركي و هوشياري كه ويژگي ممتاز شماست اين توطئه ها را مهار نمايند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعايت اصول و مباني نشأت گرفته از انقلاب اسلامي راهبرد اصلي است كه ضامن تداوم و دسترسي به اهداف شماست.
دشمن خارجي با همراهي ياران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست كه مطالبات اين حركت عظيم خودجوش را به خوارج بيرون از نظام نسبت دهد و حتي الله اكبرهاي از دل برآمده شما را چون قرآنهاي سر نيزه معرفي كند. بر ماست كه با رفتار و گفتار خود اين توطئه شوم را خنثي نماييم.

برادر و خدمتگزار شما – ميرحسين موسوي
چهارم تير ۱۳۸۸

بیانيه‌ی شماره‌ی ۷ میرحسین موسوی

بسمه تعالي
هموطنان عزيز
در پي مانع تراشي ها و تهديدهاي مكرر كه در عمل انتشار روزنامه كلمه سبز را پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري متوقف كرده بود، به اين حد نيز اكتفا نشد و شبانگاه دوشنبه ۸۸/۴/۱ دفتر روزنامه مورد هجوم مأموران امنيتي قرار گرفت و كاركنان شريف آن دستگير و روانه بازداشتگاه شدند.
در حالي كه مقامات كشور و رسانه هاي دولتي مرتباً بر قانون و اجراي آن تأكيد مي كنند و معترضان به تقلب وسيع صورت گرفته در انتخابات به قانون شكني متهم مي شوند، چنين برخوردي با روزنامه اي كه با اخذ مجوز قانوني شروع به انتشار نموده و مسئولان، دبيران، خبرنگاران و كادر فني و اداري آن، غيرقابل درك است، مگر با قبول آنكه براي عده اي حاكميت قانون تا جايي پذيرفته است كه براي محدود كردن اعتراض مخالفان باشد و نه چيزي ديگر.
اين قانون شكني در حالي صورت مي گيرد كه ديگر رسانه هايي كه از طريق آنان ارتباط اينجانب با جامعه برقرار مي شد و نيز مطبوعات ورسانه هاي غيردولتي مورد محدوديت جدي قرار گرفته اند و تنها مجراي باز براي اطلاع رساني به مردم جريان خبرسازي يك سويه رسانه ملي و رسانه هاي دولتي است و متأسفانه جامعه را به سمت دريافت اطلاعات از طريق رسانه هاي خارجي سوق مي دهد.
 
اين برخوردهاي غيرقانوني، مبتني بر تحليل نادرست دولت از شرايط اجتماعي حاكم است كه راه را براي نفوذ بيگانگان در تحولات كشور باز مي كند و حركت در مسير اصلاح امور جامعه را در چارچوب مباني نظام جمهوري اسلامي دشوار مي سازد.
ضمن اعتراض شديد به تداوم اين رويه هاي غيرقانوني، بر حق ملت ايران در استفاده از ظرفيتهاي قانون اساسي براي ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخير و پس از آن روي داده تأكيد مي نمايم و آن را جزء لاينفك حقوق آنها بر اساس اين سند ميثاق ملي مي‌دانم و بر پيگيري آن اصرار مي‌ورزم.

برادر و خدمتگزار شما- ميرحسين موسوي
چهارم تير ۱۳۸۸

سه شنبه ۲ تیر ۸۸

نامه‌ی سرگشاده‌ی مهدی کروبی به عزت الله ضرغامی

بسمه تعالی

جناب آقای مهندس ضرغامی
رئیس محترم سازمان صداوسیما

با سلام
عملکرد صداوسیما در چگونگی انعکاس موج عظیم اعتراضات آرام مردم در سطح کشور به‌خصوص مردم شریف و قهرمان تهران پس از انتخابات بی‌نظیر ۲۲ خردادماه هر بیننده و شنونده منصف و علاقه‌مند به امام و نظام جمهوری اسلامی را به تحیر واداشت آیا آنچه که مردم شریف ایران در این چند روز خواستار آن بوده و هستند جزو احقاق حق و صیانت از آرای خود بوده است.

عدم اطلاع‌رسانی مناسب از خواست واقعی ملت و انتشار اخبار تجمعات آرام میلیونی به‌خصوص در روز دوشنبه ۲۵ خردادماه که همگان آن را با راهپیمایی ایام انقلاب مقایسه نموده و حتی قابل قیاس با راهپیمایی‌های مرسوم ۲۲ بهمن نبوده با رسالت رسانه ملی سازگار است؟

آیا ضرب و شتم و کشتار مردم بی‌گناه که غالبا توسط نیروهای لباس شخصی انجام می‌شود و انعکاس وارونه آن در صداوسیما جزو رسالت رسانه ملی است؟

آیا حمله به کوی دانشگاه توسط لباس شخصی‌ها که نمایندگان مجلس و مراجع رسمی و حتی مقام معظم رهبری نیز بر آن تعریض داشته‌اند و نسبت دادن این خشونت‌ها به انبوه جمعیت معترض به نتیجه انتخابات و تشبیه آنها به منافقین سال‌های ۶۰ جزو رسالت رسانه ملی است؟ ‌آیا نسبت دادن آتش‌سوزی‌ها و آتش‌زدن مساجد و تخریب اموال ملت که حسب اطلاعات واصله غالبا از سوی لباس شخصی‌هاست و البته ممکن است بعضا تعدادی عناصر نفوذی هم سوءاستفاده کنند جزو رسالت رسانه ملی است؟ آیا مردمی که الله‌اکبرهای شبانه سر می‌دهند مسجد آتش می‌زنند؟

آیا این صداوسیما همان صداوسیمایی است که حسب فرمایش امام باید کارخانه آدم‌سازی باشد؟

آیا نمایش اینگونه‌ای اعتراضات مردمی به نوعی تطهیر منافقین سال‌های ۶۰ نخواهد شد.

آیا عملکرد صداوسیما، بی‌اعتمادی مردم را به نظام جمهوری اسلامی افزایش نخواهد داد. نشان دادن صحنه‌های ضرب و شتم وحتی کشتار رقت‌انگیز جمعی از مردم دل اینجانب را به شدت آزرده کرده است و به گمان من در صورت عدم دخالت نیروهای لباس شخصی و انتظامی و فرضا نیروهای نفوذی و اغتشاشگر این صحنه‌های دلخراش به‌وجود نمی‌آمد اما آیا انعکاس آن در صداوسیما و نسبت دادن آن به جمعیت میلیونی جزو رسالت رسانه ملی است.

جناب آقای ضرغامی، به خوبی می‌دانید که آنانی که امروز از دولت آقای احمدی‌نژاد حمایت می‌کنند کسانی هستند که مروج اسلام تحجر و اسلام طالبانی هستند که نقطه مقابل تفکر حضرت امام قرار دارند و مردمی که معترض به نتایج انتخابات هستند به نتیجه انتخاباتی معترضند که در یک فرایند مهندسی شده و تقلب‌های فراوان، فردی را به عنوان رئیس‌جمهور آینده اعلام کرده است که بتواند مجری تفکر متحجرانه و تفکر نشات گرفته از مکتب آقای مصباح‌یزدی است.

جناب آقای ضرغامی عملکرد رسانه ملی قبل از انتخابات که ترویج دروغگویی، هتک حرمت،‌اتهام‌زنی، استفاده نادرست از رسانه ملی برای یک کاندیداست جای بحث طولانی دارد که در یک فرصت مقتضی باید به آن پرداخت. از شما به عنوان رئیس این رسانه ملی اکیدا می‌خواهم پیام این مردم عزیز و شریف را دریابید و رویکرد رسانه ملی را در چگونگی انعکاس اعتراضات آرام مردمی اصلاح نمایید و بیش از این مردم را برای کسب اطلاعات و اخبار به سمت رسانه‌های خارجی سوق ندهید.

مهدی کروبی
۱۳۸۸/۴/۲

نامه‌ی سرگشاده‌ی مهندس عبدالعلی بازرگان به رهبر جمهوری اسلامی

هو العلي الكبير

جناب آقاي سيد علي خامنه اي، نميدانم با چه زبان و از كدامين ظلم و جنايتى با شما سخن بگويم كه مشفقان و دلسوختگان ملت نگفته باشند؟ در نظام متمركز و مطلقه اي كه همه راهها منتهي به رأي و تصميم شخصي شما گشته،  نامه‌هاي ناصحانه متعددي در ارتباط با تقلب انتخاباتي وسركوب خونين معترضين به جنابعالي نوشته شده كه هيچكدام هم پاسخي دريافت نكرده‌اند. بنده نيز اميدي ندارم اين نوشته از كانال‌هاي كنترل شده ارتباطي بيت بگذرد و به رؤيت شما برسد، با اين حال بنا به وظيفه ملي و ديني خود  نكاتي را يادآور مي‌شوم.

در نظام ولايت مطلقه فقيه، شما و تئوريسين‌هاي اين تِز مدعي هستيد مشروعيت خود را نه از آراء اكثريت مردم، بلكه ازپيوند به ولايت اهل بيت مطهر پيامبرمكرم اسلام مي‌گيريد. سرسلسله ولايت و عرفان در مكتب تشيع اميرالمومنين علي(ع) است كه ديدگاه سياسي خود و معيارهاي مطلوب حكومتي را در "عهدنامه‌اي" كه به "منشور حكومت اسلامي" شهرت يافته، تدوين كرده است. عهدنامه‌اي كه براي اداره سرزمين بزرگ مصر به  "مالك اشتر" سپرده تا درماموريت خطير خود به عدالت رفتار كند. بنابراين بر آن شدم عملكرد شما در وقايع خونبار اخير را در عرضه به اين منشور، كه تبلور عصاره تجربيات حكومتي نخستين امام مكتب تشيع است، مورد ارزيابي و مقايسه قرار دهم. گرچه اين نكات را بهتر از من مي‌دانيد، اما خواستم به مصداق:"فذكرفان الذكري تنفع المومنين"، هرچند خوشايند شما و چاپلوسان نباشد، هم يادآوري كرده باشم، و هم به كساني كه ولايت شما را از سنخ همان ولايت مي‌دانند تفاوت زمين تا آسمان را به توفيق حق نشان دهم.

الف – بدبيني ملت به رهبري

جناب آقاي خامنه‌اي، ميليون ها ايراني آزاده، به حق يا باطل، شما را در حوادث اخير به خاطر حمايت بي دريغتان از رئيس جمهور و تقلب آشكارانتخاباتي همكاران او، عامل اصلي تشنجات و كشتارها مي‌دانند وسياست‌هاي يك طرفه و استبدادي شما را محكوم و عدالت و صلاحيت رهبري‌تان را انكارمي كنند. جنابعالي مسلماً چنين قضاوتي را بر نمي‌تابيد، اما مدعي پيروي از كسي هستيد كه (در همان عهدنامه) فرمود:

اگر ملت برتو گمان ستمگري بَرَد( حكم ترا ظالمانه بشمارد)، عذر خويش را با شفافيت تمام براي آنها بيان كن و بدگماني مردم را با دلائل روشن از خود دور ساز. مسلماً در اين (تمكين به حقوق و حاكميت مردم) رياضتي است كه بايد بر خود دهي، و رفاقتي است با مردم، و رسيدني است به آرمانت كه بايد برپاداشتن مردم در راه حق باشد (بند ۱۳۰ عهدنامه).

اما شما جز تأييد شتابزده صحّت انتخابات پيش از زمان قانوني آن و مردود شمردن ادعاي مخالفين بر تقلب درامانت ِ آراء، نه تنها هيچ دليل و منطقي جز پافشاري بر درستي و "شيريني"! آن ارائه نداديد، بلكه نيروهاي سركوب تحت فرمانتان را از "تلخي" عواقب كشتار منع نكرديد. در حالي كه بايد به جاي تهديد و توبيخ، با عدالت و انصاف و عذرخواهي ازملت، آنها را آموزش و رشد مي‌داديد.

با وجود بسته شدن خبرگذاري‌ها و همه امكانات و ابزار رسانه‌اي ِ قابل كنترل، براي بي خبر نگه داشتن توده‌هاي مردم از سركوب سازمان يافته حاكميت، به نظر نمي‌رسد براي شما محدوديتي براي آگاهي ازعوارض اين قلع و قمع باشد. آيا هرگز گزارش و عكسي ازشهدا و مجروحين وقايع اخير را به سمع و نظر شما رسانده اند؟ آيا مي‌دانيد نزد خدا و خلقش، به عنوان تصميم گيرنده اصلي و مسئول مستقيم آنها پاسخگوي در دنيا و آخرت هستيد؟ از دو حال خارج نيست؛ يا مي دانيد، يا نمي دانيد. اين سئوال را رهبر سلف شما در آستانه انقلاب از شاه كرد. آيا به ياد نمي‌آوريد!؟

اختلاف ميان مقام رهبري و ملت، امري بسيار طبيعي و عادي در ساير كشورهاست،  در نظام ولايت فقيه، همواره اين مردم هستند كه صغير و مهجور و محتاج سرپرستي هستند و حق هميشه با رهبري است و نظر او "فصل الخطاب" و "حكم حكومتي"اش حذف كننده هرحركت فكري است. اما در همان "عهدنامه"، در تنازع احتمالي رهبر با ملت (مشابه چنين حوادثي)، تصريح شده است طرفين موظفند به كتاب و سنت (قانون) مراجعه نمايند ورهبري هيچ حق ويژه اي بر ديگران ندارد (بندهاي ۶۳ تا ۶۵).

جناب آقاي خامنه‌اي، اينك متاسفانه ميان شما و بخش عظيمي از ملت اختلاف و فاصله‌اي عميق افتاده است كه در صورت لجاجت و بي‌اعتنائي به حقوق مردم، ميرود خداي ناكرده به جنگي داخلي و برادركشي منتهي شود آثار چنين فتنه‌اي كه تا ابد بر پيشاني عاملان آن باقي مي ماند، نام نيكوئي از شما باقي نمي‌گذارد.

توجه تان را به تصوير زشتى ازاين اوضاع در فرازي ديگر ازعهدنامه جلب ميكنم:

اگر ملت بر رهبري چيره گردد (نظام مديريت گسسته شود) يا رهبري به ملت ستم كند، در اين هنگام اختلاف كلمه پديد مي‌آيد و نشانه‌هاي زورگوئي قدرت آشكار مي‌گردد، فريب كاري‌هاي ديني زياد مي‌شود ، عمل به سنت‌هاي نيكو متروك مي ماند، هر كس به دلخواه عمل ميكند، احكام معطل مي‌ماند، دردها و بيماري‌هاي(جسمي و روحي) مردم افزون مي‌شود، هيچ كس از پايمال شدن حق بزرگ و رواج امور باطل بيمي به دل راه ندهد (بي‌تفاوتي مردم). در اين هنگام نيكان به‌خواري و بدكاران به عزّت مي‌رسند(خطبه ۱۶۰).

 

ب- انتقاد به رهبري

جناب آقاي خامنه‌اي، علي(ع) كه شما سالي را به ياد او نامگذاري كرديد، در همان آغاز خلافت،  صريحاً مردم را به حق‌گوئي (انتقاد) از خود و نظردهي (مشورت) دعوت و تأكيد كرد: "من بالاتر از اين نيستم كه اشتباه نكنم، مگر آنكه خدا كفايتم كند" (خطبه ۲۱۶) و در متن عهدنامه معروف خود به مالك هشدار داد:

بايد نزديك‌ترين وزيرانت از نظرقرب مقام كسي باشد كه بيشترين حرف تلخ حق را به تو ميزند و آنگاه كه عملي از تو سر مي‌زند كه خدا از اوليائش ناخوش دارد، كمترين ياري را به تو مي‌رساند، ... همكارانت را به جد بياموز تا تو را ستايش و بي‌جهت تجليل نكنند. (بند ۳۳)

شما اگر در حوادث اخير به جاي دستگيري گسترده رهبران گروه هاي سياسي و صاحب نظران دلسوزملك و ملت، از بيم واهي بهره برداري از نيروي خشم ملت، و اعتمادتان به تحليل‌هاي اطرافيانتان، طبق فراز زير با آنان گفتگو و رايزني مي‌كرديد، آيا به صلاح خودتان و ملك و ملت مظلوم نبود؟

تا آنجا كه مي‌تواني با دانايان و حكيمان (كارشناسان) در تثبيت آنچه امور كشور را به اصلاح و مردم را به پا مي دارد مذاكره كن. (بند ۴۰)

رهبران فكري و سياسي مردم كه جاي خود دارد، شما طبق اين عهدنامه وظيفه داريد بخشي از اوقات هفته را به شنيدن نظريات كساني كه به شما انتقاد دارند، اختصاص دهيد:

 بايد قسمتي از اوقات خويش را به كساني كه مطالباتي ازخودت دارند اختصاص دهي و در مجلسي عمومي كه نهايت تواضع را به خاطر خدا انجام مي دهي، بدون حضورنيروهاي نظامي، حراستي (امنيتي) و پليس، شخصاً حضوريابي تا گويندگان (شاكيان) بدون لكنت زبان با تو سخن بگويند، كه من از رسول خدا، نه يكبار، كه به كرات شنيدم كه مي‌فرمود: هرگز نظامي را كه حق ِ ضعيف بدون لكنت زبان از قوي ستانده نمي‌شود، نمي توان نظام مقدس (پاك و مبراي از عيب) شمرد... ( بندهاي ۱۰۹ تا ۱۱۱)

جناب آقاي خامنه‌اي، هواداران شما با كدام معيار، حكومتي را كه مطالبه امانت درآراء انتخابات را با ضرب و شتم و ابزار قتاله پاسخ مي‌دهند، نظام مقدس!! مي‌شمارند؟ شما وقتي كارهاي بزرگ را به اشخاص كوچك مي‌سپاريد، براي حفظ موقعيت خود از هيچ اقدامي فروگذاري نمي‌كنند. به راستي منطق شما درحمايت مستمر از آقاي احمدي نژاد، كه مملكت را با عملكردش در آستانه نابودي قرار داده، جز نزديكي به افكار خودتان، آنچنان كه در نماز جمعه گفتيد، چيست؟ نمازي كه فرصت استثائي خدائي بود تا جامعه را با قبول تقلب وقضاوت منصفانه خودتان به آرامش بياوريد. اما در "عهد نامه علي" آنگاه كه ضوابط گزينش كارگزاران را: داشتن تجربه، حياء، خانواده صالح، سابقه در اسلام پيشگام (نه متحجر)، اخلاق كريمانه، بي طمعي مالي، عاقبت انديشي و ...  تبيين ميكند به گونه ديگري توصيه شده است:

 كارگزارانت را پس ازآزمايش به كار بگمار، نه با تمايل شخصي و رأي فردي. كه اين شيوه ظلم است و خيانت (به ملت). (بند ۷۲)
 

ج-  سركوب مخالفين

كشتارهاي فجيعي كه در برخورد با دانشجويان و يا در تظاهرات مسالمت آميزخياباني در حوادث اخيرتوسط نيروهاي تحت فرمان مستقيم وغير مستقيم شما رخ داده است، تماماً حكايت از عزم راسخ آن مقام در قلع و قمع مخالفيني مي‌كند كه جز تجديد انتخابات ِمهندسي شده درخواست ديگري ندارند. گويا فدا شدن هزاران نفر براي به كرسي نشاندن تصميم رهبري و ناديده گرفتن ميليونها درخواست منطقي اهميتي در نظام ولائي شما ندارد!؟

اگر از خاطر نبرده باشيد،۵۶ سال قبل در بيدادگاه نظامي شاه، وقتي مرحوم طالقاني و ساير سران نهضت آزادي محاكمه مي‌شدند، مهندس بازرگان پس از دريافت محكوميت ده ساله خود خطاب به تيمسار"قره باقي" رئيس دادگاه گفت:

ما آخرين گروهي هستيم كه با زبان قانون وبه شيوه مسالمت آميز با شما سخن مي‌گوئيم. با محكوم كردن ما ملت خاموش نمي شود بلكه با زبان ديگري با شما سخن خواهد گفت.

ده سال بعد حركت‌هاي چريكي درجنگل‌هاي "سياهكل" و عمليات مسلحانه شهري جايگزين مبارزات مسالمت آميزپارلماني شده بود. تشكيلات شما استثنا نيست و قوانين الهي شيخ و شاه نمي‌شناسد.

 شما اين سخت‌سري و قاطعيت را به نفع نظام ولائي مي‌دانيد، اما در فراز ديگري از منشور حكومتي على (ع) نظر ديگري عنوان شده است:

ترا هشدار ميدهم در باره خونها (جان مردم) و خون ريزي به ناحق. زيرا هيچ عاملي بيش از كشتاربه ناحق موجب بروز نابساماني‌هاي اجتماعي (نقمت) و پي‌آمدهاي تخريبي عظيم و زوال و بريده شدن مدت (حكومت) نمي‌گردد .... مبادا پايه هاي سلطنت خويش با ريختن خون حرام تقويت كني كه چنين شيوه‌اي نه تنها موجب تضعيف و سستي اركان حكومت، بلكه زوال و انتقال آن (به نظامي ديگر) مي‌شود. (بند ۱۴۱)

جناب آقاي خامنه‌اي، شما كه اجازه نمي‌دهيد خبرنگاران داخلي و خارجي از صحنه‌هائي كه هوادارانتان آفريده‌اند، فيلم و گزارشي تهيه كنند، آيا مستقل از فضا و فيلتري كه پيرامونتان ايجاد كرده‌اند هرگز فرصت كرده‌ايد نيم نگاهي به عكس‌ها و فيلم‌هائي كه جوانان جسور با موبايل‌هاي خود از جنايت‌هاي مأمورانتان گرفته‌اند بيندازيد؟ آيا حمله نيروهاي سركوبگر در لباس شخصي را كه همچون گرگ به جان جوانان برومند وطن افتادند ديده‌ايد؟ مگر امام علي(ع) در همان عهدنامه هشدار نداده بود:

مبادا، همچون درندگان به جان مردم افتاده و خورد نشان را غنيمت بشماري. آنها از دو حال خارج نيستند؛ يا برادر ديني تواند و يا همنوع تو (بند ۹ و ۱۰).

البته شما در نماز جمعه با فرافكني زيركانه‌اي مسئوليت اين جنايت ها را به گردن "تروريست هاي نفوذي"! انداختيد كه در پوشش تظاهرات خياباني ضربات تروريستي خود را وارد مي كنند. عجبا، چگونه است كه تروريست ها اهداف خود را همواره از ميان دانشجويان معترض دانشگاهها و در ميان مردم عادي انتخاب مي‌كنند!؟

گفتيد:"اينكه بروند دانشگاه و جوان دانشجوي مؤمن و حزب اللهي را آنهم با شعار رهبري مورد تهاجم قرار دهند دل انسان را واقعا خون مي كند"! اگر چنين احساسي صادقانه است، چرا براي يكبار هم كه شده دستور نمي‌فرمائيد  نيروهاي انتظامي شما با نيروهاي رسمى با لباس شخصي  برخورد و آنها را دستگير كنند؟

امام علي به مالك اشتر، با آنكه مطمئن ترين ياور او بود، در دفاع از حقوق مردم تازه مسلمان مصرو پرهيز او از اتخاذ شيوه‌هاي خشن در برخورد با مردم فرمود:

اگر به خطا كسي را كشتي يا تازيانه‌ات، يا شمشيرت، يا دستت در عقوبت از حدّ گذرانيد، يا با مشت و بالاتر از آن، به ناخواسته مرتكب قتلي شدي، نبايد گردن كشي و غرور قدرت تو مانع آيد كه خون بهاي مقتول را به خانواده اش بپردازي.

جناب آقاي خامنه‌اي، در نظام ولايتي شما خونبها كه پيش كش! جنازه جوانان را هم به خانواده‌هاشان به راحتي تحويل نمي‌دهند تا بر آنان عزاداري كنند!؟ اين است رأفت وعطوفت اسلامي ادعائي شما!

شما با تحريك عواطف مذهبي نمازگزاران، بخش عظيمي از ملت را فريب خوردگان يا وابستگان به بيگانه شمرده و مرتكب ظلم عظيمي مي‌شويد. شما ناله و نفرين مادران داغدار وفرزندان شكنجه شده آنان را نمي‌شنويد اما در نظام خداوند ِ سميع و عليم ناله والدين "ندا"هاي مقتول بدون جواب نمي‌ماند.

(بند۱۹) هيچ عاملي براي تغيير نعمت‌ها (راحت و رفاه و امنيت و آزادي) در جامعه و شتاب گرفتن نقمت ها (نوميدي، اعتياد، فساد، فحشاء و ...) مؤثرتر از قدرت گرفتن يك حكومت بر پايه ظلم نيست. زيرا خداوند شنواي دعاي شكنجه ديدگان و در كمين ستمگران است.

 
د- شخصيت پرستي مشركانه

جناب آقاي خامنه‌اي، ملت ما در انقلاب سال ۵۷ ازطاغوت زمان كه نماد طغيان استبدادي يك فرد بود، نجات يافت و به حاكميت ملي رسيد. اينك پس از ۳۱ سال، گرچه ظواهر و عناوين عوض شده، اما همچنان در بر همان پاشنه مي گردد و اكثريت ملت درنظام ولايت مطلقه و شوراي نگهبان و ساير نهادهاي وابسته، از حاكميت خود محرومند. شيوه‌هاي شخص پرستي و بت سازي مشركانه از مقامات و تملق و چاپلوسي، سكه رايج زمانه است و بر خلاف امام علي كه در طرد و دفع متملقين فرصت‌طلب از هيچ فرصتي دريغ نمي‌كرد، متأسفانه ديده نمي‌شود مقام رهبري ابراز برائتي از چنين چاپلوساني كرده باشند. گويا اين فراز زير از عهدنامه به كلي فراموش شده است:

هرگاه از اقتدارخويش احساس ابهت واوج خيال (در آسمان جاه و مقام) كردي، نگاهي به عظمت ملك خداوند بر بالاي سرت بيفكن و قدرت او را برخويش، كه فاقد آني، در نظر بگير. با چنين به خود  نگريستني سركشي تو تسكين مي يابد، تند و تيزي تو فرو مي‌كاهد و عقل و خِردي كه از توگريخته باز مي‌گردد (بند۱۴).

 
ر - عدالت پروري

انتظار ملت از شما چيزي جز انصاف و عدالت و ترجيح حقوق ملت برتمايلات خودتان نيست، شادماني شما نيز، آنچنان كه در عهدنامه آمده است، نبايد جز اجراي عدالت و جلب رفاه و رضايت مردم باشد. اين سخن ِامامي است كه يكسره از ولايت او داد سخن مي‌دهيد:

بهترين مايه شادماني رهبران بايد بپا داشتن عدالت در شهرها وپديدار شدن دوستي (طرفداري) ملت باشد و چنين دوستي حاصل نمي‌شود، مگربا خوش‌بيني‌شان و اين نيزحاصل نمي‌شود جز با گردآمدنشان پيرامون مسئولين امور و سنگين نشمردن بار دولت آنها بردوش خود و ترك ِآرزوي سر آمدن دوران زمامداري‌شان (بند۵۸).

جناب آقاي خامنه‌اي، پايان بخش نامه خود را مقدمه عهدنامه امام علي قرارمي‌دهم، مقدمه‌اي كه به هنگام اعزام مالك اشتر به سرزمين فراعنه، نوشته شده است:

اي مالك، بدان كه تو را به سرزميني فرستاده‌ام كه پيش از تو دولت‌ها ديده، برخي دادگر و برخي ستمگر. و مردم در كارهاي تو به همان چشمي مي‌نگرند كه تو در كار رهبران پيش از خود مي‌نگري ودرباره تو همان مي‌گويند كه درباره آنان مي‌گوئي و نيكوكاران را از آنچه خدا بر زبان مردم جاري مي‌سازد توان شناخت.

ميهن عزيز ما بيش از ۲۵ قرن است  درسلطه سلسله سلاطيني، عموماً ستمكار زيسته است، زمان زيادي نداريد تا قضاوت بندگان خدارا عوض كنيد. آريامهر!! آنگاه صداي انقلاب مردم را شنيد كه فرياد "مرگ برشاه" همه فضاي شهر را پر كرده بود. به نصيحت اميرمؤمنان گوش دل بسپاريد كه فرمود:

كفايت كار مردم به عهده تو قرار گرفته وخداوند ترا در رفتارت با ملت امتحان مي‌كند. پس خود را در جنگ با خدا قرار مده كه قدرتي در برابر انتقام او نداري و نيز بي‌نياز از عفو و رحمتش نيستي (بند۱۱).

... و مااريدان اخالفكم الي ما انهيكم عنه ان اريد الاالاصلاح مااستطعت و ماتوفيقي الابالله عليه توكلت و اليه انيب (هود۸۸).

بيانيه‌ی عبدالله نوری پیرامون وقايع اخير

بسم الله الرحمن الرحیم

ألَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ
آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و حقّ خاشع گردد؟!

وقایع روزهای گذشته اينجانب را به حكم وظيفه ديني، اخلاقي و ملي بر آن داشت تا نكاتي را ياد آور شوم:



 ۱- اعلام نتيجه انتخابات اينجانب را همچون انبوهی از ملت هوشمند ایران شگفت زده و نگران ساخت. شگفت زده از آن جهت كه چگونه سرمايه عظيم اعتماد ملت به تاراج رفت و نگران از اين بابت كه چرا پس از گذشت سه دهه از  پيروزي انقلابي كه آزادي يكي از اساسي ترين شعارهاي آن بود و به بهاي ريخته شدن خون عزيزان اين وطن به پيروزي رسيد، شهروندان اين کشور از حداقل ميزان آزادي سياسي، يعني برخورداري از انتخاباتي سالم، محرومند؟ هرچند در طول ساليان گذشته با نگراني عمیق، ويراني بسیاری از دستاوردهاي اسلام و انقلاب را شاهد بودم، ولي اميد آن داشتم تا اين انتخابات بتواند تضميني بر حداقلي از آزادي ها باشد و از خسارات بيشتر جلوگيري كند. ملت سرفراز و آگاه ايران نيز براي پاسداري از همين  آزادي حداقلي با وجود همه تضييقاتي كه بر سر تحقق خواسته آنان بود بیشترین همکاری را با حکومت داشتند و حتی به فیلتر شورای نگهبان تمکین کردند و به یکی از 4 کاندیدای مورد تأیید شورای نگهبان رأی دادند و صادقانه تمامي سرمايه خود را در طبق اخلاص نهادند و با حضور حماسي خود  خواستند از خسارت و زوال بيشتر ایران عزیز جلوگيري كنند.اما افسوس که امروز بسیاری از رأی دهندگان احساس می کنند همان رأی هم نادیده گرفته شده است و فریبی به بهای از بین رفتن آبرو و صداقت حکومت، خورده اند. انتظار مي رفت مسئولین مربوطه با وجود تمامي محدوديتهايي كه در انتخابات ايجاد كرده بودند به آراي مردم احترام گذاشته از آن حفاظت نمایند، آن هم در نظامی كه با عناويني همچون مردم سالاري ديني همواره خود را بر آمده از ملت معرفي مي كند، ولي پاسداشت حضور حماسي ملت اعلام نتيجه اي بود كه نه تنها هيچيك از رقباي انتخاباتی آن را نپذيرفتند، بلكه احساسات کثیری از رأی دهندگان را جريحه دار كرد.

   ۲-  امروز میلیون ها رأی دهنده ایرانی در داخل و خارج کشور معتقد هستند که بزرگترین گناهان که دروغ است، آن هم دروغی به بزرگی ایران و نیز گناه خیانت در امانت را مجریان امر! مرتکب شده اند و گویا قرار است کسی سخنی نگوید تا با مرور زمان همه چیز حل شود. راستی چه منکری عظیم تر از دروغ و خیانت در امانت آنهم نسبت به ملتی به عظمت ملت ایران؟ مگر راستگويي چه زياني براي صاحبان قدرت دارد كه از آن گريزانند و دروغ گويي جز از بين بردن مشروعيت نظام  و سلب اعتماد عمومي چه سودي در پي دارد كه اين همه  بر آن اصرار مي ورزند؟ در انتخابات ریاست جمهوری 4 سال قبل هم برخی از کاندیداها مدعی تقلب و تخلف گسترده بودند، لکن در این انتخابات افزون بر سه کاندیدا عدهء کثیری از مردم نتیجه انتخابات را نپذیرفته اند؟ چنانچه این باور اصلاح نشود و اعتماد جمهور مردم جلب نگردد بازنده اصلی نظام است. مهمترين سرمايه اجتماعي و ملي همه نظام ها اعتماد عمومی است و حداقل خسران وضعيت کنونی از بين رفتن آن است. آیا در چنین شرائطی نباید برای باز گرداندن اعتماد مردم تلاش کرد؟ آیا روشی که در پیش گرفته شده برای جلب اعتماد مردم مناسب است؟ ابطال انتخابات یک روال سابقه دار بوده و به هیچ عنوان بدعت نیست و بدیهی است تکرار انتخابات هم نه تنها باعث تغییر در آراء واقعی ملت نمی شود بلکه تمامی رأی دهندگان را بر رأی خود ثابت قدم تر می کند. چنانچه شورای نگهبان هم نظر قطعی خود را مبنی بر صحت انتخابات صادر نماید، رهبر می تواند به عنوان معضل پیش آمده از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام دستور اقدام دهد تا رییس جمهور برآمده از انتخاباتی سالم و شفاف بتواند با قدرت و اعتماد به نفسی بیشتر مسئولیت اجرائی کشور را بر عهده گیرد. 

حال اگر کسی مدعی تقلب و تخلف در انتخابات باشد چگونه می تواند آن را بیان کند؟ در حالی که مطبوعات تحت فشار و تهدید و سانسور قرار دارند و به نحو بی سابقه ای تمامی رسانه ها تحت کنترل است و هر گونه اطلاع رسانی از طریق رسانه های داخلی و خارجی و اینترنت و تمامی سایت های خبر رسانی  و حتی تلفن شخصی شهروندان دچار اختلال قرار می گیرد و سیستم پیام کوتاه تعطیل می گردد تا حداقل های ارتباطی و خبررسانی مردم از بین برود و صدا و سیما هم که متعلق به مردم و جزء اموال عمومی است یک طرفه هر آنچه می خواهد می گوید بدون اینکه اشخاص و صاحب نظرانی که مانند آنها فکر نمی کنند و یا اعتقاد به تخلف و تقلب آشکار در انتخابات دارند را در بحث ها شرکت دهد، دیگر چه راهی برای اعتراض می ماند؟ مگر امر به معروف و نهي از منكر از مهمترین ارکان اسلام نیست؟  و در آیات متعدد قرآن بر آن تاکید نگردیده است؟ حال چنانچه مردم منکری را از حکومت مشاهده کردند آیا در قبال آن وظیفه ندارند؟ آیا امر به معروف و نهي از منكر براي جلوگیری از انحراف حكومت ها نیست؟ حکومتی که مدعی آزادی است و در گفتگو با رسانه های داخلی و خارجی ادعا می کند در ایران آزادی مطلق! وجود دارد، اعلام نمايد مردم چگونه می توانند انتخابات را نقد کنند؟ چرا پس از تبريك  رهبری هيچ يك از رقيبان اين نتيجه را نپذيرفته اند؟  چرا نخست وزیر 8 ساله نظام در دوران دفاع مقدس، جناب آقای مهندس میر حسین موسوی و نیز حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی رییس دو دورهء مجلس نظام که هر دو مورد تایید صریح امام خمینی (ره) بوده اند و آشکارا خود را در چهارچوب نظام ولایت فقیه تعریف می کنند و به تازگی از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده اند و مجدداً در نماز جمعه اخیر هم مورد تایید رهبری قرار گرفتند و به تعبیری خودی به حساب آمدند، نظر رهبری را نمی پذیرند و صراحتا انتخابات را شعبده بازی و مضحک می نامند؟ امروز هم مردم به دنبال رأی خود می گردند و حکومت نباید از این خواست تعبیر دیگری بکند که تعبیری غیر از این بیش از همه به ضرر حاکمیت است. همیشه حکومت ها اعتراضات سنگین و خواست های بزرگ را تقلیل می دهند و بسیار تعجب آور است که چرا در این نظام خواست های معقول و قابل دسترس را به انقلاب مخملی و امثال آن و یا تأثیر پذیری از القائات خارجی ارتقاء میدهند؟

ادامه‌ی «بيانيه‌ی عبدالله نوری پیرامون وقايع اخير»

دوشنبه ۱ تیر ۸۸

بيانيه‌ی سوم مجمع روحانیون مبارز

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم انا نشکو الیک فقد نبیَنا و غیبته ولینا و کثره عدونا و شدة الفتن بنا
بیش از ده روز است که از انتخابات ریاست جمهوری می‌‌گذرد، مردم نجیب ایران که با هزاران امید و آرزو و شور و شوق به پای صندوق‌های رای آمدند، اکنون باید جنازه جوانان خود را از میان خاک و خون بردارند و به سوگ آنان بنشینند، میلیون‌ها انسان در سراسر کشور به نتایج اعلام شده این انتخابات باور و اطمینان ندارند، بلکه آن را محصول یک طرح حساب شده می‌دانند و بدان معترضنند، میلیون‌ها انسان در سراسر کشور می‌خواهند و حق دارند فریاد اعتراض خود را به صورت راهپیمایی و اجتماعات آرام به گوش طرفداران حق و عدالت برسانند. آیا پاسخ این فریادهای حق‌طلبانه سفیر گلوله‌هایی است که سینه فرزندانشان را بشکافد و پیر و جوان و زن و مرد را به خاک و خون بکشد؟

وقتی از نظر میلیون‌ها انسان فهیم و آگاه مجریان و ناظران انتخاباتی در مظان اتهام قرار دارند آیا منطقی است که آنان را برای احقاق حق خویش به محکمه‌ای حواله دهند که داورانش در معرض اتهامند؟ اگر حضور گسترده مردم در پای صندوق‌های رای آگاهانه بوده و امضاء سند افتخار جمهوری اسلامی است، پس چرا حضور اعتراضی میلیون‌ها نفر از همین مردم به توطئه و دسیسه بیگانگان نسبت داده شده می‌شود مگر رژیم‌های گذشته در ایران و سایر کشورها از این اباطیل چه طرفی بستند که امروز همان نسخه پوسیده را کپی کرده و به مردم اهانت می‌کنند.

میلیون‌ها انسان شریف و آگاه بر این باورند که با آراء آنان بازی شده و به فهم و شعورشان اهانت شده است و برای دفاع از حیثیت و کیان خود به صورت خودجوش به خیابان‌ها ریخته‌اند تا دردها و تحقیرهای فروخورده خود را فریاد کنند. چرا به مردم اهانت می‌کنند و این حرکت مردمی و در کمال وقار و آرامش را به بیگانگان نسبت می‌دهند و هزاران نفر را در خیابان‌ها و از خانه‌هایشان می‌ربایند و با رفتاری بسیار زشت و ناپسند آنان را اعم از زن و مرد به نقاط نامعلوم می‌برند؟ حرکت میلیون‌ها جوان در ایام انتخابات و در راهپمایی‌ها با فریاد الله اکبر و با شعار یا حسین چه کسانی را آزرده و عصبانی کرده است که باید به خوابگاه دانشجویان شبانه حمله کنند و با ضرب و شتم بی‌حساب آنان را آواره کنند و خوابگاه آنان را به ویرانه تبدیل کنند؟ تاسف‌‌بارتر از این عمل آن است که این حمله مغول‌آسا را به خود مردم نسبت دهند. فانالله و انا الیه راجعون.

کدام عقل سلیم باور می‌کندکه حرکت اعتراضی میلیون‌ها انسان آگاه از کارگران، کسبه، کشاورزان، روحانیون، دانشجویان و سایر اقشار نقشه و طراحی این گروه یا آن گروه و با حمایت بیگانگان باشد؟ چرا شخصیت‌های محترم و خدمت‌گذار  ملت طول سی سال گذشته را به بهانه‌های واهی با بدترین رفتارها و دستگیر می‌کنند و به زندان‌ها می‌کشانند؟ کسانی که دست به چنین اعمال می‌زنند و سرمایه‌های اجتماعی جامعه را این‌گونه تاراج می‌کنند، از خدا بترسند و از عاقبت خود بهراسند.

جناب آقای مهندس میرحسین موسوی که در طول سالیان دفاع مقدس نخست وزیر این کشور بوده و همواره در برابر کارشکنان مورد حمایت بی‌دریغ حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بوده است، پس از بیست سال رصد کردن اوضاع کشور امروز احساس خطر کرده است و برای نجات کشور از مدیریت غلط چهار سال گذشته به میدان آمده و در مدت کمتر از سه ماه میلیون‌ها انسان شیفته امام خمینی را با یاد و نام آن عزیز به صحنه آورده است و میلیون‌ها جوان را که می‌رفتند از هر نوع مشارکت و همراهی جمهوری اسلامی رو بگردانند، با نشان دادن راه و خط صحیح حضرت امام خمینی به پای صندق‌های رای آورده است،‌ آیا چنین شخصیتی به جای آنکه مورد تقدیر و تجلیل قرار گیرد، باید توسط همان‌هایی که در آن زمان در برابر امام صف‌‌آرایی می‌کردند و نیز خلاف آنان امروز مورد عتاب قرار گیرد و آنچه زیبنده خود آنان است به مهندس موسوی نسبت دهند؟ آیا آقای مهندس موسوی مسبب اغتشاش‌های است یا آنان که با لشکر‌کشی در خیابان‌ها شهر را به صورت یک پادگان نظامی درآورده‌اند و مردم بویژه جوانان را تحریک می‌کنند و احساساتشان را جریحه‌دار می‌سازند؟

مردم می‌گویند در انتخابات امانت‌داری نشده است و باید انتخابات ابطال شود، آیا پاسخ چنین خواسته‌ای بر فرض که به اعتقاد مسئولان برنامه‌ریز و مجریان انتخابات صحیح نباشد،‌ انواع اهانت‌هایی است که از بلندگوهای حکومتی نثار مردم می‌شود و باید پس از آن با چوب و چماق و تفنگ و گلوله به آنان حمله شود، عده‌ای مجروح یا کشته و گروهی هم به بند کشیده شوند؟ ‌آیا دستی در کار است تا با این رفتارهای غیر انسانی آبروی امام و جمهوری اسلامی را به تاراج دهد؟

ما قویاً از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی حمایت می‌کنیم و در برابر تهمت‌های ناجوانمردانه و از آن جمله تهمت تسبیب اغتشاش‌ها به ایشان از وی دفاع می‌کنیم و عامل همه اغتشاش‌ها و زخمی شدن‌ها و دیگر خساراتی را که به مردم وارد شده است، کسانی می‌دانیم که بی‌جهت شهر را به صورت پادگان نظامی درآورده‌اند و آنها باید شناسایی و محاکمه شوند.

ما مصرانه خواستار آزادی تمامی دستگیرشدگان از شخصیت‌های سیاسی روحانی و غیر روحانی هستیم و هرگونه محاکمه غیرقانونی و بازجویی‌های تحت فشار و رعب را محکوم می‌کنیم.

آیا عدل و انصاف است که صدا و سیمای حکومتی به میلیون‌ها انسان و نخبگان آنان هر گونه اهانتی را روا دارند و هیچ فرصتی برای این بی‌گناهان ایجاد نشود تا از خود دفاع کنند و حقایق را با مردم در میان بگذارند. وقتی وسائل ارتباطی از پیامک‌ها و سایت‌ها و اینترنت  همه را از کار بیندازند و در تلفن‌های همراه اخلال ایجاد کنند و تنها وسیله اطلاع‌رسانی یعنی صدا و سیما را از شأن یک رسانه ملی به رسانه دولتی تبدیل کنند و یک‌جانبه به بدترین شیوه حقایق را وارونه جلوه دهند. آیا می‌دانید با بی‌اعتبار شدن این رسانه فراگیر مردم به پای رسانه‌های بین‌المللی کشانده می‌شوند و با شنیدن و دیدن حقایق جاری در میان جامعه به دروغ‌پردازی‌های رادیو و تلویزیون نفرین می‌کنند؟

شرط انصاف آن است که حداقل یکی از شبکه‌های سراسری سیما برای پاسخ‌گویی به این همه دروغ‌پردازی  و وارونه جلوه دادن حقایق و متهم کردن گروه‌ها و اشخاص، در اختیار  کاندیداهای محترم و طرفداران آنان و مردم مظلوم  قرار می‌گرفت.

بر حسب اطلاع بسیاری از عالمان برجسته حوزه علمیه مبارکه قم و سایر کشور شدیداً تحت فشار قرار گرفته‌اند تا در مقابل میلیون‌ها انسان موضع بگیرند. ما از مقاومت آنان در برابر  این زیاده‌خواهی‌ها صمیمانه و متواضعانه تشکر می‌کنیم و امیدواریم مراجع بزرگ تقلید و عالمان برجسته مانند همیشه ملجاء مردم مظلوم باشند و در برابر حق‌کشی‌ها بایستند و تسلیم نشوند و اطمینان داریم که نخواهند شد و تاریخ پرافتخار مراجع تشیع این حقیقت  را نشان می‌دهد.

مجمع روحانیون مبارز اصرار دارد که اجازه دهند مردم در سراسر کشور یک روز را برای شهیدان خود به سوگ بنشینند و مردم در کمال امنیت در مراسم عزاداری خانواده‌های آنان شرکت کنند.

ما برای بازگرداندن  اطمینان و اعتماد مردم خواهان آن هستیم که هیاتی متشکل از افراد بی‌طرف و کاردان و آشنا به قوانین به شکایات نامزدهای معترض رسیدگی کنند و با رعایت حق و عدل  به داوری بنشینند و با تصمیمی خداپسندانه آرامش را به کشور برگردانند.
درود و رحمت خداوند بر ملت سرافراز ایران بویژه مردم بیدار و شجاع تهران، درود برجوانان غیور بویژه دانشجویان پرشور، رحمت و غفران الهی بر شهیدان به خون خفته آنان،‌ سلام بر زندانیان عزیر و به خانوداه‌های محترم آنان. مجمع روحانیون مبارز خود را در عزای شهیدان و همدردی با خانواده‌های آنان شریک می‌داند و برای آنان صبر و پاداش از خداوند بزرگ مسئلت می‌دارد.

مجمع روحانیون مبارز
۱۳۸۸/۴/۱

... چنين نخواهد ماند!

(نقل از وبلاگ حسین پاک‌دل)
گمان نمی‌رود کسانی که فرمان هدايت رسانه ملی را به دست گرفته‌اند، همگی به يک‌اندازه آگاه نباشند از اثراتِ زيانبارِ نحوه‌ي تبليغات و اطلاع‌رسانی راديو و تلويزيون در اين روزها. ضرباتی که اين رسانه به وحدت، امنيّتِ ملی، حاکميتِ جمهوری اسلامی و اعتماد مخاطبان وارد می سازد وحشتناک و بي‌سابقه است.

آقايان، به خدا اين سرزمين روزهای به مراتب سخت‌تر و بحرانی‌تری را به مددِ همين رسانه، با سربلندی پشت سر گذارده‌است. چرا با ندانم‌کاری‌های خود همه چيز را به باد می‌دهيد؟ تک‌تک شما در برانگيختن احساساتِ پاکِ جوانان معصوم، دردهايی که به روح، جان و تن مردم وارد می‌شود و خون هايی که به ناحق بر زمين ريخته می‌شود سهيم و شريک ايد و روزی که دير نيست بايد پاسخگو باشيد! نام فردفردِ شما، فرمان شما، نوشته های شما، صدا و تصوير شما در تاريخ می‌ماند. شما مردم ايران را شقه‌شقه کرده به‌جان هم می‌اندازيد. برای هر اهل رسانه روشن است که شما از طراحی آن مناظره‌های بی‌پشتوانه هدف ديگری داشتيد. شما بدون فکر و برنامه، آتشفشان عظيم و خفته‌ای از انرژي ملت و به ويژه جوانان را بيدار کرديد و حال با فوتِ دهان در حال خاموش کردن آنيد! شما با اعمالتان آبرو و عزت ملی کشور را نشانه رفته‌ايد!

مگر آنجا دانشگاه عمومی نيست؟ مگر قرار نبود رسانه ملی ملجأ و پناه ملت خود باشد؟ مگر نبايد برای قوام و دوامِ عزت ملی بکوشد؟ آيا رسالت رسانه فقط در اين است که موقع احتياج آحاد مردم را - فارغ از تفاوت ها - بسيج کرده آبروی نظام را بخرد و چون کار از کار گذشت، همه را از دم بی آبرو و بی اعتبار کند؟ چرا بی محابا با افکار عمومی يک ملتِ با فرهنگ بازی می کنيد؟

آقايان، مگر در اين سرزمين زندگی نمی‌کنيد؟ مگر خانواده و فرزند نداريد؟ مگر به کوچه و خيابان پای نمی‌گذاريد؟ مگر اداراتِ ريز و درشت افکار سنجی و پژوهشِ مردمشناسي نداريد؟ چطور به خود اجازه می‌دهيد خيل عظيم مردمی که مسلمان‌اند، باوردارِ الله‌اکبر اند، وفادار به جمهوری اسلامی‌اند، پايبند به قانون اساسي‌اند و برای انقلاب و دفاع مقدس شهيد و مجروح داده اند را به صرف اين که نظری ديگر دارند، به راحتی، فريب خورده‌ي اجانب، افتاده در دام منافقين، آشوب طلب و... بناميد؟ به نام هنرمندان و فرهيختگان اطلاعيه جعل و حرف‌ها و بيانيه‌ها و مصاحبه‌ها را ناقص پخش کنيد و دروغ و گزافه رواج داده، همه را به جان هم اندازيد! آيا رسانه‌اي در دنيا هست كه بدين گونه به مردم كشور خود پشت کند؟ بينديشيد که چرخ روزگار چنان نماند و چنين نيز نخواهد ماند!
چو پرده دار به شمشير می زند همه را
کسی مقيم حريم حرم نخواهد ماند

یکشنبه ۳۱ خرداد ۸۸

بيانيه‌ی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی - شنبه شب

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

امروز کلیه رسانه های تبلیغاتی در اختیار جریان حاکم از تریبون های مجلس شورای اسلامی گرفته تا منبرهای جمعه و جماعات و تا صدا و سیما با تمام ظرفیت علیه اعتراضات مشروع و قانونی شما علیه تخلفات و تقلبات گسترده در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم بسیج شده اند. اقتدارگرایان می کوشند ضمن وارونه نمایی حقایق و تحریف واقعیات ضمن وجاهت و مشروعیت بخشیدن به انتخاباتی که به عنوان تجسم کامل قانون شکنی و بدعهدی و بی رسمی در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد، اعتراضات شما را غیر قانونی جلوه دهند. در نتیجه ما یکبار دیگر شاهد عوض شدن جای ظالم و مظلوم، قانون گرا و قانون شکن، آزادی خواه و خودکامه هستیم. این تلاش مانند همیشه با برنامه ها و سخنرانی های یک سویه و درحالی صورت می گیرد که نمایندگان و به خصوص کاندیداهای مورد اعتماد شما از حق پاسخگویی محرومند و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برخلاف قانون اساسی و شرع و اخلاق در برابر تمامی تهمت ها و توهین ها و تحریف ها و دروغ هایی که در باره نامزدهای اصلاح طلب ریاست جمهوری و حرکت اعتراضی شما پخش می کند، اجازه کمترین دفاع و توضیحی به آنان نمی دهد. از این رو برآن شدیم تا یکبار دیگر آنچه را که در این انتخابات رخ داده است، به اجما ل مرور کنیم تا موارد مغالطه و تحریف وسفسطه بر همگان آشکار شود.

اصلاح طلبان از حدود یکسال پیش تلاش های خود را برای قانع کردن مردم به شرکت در انتخابات در حالی آغاز کردند که تجربه دوره های انتخاباتی اخیر جامعه را نسبت به نتیجه بخش بودن حضور در انتخابات ناامید و بی اعتماد ساخته بود. برای مردمی که تجربه انتخابات مجالس هفتم و هشتم را که طی آن سرنوشت بیش از یکصد و نود کرسی مجلس از پیش مشخص شده بود، در خاطر داشتند، بسیار دشوار بود که بتوانند خود را به شرکت د ر این انتخابات قانع کنند.

ادامه‌ی «بيانيه‌ی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی - شنبه شب»

بيانیه‌ی شماره‌ی ۶ میرحسين موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

خبر دلخراش شهادت گروهی دیگر از معترضان به وقوع تقلب گسترده در انتخابات اخیر، جامعه ما را در بهت و سوگ فروبرده است. تیراندازی به مردم ، پادگانی شدن فضای شهر، ارعاب، تحریک  و قدرت نمایی همگی فرزندان نامشروع قانون گریزی شدیدی است که  در معرض آن قرار داریم و عجبا که بانیان چنین شرایطی دیگران را به این خطا متهم می کنند. به کسانی که مردم را به خاطراظهار نظر قانون شکن نامیده اند خبر می دهم که بی قانونی بزرگ عدم اعتنا و نقض صریح اصل ۲۷ قانون اساسی از سوی دولت در عدم صدور مجوز برای اجتماعات مسالمت آمیز است. آیا مردمی انقلابی که با مشابه همین اجتماعات ما و شما را از فراموشخانه های تاریخ ستم شاهی بیرون آوردند باید مورد ضرب و جرح قرار گیرند و تهدید به زورآزمایی شوند؟

اینجانب به عنوان یک هم سوگ همچنان مردم عزیز را به خویشتنداری دعوت می کنم. کشور متعلق به شماست. انقلاب و نظام میراث شماست. اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست. به احقاق حقوق خود امیدوار باشید و اجازه ندهید  کسانی که برای ناامیدی و ارعاب شما می کوشند خشمتان را برانگیزند. در اعتراضات خود همچنان به پرهیز از خشونت پایبند بمانید و چون پدران و مادرانی دل شکسته با رفتارهای نامتعارف فرزندانتان در قوای امنیتی برخورد کنید. در عین حال از نیروهای نظامی و انتظامی انتظار دارم نگذارند خاطرات این ایام لطمه های جبران ناپذیر به روابط آنها و مردم بزند. این که نام و نشان شهیدان، مجروحان و بازداشت شدگان به خانواده آنها اطلاع داده نشود و آنان در سرگردانی قرار گیرند هیچ سودی در برقراری آرامش ندارد و تنها احساسات را جریحه دار می کند. همچنین است دستگیری های فله ای که تنها موجب هتک پرهیزها و برداشته شدن رعایت ها میان فرزندان نظامی و انتظامی ملت و بدنه جامعه می شود.

از خداوند متعال برای این شهیدان عزیز رحمت و علو درجات مسئلت می کنم و برای خانواده های داغدیده شان صبر و اجر آرزو دارم.

میرحسین موسوی

۳۱ خرداد ۱۳۸۸

شور و شعور اجتماعی ملت ایران در حافظه تاریخ خود این بی‌عدالتی و قانون‌شکنی را باور نخواهد کرد

نامه‌ی دوم میرحسین موسوی به شورای نگهبان
شورای محترم نگهبان

مشارکت پرشور مردم ایران در انتخابات دوره دهم انتخابات ریاست‌جمهوری که حداقل 20 درصد بیشتر از انتخابات دوره قبل بود و میلیونها نفر از کسانی را که در گذشته میلی به شرکت در انتخابات نداشتند، به پای صندوق‌های رای کشانده حماسه‌ای آفرید که در تاریخ سه دهه انقلاب اسلامی ایران و مردم‌سالاری بی‌سابقه بود. هرچند نتیجه آن را طوری دیگر جلوه دادند و با وارونه نشان دادن نتیجه آن خود را بناحق و همانند سایر موارد فاتح این عرصه هم معرفی کردند؛ ولی شور و شعور اجتماعی ملت ایران در حافظه تاریخ خود این بی‌عدالتی و قانون‌شکنی را باور نخواهد کرد. اینجانب به اقدامات خود جهت روشن شدن حقایق و احقاق مردم شریف ایران در چارچوب قانون اساسی و قوانین جاری ادامه خواهم داد و اینک بخشی از تخلفاتی که در جریان برگزاری انتخابات دهم ریاست‌جمهوری صورت گرفت به شرح ذیل توضیح خواهم داد. بدیهی است این بخشی از حقایق و خلاف‌کاری‌هاست و در آینده نه تنها من بلکه ملت و تاربخ ابران آن را برای آیندگان با شرح و بسط بیشتر و انتشار حقایقی دیگر ثبت و گزارش خواهد کرد. هرچند تخلفات و برنامه ریزی این اقدام مشمئزکننده از ماه‌های پیش تدارک دیده شده بود.

۱- پلمب صندوق‌ها قبل از رای‌گیری

از آنجایی که سلامت و صحت آرای ریخته شده در یک صندوق موکول به این است که این آرا دقیقا همان آرایی باشد که توسط رای دهندگان به صندوق واریز شده است، لازم است پیش از رای‌گیری صندوق‌ها بررسی کامل شده و از خالی بودن صندوق و نبودن آرای مشبوه اطمینان حاصل شود به همین جهت تایید خالی بودن صندوق‌ها قبل از لاک و مهر آن در شعبه اخذ رای مستلزم حضور و اطلاع نمایندگان ناظر کاندیداها می‌باشد که این مهم در اغلب شعبات اخذ رای واقع نشده است.

۲- حضور ناظران کاندیداها

طبق تبصره ۲ ماده واحده قانون حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذ رای وزارت کشور موظف بود تا ۴۸ ساعت قبل از روز رای‌گیری کارت‌های نمایندگان ناظر کاندیداها را برای حضور به موقع آنان در محل شعبات اخذ رای به آنان تحویل داده و ناظران را از محل مورد نظر مطلع نماید در حالی که فرمانداری‌ها و وزارت کشور به طور اساسی به این تکلیف قانونی عمل نکرده‌اند. زیرا:

اولا- برای تعداد زیادی اساسا کارت معرفی ناظر کاندیداها صادر نشده است.

ثانیا- کارتهای صادره در مورارد زیادی به صورتی صادر شده که امکان استفاده از آن وجود نداشته و ناظر نمی‌توانسته با ارائه آن عملا بر سر صندوق‌ها حاضر شود. به عنوان نمونه در موارد متعددی نام افراد اشتباه قید شده و یا حتی در موارد متعدد عکس مردان به کارت زنان و یا بالعکس الصاق شده و عملا مسوولان صندوق‌ها با این گونه کارت‌ها اجازه حضور ناظر معرفی شده را نداده‌اند.

ثالثا- کارت‌های ناظرین معرفی ‌شده از طرف کاندیداها با سلیقه مسوولان فرمانداری‌ها و برای صندوق‌هایی غیر از صندوق معرفی شده از طرف کاندیداها صادر شده بود که عملا امکان حضور ناظرین به دلایل مختلف از جمله : بعد فاصله، عدم شناسایی قبلی محل صندوق، عدم اطلاع ناظر از وضعیت محل و حتی عدم شناسایی مسوولان صندوق‌ها ممکن نبوده است.

رابعا- در موارد زیادی شماره صندوق‌هایی که ناظر برای آن معرفی شده بوده با شماره صندوقی که در محل بوده مطابقت نداشته و ناظر معرفی شده توسط مسوولان صندوق پذیرفته نشده و امکان حضور و نظارت ممکن نبوده است.

خامسا- در موارد متعدد کارت‌های ناظرین معرفی‌شده از طرف یک کاندیدا برای کاندیداهای دیگر ارسال گردیده است و به علت ضیق وقت امکان رفع این اشتباه و جابه‌جایی وجود نداشته است.

سادسا- مطابق قسمت دوم ماده واحده حضور نمایندگان نامزدهای ریاست‌جمهوری - نمایندگان نامزدها می‌توانند در شعب ثابت و سیار و نیز اماکن استقرار دستگاه شمارشگر حضور داشته و در صورت مشاهده تخلف مراتب را کتبا به ناظرین شورای نگهبان و هیات‌های نظارت شهرستان و استان و ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام نمایند ... در ادامه این ماده آمده است: حضور نمایندگان هر یک از نامزدها تا پایان اخذ رای، اماکن استقرار دستگاه شمارشگر ممنوع و جرم محسوب می‌شود و متخلف به شش ماه تا یکسال انفصال از خدمات دولتی و یا شش ماه تا یکسال حبس محکوم می‌شود. در حالی که قوانین مصوب کشور ما چنین مجازات‌های سنگینی را برای متخلفین پیش‌بینی کرده است در سراسر کشور هزاران نفر از نمایندگان اینجانب و سایر کاندیداها از شعب رای‌گیری اخراج و به سایرین هم اجازه نداده‌اند وظایف نظارتی خود را طبق آنچه در قوانین و آیین‌نامه‌های مربوطه آمده است عمل کنند. به طوری که فقط در بخشی از تهران صدها نفر از ناظرین اینجانب و دیگر کاندیداها اخراج شده و به گزارش‌های آنها به مراجع مسوول ترتیب اثر داده نشده است. تعداد بسیار زیاد دیگری هم که اخراج نشده بودند از اطلاع از هرگونه جریان رای‌گیری محروم شده‌اند.

۳ - داستان صندوق‌های سیار

طبق ماده قانون انتخابات ریاست جمهوری تخصیص شعب سیار صرف برای مناطق صعب العبور کوهستانی و مسافت‌های دور و نقاطی که تشکیل شعب ثابت مقدور نیست تشکیل می شود و به رغم آب و هوای مناسب تمام کشور در نیمه خرداد ماه تعداد صندوق‌های سیار به طور غیر مترقبه‌ای به نحو چشمگیری افزایش یافت. در نقاطی این صندوق‌ها به کار گرفته شده که صندوق‌های ثابت در چند ده متری آن مستقر بوده و هیچ نیازی به استفاده از این صندوق‌های سیار نبوده است. این اقدام غیر قانونی علی‌رغم اعتراض کمیته صیانت از آرا در شرایطی صورت پذیرفته که به کاندیداها بر خلاف نص صریح متن ماده واحده قانون حضور نمایندگان کاندیداها در شعب ثابت و سیار، اغلب نماینده نامزد در صندوق‌های سیار همراه نبوده و ناظرین معرفی شده با عدم پذیرش آنها از طرف فرمانداریها و یا عدم امکان همراهی آنها با صندوق‌های سیار در زمان جابه‌جایی مواجه شده اند که با توجه به تعداد 14 هزار صندوق سیار عملا امکان هرگونه تخلف در این صندوق‌ها وجود داشته و شاید اصرار بر افزایش تعداد صندوق‌های سیار در همین راستا بوده است.

۴ - تعرفه‌ها

به رغم این که تعداد تعرفه‌هایی که در هر دوره چاپ و منتشر می‌شود و براساس تعداد افراد واجد شرایط رای دادن است که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال تعیین می‌کند و معمولا برای جلوگیری از کمبود تعرفه در زمان رای گیری درصدی معقول تعرفه اضافه می شود در این دوره علی رغم این که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال جمعیت افراد واجد شرایط رای دادن را حدود 000/200/45 نفر اعلام کرده بودند، تعداد 000/600/59 برگه تعرفه رای با شماره سریال چاپ شد. در روز 21 خرداد ماه نیز علاوه بر آن، میلیون‌ها برگه تعرفه دیگر بدون شماره سریال چاپ شده است. چاپ این تعداد تعرفه به خودی خود مورد سوال و قابل تامل می‌باشد با وجود چاپ این همه تعرفه معلوم نیست چرا بسیاری از شعب اخذ رای به ویژه در مناطقی چون تبریز و شیراز و مناطق شمالی و شرقی و غربی تهران که اقبال مردم به کاندیداهای منتقد رییس جمهوری کنونی بسیار بالا بود در همان ساعات اولیه روز با کمبود تعرفه رای مواجه شده و مردم زمان زیادی در صف‌های طولانی زیر باران و طوفان منتظر ماندند.

۵ - محدود کردن زمان رای گیری

با وجود اقبال عمومی مردم به رای دادن در این دوره که مورد تایید خاص و عام است و آمار تعداد شرکت کنندگان هم موید آن سات،‌معلوم نیست به چه دلیل برخلاف رویه معمول و علیرغم کمبود تعرفه در بعضی از مناطق که خود موجب عدم امکان رای دادن مردم در زمان مناسب بود، مسوولان برگزاری انتخابات در متوقف کردن زمان رای گیری چنان تعجیلی داشتند؟!! بنابر گزارش‌های متعدد در بسیاری از موارد مسوولان شعب نه تنها با بستن درب شعب اخذ رای مانع ورود مردم در صف می‌شدند بلکه حتی افرادی را که وارد شعبات اخذ رای شده بودند به بهانه اتمام وقت از محل اخراج می‌کردند و این در حالی بود که صدا و سیما در تبلیغات رسمی خود خلاف آن را بیان می‌کرد. وانگهی رویه گذشته و روح قانون اینست که تا آخرین فرد حاضر در محل رای گیری باید زمان اخذ رای تمدید شود. (بند۵-۱) آیین نامه اجرایی قانون انتخابات)

مضافا طبق اصل 6 قانون اساسی اداره امور کشور با آرای عمومی است و رای دادن حق طبیعی همه شهروندان است و تشخیص وزیر کشور برای تمدید ساعات اخذ رای یک تشخیص گزینشی و سلیقه‌ای نیست و باید با نحوی از مجموعه شرایط و اوضاع و احوال تبعیت کند که هیچ شهروند حاضر در محل صندوق‌ها از این حق طبیعی خود محروم نشود. در حالی که به شرح فوق در این دوره هم میزان مشارکت مردم بسیار بالا بود و هم کمبود تعرفه‌ها در مناطق مختلف به صورتی بود که می بایست زمان رای گیری تا حداکثر زمان ممکن ادامه یابد. باوجود این شرایط وزیر محترم کشور برخلاف رویه گذشته تمدید ساعت رای گیری در سراسر کشور را محدود کرد. به طوری که برخلاف رویه و در بسیاری و در بسیاری از مناطق کشور در ساعت ۹ شب زمان رای گیری پایان یافته اعلام شد و بسیاری از شهروندان علیرغم حضور در محل شعب اخذ رای موفق به رای دادن نشدند و آنان را از محل شعب اخذ رای اخراج کردند. جای تاسف است در حالی که شعار شرکت حداکثری آقایان در گفتار همه جا را در برگرفته بود در کردار عکس آن عمل کرده و علی رغم اینکه چهار نفر از نمایندگان ستاد اینجانب به وزارت کشور مراجعه کرده و درخواست ملاقات با وزیر جهت تمدید وقت رای گیری طبق روال گذشته کرده بودند، وزیر محترم کشور از پذیرفتن آن امتناع کرده و به این ترتیب اقدامات وزارت کشور و تعجیلی که در اعلام نتایج آرا به صورت مورد نظر خود داشت منجر به تضییع حقوق بسیاری از شهروندان و محرومیت‌ آنان از حق رای دادن هم گردید.

۶- انتقال صندوق‌ها به فرمانداری

قانون انتخابات و آیین نامه مربوطه و نیز قانون نظارت نمایندگان کاندیدا تا حدود زیادی وظایف همه مسوول و هیات های اجرایی و نظارت را تعیین کرده و حداقل انتظار کاندیداها این است که اگر روح قانون اجرا نمی شود لااقل به ظواهر قانون و حداقل آن پابند باشند. متاسفانه این امر در انتخابات به هیچ وجه رعایت نشد و اگر در مرحله صدور کارت نمایندگان کاندیداها کارشکنی شده و با ترفندهای خاص از صدور به موقع کارتها و رساندن آن به نماینگان کاندیداها جلوگیری به عمل آمد در مرحله پایان رای گیری و صیانت از امانت مردم، قاون و اخلاق هم پایمال شد.

چنانکه در مرحله شمارش آرا و تنظیم صورت جلسات و فرمهای مربوط و انتقال صندوق‌ها از شعب اخذ رای به فرمانداری‌ها هیچ نظارتی از سوی نمایندگان ناظر کاندیداها جهت اطمینان از تطبیق محتوای صندوق ها با صورتجلسات تنظیمی مربوطه وجود نداشته است. در حالی‌که هنوز رای گیری در بعضی از مناطق و شعب به علت تاخیر در ارسال تعرفه ادامه داشت مسوولان ذیربط برخلاف قانون از صداوسیما قرائت پنج میلیون رای و نتیجه آن را آن هم نه براساس شمارش دستی آراء و صورتجلسات و فرمهای قانونی اعلام فرمانداری ها بلکه صرفا براساس اعلام صندوق ها و از طریق کامپیوتر اعلام کردند. در حالی که طبق نص صریح قانون ستاد انتخابات کشور می‌بایست آرای هر منطقه را جداگانه و براساس اعلام فرمانداری ها منتشر می‌کردند.

صرف‌نظر از تخلفات صورت گرفته در مراحل رای گیری اساسا میزان آرای اعلامی در ستاد تجمیع آرا هیچ گونه سنخیت با آرای پیش بینی شده توسط آن بخش از ناظرین که در صندوقها حضور داشته اند و خیل عظیم مردمی که این بار در شهرها و روستاها به دلیل حضور کاندیدهای جدید حاضر شده بودند و نیز سابقه رای گیری قبلی و میزان رای کاندیدای پیروز در گذشته مطابقت نداشته و اساسا آنچه در ستاد انتخابات و اتاق تجمیع آرا صورت می گرفت و از صداوسیما پخش می شد واقعی نبوده است. در این مورد گزارش نمایندگان هر سه کاندیدای معرفی شده به ستاد مرکزی انتخابات کشور به شرح ذیل که در ساعت 2:15 دقیقه صبح شنبه گزارش شده است قابل توجه می باشد.

«جناب آقای محصولی وزیر محترم کشور ۸۸/۳/۲۳ ساعت ۲:۱۵ بامداد

با سلام

دقایقی قبل آماری توسط ستاد انتخابات کشور و آقای دانشجو در مقابل رسانه های داخلی و خارجی منتشر گردید که اینجانبان نمایندگان نامزدها در سایت شمارش آرا وزارت کشور هیچگونه اطلاعی از چگونگی دریافت و تجمیع و انتشار آن نداریم.

از آنجایی‌که طبق مواد ۱۸ و ۲۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری، وزارت کشور پس دریافت صورتجلسات (و م ۲۸) و روال قبل بایستی آمار را اعلام نماید به نظر می‌رسد اعلام نتایج فعلی مطابقتی با قانون ندارد.

ضمنا فضایی که برای استقرار نمایندگان کاندیداها درنظر گرفته شده دور از سایت شمارش آرا بوده و هیچگونه ارتباطی با این سایت ندارد. لذا در صورت استمرار این وضعیت حضور اینجانبان با عدم آن تفاوتی ندارد.

سید عباس احمدی (نماینده مهندس میرحسین موسوی)

عطاءاله سهرابی (نماینده محسن رضایی)

مسعود سلطانی فر(نماینده آقای کروبی)

رونوشت: دفتر مقام معظم رهبری ، هیات مرکزی نظارت بر انتخابات، ریاست محترم ستاد انتخابات

این نامه در حالی منتشر شده است که قانون حضور نمایندگان نامزدها به صراحت حق حضور نمایندگان کاندیداها را در مراحل مختلف تایید و ماده 18 و 32 قانون انتخابات ریاست جمهوری به صراحت خلاف اقدام ستاد انتخابات و تصمیماتی است که در اتاقی با حضور آقایان دانشجو ، محصولی و فردی دیگر اتخاذ می شود.

۷- شیوه آرایش سبد آراء

مساله‌ای که در این انتخابات قابل تامل بوده و صحت انتخابات را در کنار بسیاری عوامل دیگر مورد تایید قرار داده است مساله نسبت تقریبا ثابت آراء میان کاندیداها در تمام مناطق کشور بوده است. به این معنا که نمودار آراء کاندیداها از ابتدای شمارش آراء و اعلام نتایج سراسر کشور به صورت خطی و تقریبا بدون نوسان در جهتی صورت پذیرفته که نهایتا به نتیجه‌ای که اعلام شد منتهی شود. به طور مثال حتی در محل تولد کاندیداها نیز میزان آراء کاندیدای برنده اعلامی از سوی وزارت کشور و به همان نسبت بوده است که در سایر مناطق بوده و این نیز قابل توجه است که اعلام نتایج برخلاف رویه گذشته بدون تعیین و تفکیک مناطق صورت پذیرفته است.

بخشی از تخلفات پیش از رای گیری

بر این تخلفات جدی که فقط بخشی از آن منعکس شد و تنها یک مورد آن برای ابطال انتخابات کافی است این را نیز باید افزود که انتخابات از آغاز با شرایط نابرابر و با سوءاستفاده از امکانات دولتی و عمومی به صورت گسترده و اساسی صورت گرفته که از آن می‌توان به موارد زیر به اختصار اشاره کرد.

۱- استفاده از رسانه ملی چه پیش از شروع تبلیغات رسمی و چه بعد از آن به نفع یک کاندیدای خاص که ما در این مورد حضور و اقدام جمعی از کارشناسان برجسته و مستقل در یک هیات حقیقت یاب این تبلیغات را بررسی کرده و مشخص می نماید تال چه اندازه به طور غیرعادلانه برای پیروزی یک نفر از این رسانه دولتی اسنفاده شده است؟!

۲- در همین بخش و استفاده از این امکانات دولتی به کارگیری رسانه های دولتی از جمله روزنامه ایران، کیهان، جوان و غیره و نیز سایر رسانه‌ها که از کمک‌ها و امکانات دولتی استفاده می کنند اشاره کرد.

۳- استفاده از هواپیما و وسایل نقلیه دیگر دولتی در سفرهای تبلیغاتی در دوره تبلیغات رسمی انتخابات و قبل از آن بریا همین منظور.

۴- بسیج نیروهای ادارات و آموزش و پرورش گاهی با حکم ماموریت و برخورداری از فوق‌العاده ماموریت برای شرکت در مراسم استقبال از کاندیدای خاص.

۵- افتتاح پروژه‌های عمرانی در دوره مشخص شده برای فعالیت انتخابات و استفاده از این اقدام جهت تبلیغ خود.

۶- افتتاح پروژه‌های ناتمام به عنوان پروژه‌های تمام شده مثل پروژه راه آهن شیراز- اصفهان یا کرمان - زاهدان.

۷- پرداخت حقوق معوقه کارکنان دولت و فرهنگیان و افزایش حقوق بازنشستگان و توزیع سهام عدالت در ماه‌های آخر منتهی به انتخابات.

۸- سخنرانی‌های تبیلغاتی وزرا در دوره تبلیغات انتخاباتی به نفع کاندیدای خاص از جمله سخنرانی وزیر راه، معاون اول رییس جمهور و وزیر دادگستری با تکیه بر سمت آنها.

۹- قطع خدمات مخابراتی از جمله قطع سرویس پیامک‌ها در روزهای رای گیری که مهم ترین وسیله ارتباط ناظرین معرفی شده با ستادها بوده است.

شایان ذکر است که پیش از برگزاری انتخابات، رییس ستاد انتخابات تاکید کرده بود که به دلیل عضویت ایران در اتحادیه بین المللی مخابراتی به هیچ وجه سرویس‌های مخابراتی قابل قطع شدن نیست و از این بابت نگرانی وجود نخواهد داشت.

همه این موارد به علاوه موارد فراوان دیگری که در نامه‌های قبلی اعلام شده در صورتی که با اندک توجه به قوانین مورد بررسی قرار گیرد از موجبات ابطال انتخابات در سراسر کشور می باشد.

میرحسین موسوی

نقد نقد استدلال‌های موسوی برای تقلب

(نقل از آينده نيوز)

جواد کارگزاری، دانشجوی دکتری حقوق عمومی در یادداشت ارسالی خود نوشت:

پایگاه خبری «الف» در نوشتاری با عنوان «نقد استدلال‌های آقای موسوی برای تقلب در انتخابات» به قلم شهاب اسفندیاری روش غیر منطقی و غیر علمی را برای به اصطلاح «نقد» برگزیده است که بسیار شبیه روش احمدی‌نژاد در تخریب و توهین به منتقدان خویش است. این روش بسیار ساده می‌باشد و از قلب واقعیت موضوع مورد نقد شروع و با نقد آن واقعیت وارونه پایان می‌پذیرد. در این روش مهم نیست که واقعیت چیست بلکه مهم آن است که واقعیت را به نحو بسیار غیر منطقی وارونه جلوه دهیم به طوری که هیچ عقل سلیمی آن را نپذیرد و سپس به نقد آن بپردازیم! روشن است که در چنین وضعیتی چه آسان می‌توان نقد کرد و یک طرفه به قاضی رفت و راضی برگشت!

نقد ابتدایی من بر نوشتار شهاب اسفندیاری نقد روش نقد وی است که با قلب واقعیت موضوع مورد نقد آغاز می‌گردد. نویسنده، نقد خود بر استدلال‌های میرحسین موسوی برای تقلب در انتخابات را به نامه وی به شورای نگهبان مستند می‌سازد که به تعبیر وی «مهم‌ترین و اصلی‌ترین متنی» است که تاکنون از سوی میرحسین موسوی جهت شکایت از نتایج انتخابات نوشته شده است. با این حال، بررسی متن مورد نظر وی نشان می‌دهد که موسوی در متن مزبور به برخی موارد تخلف از قانون انتخابات ریاست‌جمهوری، سوء جریان برگزاری انتخابات و برخی فرض‌های منطقی برای وقوع تقلب در انتخابات اشاره نموده است که می‌توانند قرینه و اماره‌ای بر وقوع تقلب در انتخابات تلقی گردند. چنان‌که در ادامه به طور دقیق روشن خواهد شد تفاوت ماهوی بارزی میان موارد مورد اشاره در نامه موسوی به شورای نگهبان وجود دارد و سوء نیت آشکار شهاب اسفندیاری برای ربط دادن مستقیم موارد مزبور به موضوع تقلب در انتخابات چیزی نیست که بتوان بر آن چشم‌پوشی کرد! آقای شهاب اسفندیاری بر اساس روش «قلب واقعیت موضوع مورد نقد» ابتدا به گمان خود با زیرکی تلاش نموده است بندبند نامه مزبور را به موضوع تقلب در انتخابات پیوند زده و سپس نشان دهد که این موارد هیچ ربطی به موضوع تقلب در انتخابات ندارد و به خیال خود ادعای موسوی در مورد تقلب در انتخابات را بی‌پایه و اساس جلوه دهد در حالی که چنین نیست.

پیش از بررسی نوشتار مورد بحث اشاره‌ای به این ادعای ابتدایی بدون دلیل نویسنده می‌شود که کشتار و ضرب و شتم غیر انسانی شهروندان و خسارت وارده به اموال عمومی و خصوصی را به ادعای میرحسین موسوی مبنی بر «تقلب گسترده» و «دستکاری در آراء» نسبت می‌دهد. فقط می‌پرسم به کدام دلیل چنین نتیجه‌گیری نموده‌اید؟ جناب‌عالی از تمام اقدام‌های ابهام‌آفرین روز پیش از انتخابات، روز انتخابات و روز پس از آن چشم بسته‌اید و فکر می‌کنید دیگران نیز مانند شما آنها را نمی‌بینند و باید به مانند شما با خوشحالی از میرحسین موسوی به عنوان «رقیب شکست‌خورده انتخابات» یاد کنند؟ کشتار و ضرب و شتم غیر انسانی شهروندان و خسارت وارده به اموال عمومی و خصوصی بیش از آن که به ادعای تقلب در انتخابات از سوی میرحسین موسوی بازگردد، به بی‌مدیریتی و اقدام‌های نادرست مقام‌های دولتی به ویژه وزارت کشور در مدیریت کشور در فضای پس از انتخابات باز می‌گردد؟ چرا تمام ابزارهای اطلاع‌رسانی میرحسین موسوی از روز پیش از انتخابات با مانع روبرو شد؟ چرا وزارت کشور با درخواست برگزاری راهپیمایی قانونی از سوی میرحسین موسوی مخالفت کرد؟ چه انگیزه‌ای در میان مقام‌های دولتی وجود داشت و دارد که اجازه اعتراض قانونی، از جمله برگزاری راهپیمایی اعتراض‌آمیز، را به میرحسین موسوی نداده و تمام ابزارهای ارتباطی وی را قطع نموده‌اند؟ مگر غیر از این است که در چنین فضایی زمینه نقش‌آفرینی فعال رسانه‌های بیگانه و مخالف نظام بیش از پیش فراهم گردیده و امکان سوء استفاده آسان‌تر می‌گردد؟ آیا برخی به دنبال این نبودند که با محدودسازی عمدی و آگاهانه فضای انتخاباتی-که هنوز تمام نشده است- جامعه را به سوی خشونت هدایت کنند؟ مقام‌های مسؤول بفرمایند چه اقدام‌های ایجابی برای مدیریت بحران و جلوگیری از اقدام‌های خشونت‌آمیز مورد اشاره انجام دادند تا آن گاه من نیز، هم‌صدا با آنها، موسوی را متهم نمایم!

در ادامه با توجه به ترتیب مورد پیروی در نوشتار مورد بحث نکته‌هایی در نقد آن نوشتار بیان می‌گردد:
1. پیش‌فرض برساخته ذهن نویسنده در پیوند دادن موضوع تقلب در انتخابات با موارد مورد اشاره در نامه موسوی به شورای نگهبان، وی را به بیان این سخن می‌رساند که موسوی در نخستین بند نامه‌اش به موضوعی اشاره می‌کند که هیچ‌گونه ارتباط مستقیمی به موضوع «تقلب» ندارد. این امر آشکارتر از آن است که کسی بخواهد قلم در دست بگیرد و در مورد آن سخن‌پردازی کند! نویسنده یا از درک این امر بازمانده است یا هدف دیگری را دنبال می‌کند! به راستی هنگامی که موسوی در ابتدای نامه خویش از موارد مورد اشاره در آن نامه به عنوان تخلفات صریح انتخاباتی عوامل اجرایی وزارت کشور و نیز یکی از نامزدها یاد می‌کند که در نتیجه انتخابات مؤثر است ربط دادن موارد مزبور به موضوع تقلب در انتخابات چه معنایی دارد؟ یعنی نویسنده ادعا دارد که این نکته بدیهی مورد توجه موسوی نبوده است که طرح اتهام‌های واهی احمدی‌نژاد علیه هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری نمی‌تواند مصداق تقلب در انتخابات باشد که به خود زحمت رفع این ابهام را داده است؟ از باقی سخنان بی‌ربط نویسنده می‌گذرم و اگر لازم بود بعدتر در این زمینه سخن خواهم گفت.

2. بند دوم نامه موسوی به طرح مطالب خلاف امنیت ملی و افشای بعضی از موضوعات محرمانه و سری در مناظره‌ها از سوی احمدی‌نژاد می‌پردازد. با این حال نویسنده ابتدا به تلاش برای ربط دادن آن به موضوع تقلب در انتخابات پرداخته و سپس نتیجه‌ می‌گیرد که آن هیچ ربطی به موضوع تقلب در انتخابات ندارد. خدا را شکر که نویسنده به این کشف بزرگ نایل آمد و گرنه ما همچنان در وادی گمراهی به سر می‌بردیم! اگر موسوی در بند دوم نامه خود به طرح مطالب خلاف امنیت ملی و افشای بعضی از موضوعات محرمانه و سری اشاره می‌کند ناظر بر بند 1 مصوبه کمیسیون تبلیغات موضوع مواد 62 و 63 قانون انتخابات ریاست جمهوری است که مقرر می‌داشت: «مباحث مناظره انتخاباتی با رعایت مسائل طبقه‌بندی شده و مصلح عالی نظام مظرح می‌شود». نویسنده همچنین به این نکته توجه نداشته است که احمدی‌نژاد نامزدی به مانند سایر نامزدها بوده و استناد به مقام وی به عنوان رییس‌ شورای امنیت ملی ناشی از عدم تفکیک میان دو شأن نامزدی و ریاست‌جمهوری وی است و درست نیست برای سرپوش گذاشتن بر تخطی وی در افشای اسناد محرمانه و سری به مقام وی به عنوان رییس شورای امنیت ملی استناد شود! باز انسان از نویسنده در عجب می‌ماند که به جای استناد به موارد مورد اشاره در نامه موسوی مانند متهم شدن دولت وی به سازماندهی اوباش برای حمله به جوانان و مردم و بریدن کراوات‌ها و تراشیدن موی سر جوانان از سوی یکی از نامزدها به موارد دیگری مانند گزینش‌های بسیار سختگیرانه، ارعاب 99 نماینده مجلس مخالف دولت و ... اشاره نموده و به نتیجه‌گیری‌های خودخواهانه دست می‌زند. در حالی که سخن موسوی آن است که چنین اتهاماتی واهی است که در هیچ مرجع قضایی مورد رسیدگی قرار نگرفته و بدیهی است که عملی مجرمانه محسوب می‌شود.

3. میرحسین موسوی در بند سوم نامه خود به کارشکنی‌های مسوولان وزارت کشور و بسیاری از فرمانداری‌ها در صدور کارت‌های نمایندگان خود و کروبی اشاره می‌کند که در نتیجه امکان حضور تعداد قابل توجهی از نمایندگان دو نامزد مزبور در محل شعب اخذ رأی و محل‌های شمارش آرا را سلب نمود و نمایندگان نامزدها هیچ‌گونه نظارتی بر انتخابات نداشتند. راستی مفاد این بند آن قدر مبهم و دوپهلو است که نیاز به توضیح داشته باشد. آنچه این بند در صدد بیان آن است سوء جریان حاکم بر برگزاری انتخابات است که می‌تواند در کنار سایر قرینه‌ها سبب بررسی جدی‌تر شکایت‌های انتخاباتی و جدی گرفته شدن آنها شود و نه بیشتر! چرا نویسنده از کنار این موضوع آشکار عبور کرده و به طرح موضوع‌های بی‌ربط پرداخته است؟ آیا از نظر اخلاقی درست است که انگیزه‌ها و خواسته‌های سیاسی خود را در قالب نقد چنان پنهان نماییم که نتیجه آن احمق جلوه دادن رقیب سیاسی‌امان باشد؟

4. در نقد بند چهارم نامه میرحسین موسوی که به خلف وعده وزارت کشور در زیر پا گذاشتن توافق قبلی مبنی بر شمارش و تجمیع دستی آراء اشاره دارد نویسنده بدون این که موسوی اشاره‌ای بر رابطه این موضوع و تقلب در انتخابات داشته باشد پیروزمندانه موسوی را در جایگاه متهم نشانده و از وی می‌پرسد: «… چه حجتی داریم که این گونه با قاطعیت بگوییم چون در اعلام نتایج از کامپیوتر استفاده شده حتما «تقلب گسترده» صورت گرفته است؟» در حالی که در پایان بند چهارم نامه میرحسین به طور روشن آمده است که اعلام نتیجه در حجم انبوه بدون توجه به صورت‌جلسه‌های موسوم به فرم‌های 22 و 28-که هنوز از هیأت‌های اجرایی دریافت نشده بود- وجاهت قانونی نداشته و موجب التهاب اجتماعی و نگرانی در جامعه بر اساس آمارهای فاقد مبنای قانونی می‌شود.

5. نویسنده هر چه جلوتر می‌رود گویی به این باور نزدیکتر می‌شود که میرحسین موسوی از تقلب در انتخابات به استناد موارد مورد اشاره در نامه به شورای نگهبان سخن گفته است و با شور سیاسی بیشتری به گمان خود موسوی را به چالش می‌کشاند! موسوی در بند پنجم نامه خود به شورای نگهبان به سوء جریان برگزاری انتخابات اشاره نموده و کمبود تعرفه اخذ رأی را با وجود چاپ بیش از 17 میلیون تعرفه اضافی را به شورای نگهبان یادآور می‌شود. موضوعی که سخنگوی شورای نگهبان نیز در روز انتخابات بر آن مهر تأیید نهاد. آیا موسوی کمبود تعرفه اخذ رأی را به عنوان دلیلی بر تقلب در انتخابات مورد اشاره قرار داده است؟ نویسنده، شهاب اسفندیاری، چنین باوری دارد! به نظر شما باور خام و ناپخته‌ای نیست؟ چرا نویسنده تلاش دارد از نامه موسوی به شورای نگهبان آنچه را خود دوست دارد نتیجه بگیرد یا به عبارت دیگر «قلب واقعیت» نماید؟

6. سخنان نویسنده در مورد بند ششم نامه موسوی اوج دشمنی سیاسی خود را با موسوی آشکار می‌سازد! آیا روا نیست از نویسنده پرسیده شود به جای گمانه‌زنی در مورد ارتباط و عدم ارتباط 80 مورد تخلف اعلام شده در روز رأی‌گیری به موضوع تقلب در انتخابات اندکی می‌اندیشید که طرح دوباره آن موارد چه ضرورتی داشته که موسوی می‌بایست به آنها می‌پرداخت؟ این قدر سیاسی نگاه کردن به موضوع‌هایی که از آنها هیچ آگاهی نداشته و داوری بر اساس نادانسته‌های خود نتیجه‌ای جز جهل مرکب خواهد داشت؟ آن کس که نداند و نداند که نداند/در جهل مرکب ابدالدهر بماند!

7. موسوی در بند هفتم نامه خود به یک قرینه از نظر خود منطقی اشاره می‌کند که در کنار سایر قراین و شواهد ناشی از سوء جریان برگزاری انتخابات حاکی از برنامه‌ریزی‌های پشت پرده برای دستکاری نتایج انتخابات است و آن این که «آقای احمدی‌نژاد در وقت تبلیغات اضافی غیر قانونی خود وقوع اقدامات ضد امنیتی را پیش‌بینی‌ کرد و به طور ضمنی موفقیت خود را مسلم دانست و رقبا را متهم به توطئه‌چینی نمود…». این بند تنها جایی است که موسوی به طور ضمنی به موضوع تقلب در انتخابات اشاره دارد. نویسنده بی‌درنگ زمان را درنوردیده و موسوی را متهم به رفتاری همانند رفتار احمدی‌نژاد می‌نماید و نتیجه‌ می‌گیرد اگر استدلال بند هفتم موسوی درست باشد خود ایشان نیز متهم به «تقلب» در انتخابات هستند. این در حالی است که احمدی‌نژاد دست‌کم 48 ساعت پیش از پایان رأی‌گیری ادعای پیروزی در انتخابات را طرح نمود و موسوی پس از پایان رأی‌گیری در انتخابات و دریافت گزارش‌های گوناگون از نمایندگان خود در حوزه‌های انتخابیه! از قرار معلوم 48 ساعت اختلاف زمانی میان سخنان به گمان نویسنده مشابه احمدی‌نژاد و موسوی هیچ تفاوت معناداری ندارد!!! از این که بگذریم نویسنده در زیر بند 7.2 با فرض «قصد» احمدی‌نژاد برای دستکاری در انتخابات آن را برای اثبات «وقوع جرم» کافی نمی‌داند و از موسوی می‌خواهد که اسناد و مدارک «وقوع جرم» را ارایه نماید! گویا وی نمی‌داند که اسناد و مدارک «وقوع جرم» نزد «متهم» است و با وجود درخواست‌های پی‌درپی نامزدهای مختلف امکان دسترسی به اسناد و مدارک مزبور از جمله صورت‌جلسه‌های شمارش آرای هر صندوق به طور جداگانه و با وجود گذشت نزدیک به یک هفته از زمان پایان رأی‌گیری فراهم نگردیده است. برای روشن‌تر شدن موضوع متن نامه کوتاه محسن رضایی به محصولی، وزیر کشور، در ادامه می‌آید:

«احتراماً، به اطلاع می‌رساند با وجود تقاضاهای مکرر نمایندگان اینجانب و نامه رسمی به رئیس جمهور و با گذشت پنج روز از انتخابات، تاکنون اطلاعات مربوط به نتایج شمارش صندوق‌ها که اولین و ابتدایی‌ترین حق کاندیدا است، در اختیار اینجانب قرار نگرفته است.
لذا با توجه به اینکه تاخیر کم سابقه پنج روزه ستاد انتخابات کشور در ارائه نتایج شمارش آراء صندوق‌ها، بعد از اعلام نتایج کلی انتخابات، موجب ایجاد شائبه عددسازی در صندوق‌ها برای تطبیق با نتایج کلی حوزه های انتخابیه شده است، انتظار می‌رود که حداکثر تا پایان وقت اداری امروز نسبت به تحویل اطلاعات شمارش صندوق‌های رای اقدام نمایید. در غیر این صورت اینجانب ناگزیر خواهم بود که از شورای محترم نگهبان درخواستي غیر از بازشماری آراء را به عمل آورم.»

8. میرحسین موسوی در بند هشتم نامه خود به مداخله نظامیان و بسیج در انتخابات و شرکت در میتینگ‌های تبلیغاتی آقای احمدی‌نژاد و استفاده گسترده از امکانات دولتی اشاره می‌کند. نویسنده در نقد موارد مورد اشاره می‌نویسد: «معلوم نیست منظور ایشان از «حضور» نیروهای نظامی در انتخابات چیست؟»! خوب دقت کنید ابتدا واژه «مداخله» را قلب واقعیت نموده و به «حضور» تغییر می‌دهد و سپس با طرح این پرسش که «معلوم نیست منظور ایشان از «حضور» نیروهای نظامی در انتخابات چیست» زمینه را برای نقد موسوی فراهم می‌کند! موسوی از «مداخله» نظامیان و بسیج در انتخابات سخن می‌گوید و نویسنده می‌نویسد: «…مطلق حضور در انتخابات برای نظامیان در قانون منع نشده است»! راستی هدف از این همه «آسمان و ریسمان بافتن» و «قلب واقعیت» چیست؟

نویسنده در ادامه با این استدلال که چون ستاد موسوی به تأسیس شاخه بسیجیان اقدام نمود از این رو اعتراض موسوی به حضور بسیجیان در میتینگ‌های رقیب عجیب به نظر می‌رسد در حالی که عجیب‌تر آن است که نویسنده تفاوت میان شاخه بسیجیان در ستاد موسوی و حضور داوطلبانه و تک تک بسیجیان در شاخه مزبور را با حضور سازماندهی‌شده بسیجیان در میتینگ‌های رقیب نادیده می‌گیرد! نویسنده باز هم خود را به نادانی می‌زند و ادعا می‌کند که موسوی ادعا نموده است که حضور نظامیان در میتینگ‌های تبلیغاتی سبب تقلب در انتخابات شده است! چه ادعای جاهلانه‌ای! کجا موسوی چنین ادعایی را طرح نموده است که به خود اجازه می‌دهیم چنین ادعای کودکانه‌ای را به وی نسبت دهیم؟ طرح چنین ادعای کودکانه جز ادامه پروژه «قلب واقعیت» چه چیز دیگری می‌تواند باشد؟

در مورد موضوع «استفاده از وسایل و امکانات دولتی و عمومی» با وجود اشاره‌های دقیق موسوی به موارد چنین تخلف‌هایی باز هم نویسنده از موسوی خواسته است که اسناد و مدارک خود را ارایه نماید و باز ادعا نموده است که معلوم نیست چه ارتباطی میان ادعای موسوی مبنی بر استفاده از وسایل و امکانات دولتی و عمومی و تقلب گسترده در انتخابات وجود دارد در حالی که موسوی چنین ادعایی را طرح ننموده است و هیچ عقل سلیمی نیز نمی‌تواند چنین ادعایی بکند!

به نظر من مهم‌ترین نکته‌ای که در این نوشتار وجود دارد و نشان از عدم آگاهی نویسنده از قانون و به طور کلی علم حقوق دارد آن است که وی چنین نابخردانه در برابر انتقاد موسوی از احمدی‌نژاد در رابطه با استفاده از وسایل و امکانات دولتی برای انجام تبلیغات انتخاباتی خود می‌پرسد: «…روشن نیست که آیا منظور آقای موسوی این است که رییس‌جمهور قانونی کشور برای سفر به شهرستان یا رفتن به میتینگ انتخاباتی در ایام تبلیغات انتخاباتی باید از وسیله شخصی خود استفاده کند؟». طرح چنین پرسشی از سوی نویسنده نشان می‌دهد که وی به این نکته آشکار و بدیهی-مورد تأیید عقل سلیم- توجه ندارد که نامزدی که هم‌زمان تصدی مقام ریاست‌جمهوری را بر عهده دارد در مقام یک نامزد هیچ تفاوتی با دیگر نامزدها نداشته و در صورت نقش‌آفرینی به عنوان نامزد انتخاباتی دیگر رییس‌جمهور به شمار نمی‌آید که بخواهد از وسایل و امکانات دولتی استفاده کند. همان‌طور که دیگر نامزدها نمی‌توانند استفاده کنند! نویسنده که گویی پس از طرح پرسش بالا با ندای وجدان خود روبرو می‌گردد در ادامه برای آرام کردن وجدان خود می‌نویسد: «آيا در انتخابات‌هاي گذشته رييس‌جمهور و وزرا براي تبليغ به شهرستان‌ها سفر نمي‌كردند؟ آيا آنها با وسيله و امكانات شخصي سفر مي‌كردند؟». تو گویی از نظر نویسنده اگر پاسخ به این پرسش مثبت باشد دیگر هیچ ایرادی بر استفاده از وسایل و امکانات دولتی و عمومی از سوی احمدی‌نژاد نیست! آیا این بدین معنا نیست که چون دیگران قانون‌شکنی کردند پس احمدی‌نژاد هم می‌تواند این کار را انجام دهد! هر چند تا جایی که من به یاد دارم آقای خاتمی چنین نکرد.

9. شوربختانه بررسی نوشتار «نقد استدلال‌های آقای موسوی برای تقلب در انتخابات» نشان می‌دهد که نوشتار مزبور با رویکرد «قلب واقعیت مورد نقد» و سپس «نقد واقعیت قلب‌یافته»-که بسیار شبیه رویکرد احمدی‌نژاد در برخورد با انتقادها است- نوشته شده است و بیش از آن که ارزش حقوقی داشته باشد از نظر سیاسی ارزشمند است! انتخابات ریاست‌جمهوری دهم برگزار گردید و سوء جریان حاکم بر این انتخابات ابهام‌های فراوانی را متوجه اصل نظام جمهوری اسلامی ایران نموده است. آیا بهتر این نیست که پایگاه خبری الف به جای درج نوشته‌هایی با رویکرد سیاسی و نه حقوقی بیشتر به ایفای نقش واقعی خود در ابهام‌زدایی از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم پرداخته و به جای کم کردن ابهام‌ها بر آنها نیفزاید؟ از نظر من تردیدی نیست که سوء جریان حاکم بر برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری دهم و ابهام‌های برآمده از آن بزرگترین ضربه را در دوران پس از انقلاب بر پیکره نظام جمهوری اسلامی وارد نموده و جای آن دارد که برای کاهش پیامدهای این ضربه و آسیب همگی تلاش نماییم.

بيانيه سيد محمد خاتمی

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور مردم در صحنه از دست آوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است که باید آن را پاس داشت و راههای آن را گشاده تر کرد. این حضور شکوهمند از همه بخش ها و گروههای سنی و صنفی در ایران یک پیام روشن دارد که مردم صاحب کشور و انقلاب اند. این پیام را امروز نیز باید دریافت؛ سکوت اعتراضی و رفتار مدنی مردم در راهپیماییها هم نشانه رشد و بیداری و مسؤولیت پذیری مردم است و هم حکایتگر این واقعیت انکار ناپذیر است که مردم دارای حقوق اساسی و مشخص هستند که هر نظامی موظف به رعایت آنهاست. تبلیغات تحریک کننده و اهانت آمیز نسبت به مردم که همواره مستقل عمل کرده اند و انتساب حرکت سالم آنان به بیگانگان خود جلوه ای از اعمال سیاست های نادرست است که سبب دورتر شدن مردم از حکومت می شود.

در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض اند. اعتماد عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راههای خطرناکی است که خدا می داند به کدام سرانجام برسد.

باید حق مردم را پاس داشت و در عین تدبیر در برابر هرگونه تشنج و تشنج آفرینی و ناامنی (که از ساحت مردم به دور است) باید از شیوه های پرهزینه و زیانبار برای نظام و مردم از جمله مقابله نظامی و خشونت فاصله گرفت و همگان در جهت ترمیم اعتماد عمومی که پشتوانه اصلی نظام و کشور است برآییم و حرکت کنیم.

ضرب و جرح و ارعاب که نمونه تأسف آور آن را در روز شنبه شاهد بودیم و موجی از دستگیری از زنان و مردان و نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور از اولین ساعات اعلام نتایج تاکنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم که از نشانه های فرهنگ بالای هموطنان است، مشکلات را افزون می کند.

فرصت ها به سرعت می گذرد و به تهدید تبدیل می شود، در حالی که بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست و نیازی به امنیتی کردن و نظامی کردن فضا ندارد.

ارجاع امر به مرجع یا مراجعی که باید حافظ حقوق مردم و مجری انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولی خود مورد انتقاد و شکایت اند راه حل مسأله نیست.

در بازگشایی این گره چرا نگاهی به روش و سیرت حضرت امام (ره) نداریم که در موارد مشابه بوده است و می تواند و باید مورد تأسی و اهتمام قرار گیرد.

تعیین هیأتی عادل، کاردان، بیطرف و شجاع که به ویژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و پذیرش داوری منصفانه آن هیأت راهی برای عبور از این مرحله و گامی مثبت در جهت تقویت نظام و بازسازی اعتماد عمومی و نیز نشانه تصمیم گیری خطیر و گره گشا در هنگامه های حساس به نفع مردم و در جهت آرمانهای انقلاب است.

آزادی سریع دستگیر شدگان و زندانیهایی که موجب نگرانی عمیق خانواده های آنان و بسیاری از مردم شده است و نیز بازکردن راههای ارتباطی و اطلاع رسانی که متأسفانه همه را بسته اند می تواند فضای جامعه را تلطیف کند.

از سوی دیگر اعتراض و انتقاد به شیوه مدنی و به دور از هرگونه ناآرامی را که حق مسلم مردم است باید همگان پاس داریم.

نفی خشونت و تغییر فضاسازی کین توزانه و دشمن آفرین و مبتنی بر تهمت و افترا به فضای جدید مبتنی بر حقیقت، به محبت و دوستی و تعامل با یکدیگر نیز باید سرلوحه عمل قرار گیرد.

در این صورت است که هر هزینه ای که پرداخت شود نظام با همه ارزشهایش مصون و محفوظ خواهد ماند.

مردم حضور دارند و همچنان در انتظارند، این حضور را باید محترم شمرد.

ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله * علیه توکلت و الیه انیب

سید محمد خاتمی
۳۱ خرداد ۱۳۸۸

منبع: سايت خاتمي

اطلاعیه‌ی آیت الله منتظری درباره‌ی حرام بودن مقاومت در برابر رأی مردم

بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
ملت شریف و عظیم القدر ایران

با کمال تأسف خبردار شدیم که ملت بزرگوار ایران در دفاع از حقوق قانونی خود در تجمعاتی به دور از خشونت مورد هتک حرمت و ضرب و شتم قرار گرفته و به خاک و خون کشیده شده است. اینجانب ضمن تسلیت این ضایعه و ابراز همدردی با آحاد داغدار ملت، روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه را عزای عمومی اعلام می کنم و با حمایت قاطع خود از حرکتهای غیر خشونت بار ملت مسلمان برای دفاع از حقوق حقۀ خود در چارچوب قانون متقن اساسی جمهوری اسلامی که جمهوریت را رکن اصلی نظام می داند، هرگونه اقدامی که منجر به ضرر غیر قابل جبران به جمهوریت نظام گردد را جایز نمی دانم. هریک از برادران و خواهران دینی ما موظف است ملت را در دستیابی به حقوق حقه خود یاری دهد. بر این اساس، هرگونه مقاومت در این راستا، به خصوص ضرب و شتم و کشتار ملت را مصداق بارز مخالفت با اصول اساسی اسلام مبنی بر حاکمیت ملت بر سرنوشت خود دانسته و حرام شرعی اعلام می کنم.

و السلام علی من التبع الهدی
حسینعلی منتظری
۲۱ جمادی الثانی ۱۴۳۰
۲۵ خرداد ۱۳۸۸ شمسی

پنجمین بيانيه‌ی ميرحسين موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران

این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.

سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسان‌ها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعه‌هايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديده‌اند به چيزي كمتر از آن راضي نمي‌شوند.

آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌كردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسان‌ها پايه‌هاي نظام را تضعيف نمي‌كند، بلكه استحكام مي‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي می‌خواهند و بسیاری از گرفتاري‌هاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگي، فقر، فساد و بي‌عدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم.

من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشيند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.

اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانون‌گريزي پيش‌بيني كرده بوديم به صريح‌ترين شكل ممكن و در نزديك‌ترين زمان تحقق يافت.

استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاش‌هايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحران‌هاي مديريتي موجود و نارضايتي‌هاي گسترده‌اجتماعي، كه انباشت‌شان مي‌تواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسن‌ظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمت‌آميز را تحمل نمي‌كنند.

اگر حجم عظيم تقلب و جابه‌جايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات مي‌رسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صف‌آرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود مي‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت مي‌دانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانه‌‌انگاري‌ها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفته‌اند خنثي كنم.
اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که اين رسيدگي‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از ۱۷۰ حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.

از ما خواسته مي‌شود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بي‌طرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بي‌طرفي است.

اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بي‌طرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته ‌شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصي‌ها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركت‌هاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.

اينجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان يك همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم توانايي‌هاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان مي‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌هاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راه‌حل‌هاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدران راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمندي‌هايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .

ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل ۲۷ قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه‌هايی كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد می‌آورد، روبرو نخواهيم بود.

برادر و همراه شما - میرحسین موسوی

پنجشنبه ۲۸ خرداد ۸۸

!مردم چیزی جز احترام به رأی خود نمی‌خواهند

بیانيه‌ی جمعی از سينماگران مشهور ایران
ما جمعی از سینماگران ایرانی، نگرانی و اندوه عمیق خود را از اعمال زور و فشار علیه مردمی که چیزی جز احترام به رأی خود نمی‌خواهند، اعلام می‌کنیم. چرا باید اقتدار نظامی را جای اقتدار منطق نشاند، آن هم در برابر مردمی که بخش عمده‌ی آن‌ها نسلی ست که همین‌جا و در همین سه دهه به دنیا آمده‌اند و اندیشه‌هایشان نتیجه‌ی منطقیِ مشاهده‌ها و تجربه‌های رویدادهای همین سی سال است و هیچ تهمتی به آن‌ها نمی چسبد؟  آیا به راستی اسلحه کشیدن روی دست‌های خالی، اقتدار نظامی ست؟ آیا مردم تا لحظه‌ای که رأی دادند شریف و قهرمان و حماسه‌آفرین بودند و به محض این‌که در نتیجه‌ی رأی اعلام‌شده شک کردند، آشوبگر، اوباش و بیگانه‌پرست و خاشاک‌اند و سزاوار توهین و یورش و خون‌ریزی و قتل؟

ما دوستداران مردم و سرزمین خود که به هیچ‌جا وابسته نیستیم، با اعلام نگرانی از تکرار تجربه‌های تاریخی و تلخ جنگ‌های محله‌ای و خانگی، که قرن‌ها برای این سرزمین جز مرگ و ویرانی حاصلی نداشت، مصرانه می‌خواهیم که به احترام حقیقت، با اعلام نتایج وا‌قعی  انتخابات به این نمایش قدرت پایان داده شود  و هشدار می‌دهیم که محض قدرت‌نمایی، مردم را به جان هم نیاندازیم و تیره‌بختی  کسانی که  در همین کشورهای همسایه‌ی ما قربانی جنگ‌های داخلی خانگی‌اند را به این سرزمین نکشانید که مسلماً کسی جز دشمن ایران از آن بهره نمی‌برد.

شهرام اسدی، محسن امیریوسفی، عزت‌الله انتظامی، رخشان بنی‌اعتماد، بهرام بیضایی، کامبوزیا پرتوی، جعفرپناهی، کیومرث پوراحمد، حسن پورشیرازی، ناصر تقوایی، فرشته طائرپور، مانی حقیقی، سیف‌الله داد، محمد رسول‌اف، علیرضا رئیسیان، خسرو سینایی، مژده شمسایی، ترانه علیدوستی، حسن فتحی، ایرج کریمی، نیکی کریمی، حمید فرخ‌نژاد، اصغر فرهادی، بهمن قبادی، عباس کیارستمی، پرویز کیمیاوی، محسن مخملباف، فاطمه معتمدآریا، علی نصیریان و جهانبخش نورایی

پیام آیت‌الله موسوی اردبیلی درباره انتخابات

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا
سوره النساء آیه ۵۸

با عرض تبریک میلاد خجسته بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) به محضر حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی مؤمنین و شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) در پی حوادث پیش آمده مطالبی را به محضر شریف مردم ایران می رسانم.
حضور شکوهمند و افتخار آفرین مردم غیور ایران در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری برگ زرینی از افتخارات این ملت بزرگ بود که می توانست نیروی عظیمی جهت پیشرفت آینده کشور فراهم نماید اما سیر اتفاقات رخ داده در پس آن در مسیری قرار گرفت که شیرینی انتخابات را زایل کرد.
اینجانب ضمن احترام به آراء آحاد ملت شریف ایران از تمامی عزیزانی که نسبت به نتایج اعلام شده اعتراض دارند، می خواهم که اعتراضات خود را با رعایت موازین شرعی ابراز نمایند و از دست زدن به آشوب و تخریب اموال عمومی احتراز کنند. البته واضح است که این گونه اعمال از جانب مردم صورت نمی پذیرد و عده قلیلی در پی آنند که با انتساب این گونه اغتشاشات به ملت به اهداف ناپاک خود برسند و مردم باید با هوشیاری کامل حساب خود را از آنان جدا نمایند.
از تمامی مسئولان انتظامی و امنیتی نیز می خواهم که در برخورد با معترضین با رأفت و ملایمت و حفظ حدود شرع و قانون رفتار نمایند و از دست زدن به اعمال تحریک آمیز اجتناب کنند حمله کردن به مراکز علمی و فرهنگی و برهم زدن آسایش مردم در اماکن خصوصی خود با هیچ میزان شرعی و قانونی سازگار نیست.
از مسئولان ذی ربط انتخابات نیز می خواهم که با رعایت دقت و سرعت و حفظ بی طرفی به شکایات واصله رسیدگی نمایند و در مورد آنها به نحوی که جلب رضایت مردم را بنماید و آنان را قانع سازد اطلاع رسانی کنند زیرا همان گونه که امام راحل (رحمة الله علیه) فرمود: "میزان رأی ملت است" و صاحبان اصلی نظام اسلامی آنانند و این حق مردم است که از سرنوشت آراء خود مطلع شوند.
اینجانب ضمن ابراز همدردی با تمامی کسانی که در این حوادث آسیبی به آنها رسیده است مخصوصا خانواده جان باختگان و محکوم نمودن اعمال خشونت از جانب هر کسی که صورت پذیرد، اکنون که در شهر مقدس مکه مکرمه و در جوار حرم امن الهی می باشم، خاضعانه از درگاه ذات اقدس ربوبی می خواهم که این ملت بزرگ را همواره سربلند نماید و کشور ایران و نظام اسلامی آن را تحت سایه الطاف خود حفظ فرماید.

والسلام علیکم و رحمة الله برکاته
عبدالکریم موسوی اردبیلی
چهارشنبه ۲۳ جمادی الثانی ۱۴۳۰
مکه مکرمه

مصاحبه‌ی بی‌بی‌سی با سروش و مهاجرانی

فیلم را با کیفیت بالا از وب‌سایت بی‌بی‌سی ببينید، از این‌جا.

ادامه‌ی «مصاحبه‌ی بی‌بی‌سی با سروش و مهاجرانی»

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۸۸

بیدار در بستر

(مسعود بهنود)
آن چه زیر پوست جامعه شهری ایران در این روزها می گذرد، امیدوارم دوستانی که هوای انقلاب به دماغشان افتاده دچار اشتباه محاسبه نشوند، نه انقلاب است و نه براندازی است و نه تعطیل قانون. حتی با کسانی که این را جنگ قدرت می بینند و دنبال کاسه های زیر نیم کاسه می گردند مخالفم.

واقعیت از دید من این است که اتفاقی افتاده که در بسیاری از کشورهای جهان می افتد، حتی گاه در ممالک راقیه هم رخ داده است و کم نیست. از ماه ها و بلکه دو سال قبل دولت آقای احمدی نژاد نشان داد که قصد ماندن به هر ترتیب کرده است. برای این ماندن علاوه بر این که خزانه کشور را تهی کرده، علاوه بر آن که مصحلت دولت را فوق بر مصلحت کشور و جامعه قرار داده، در نهایت و در جریان مبارزات انتخاباتی هم با احساسات مردم بازی کرده و به زرد ترین شیوه برای رای گرفتن متوسل شده است.

آن چه آقای احمدی نژاد در دقیقه نود مبارزات انتخاباتی انجام داد همان کاری بود که در حد کوچک تر و ضعیف ترش چند روزنامه را تاکنون تعطیل کرده و هم الان عباس پالیزدار را به زندان انداخته است. درست بدان می ماند که رقیب انتخاباتی ایشان در مناظره انتخاباتی این سئوال را مطرح می کرد که آقای جنتی این ثروت را از کجا آورده است، رابطه شیخ محمد یزدی با لاستیک و جنگل های مازندران چیست و شیخ جعفر شجونی پرونده اش در دادگاه انقلاب و دادگاه روحانیون چیست. یا این که مطرح می کردند آقای علی آبادی و فرزند عزیزشان در سازمان ورزش این همه پول را چطور به جیب زده اند. یا مطرح می کرد که شوهر عمه رییس جمهور میلیاردها تومان را در این سه سال از کجا آورده است.


ادامه‌ی «بیدار در بستر»

موسوی:کسانی اتوبوس آتش زدند که دیشب به خوابگاه دانشجویی حمله کردند

قلم - مهندس میرحسین موسوی در راهپیمانی میلیونی مردم تهران در اعتراض به تقلب آشکار در رای آنها، با احترام به مردم و حامیانش تاکید کرد که آماده پرداختن هرگونه هزینه برای تحقق آرمان های ملت ایران است.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، میرحسین موسوی در اجتماع میلیونی مردم تهران و راهپیمایی آنها از شرق تهران تا میدان آزادی در اعتراض به نحوه شمارش آرا اظهار کرد: سلام بر شما ملت عزیز، سلام بر شما هموطنان. آمده ام تا ادای احترام به این همه ایستادگی و آگاهی بکنم. گروههای سیاسی متعددی درخواست مجوز کرده بودند تا یک راهپیمایی در اعتراض به تقلبات وسیع در انتخابات صورت گیرد. چون اجازه داده نشد و بنده شنیدم ممکن است مردم حضور پیدا کنند، آمدم تا همه را ضمن دعوت برای دفاع از حق خود به آرامش دعوت بکنم . آمده ام ، تا بهاری سبز «استقامت کنم» تا «نماد سبز»  را به «یغما» نبرند .

وی بیان کرد: شما مردم بت شکن هستید، شیشه‌شکن نیستید. آن کسانی دیروز اتوبوسها و موتورها را آتش زدند که دیشب به خوابگاههای دانشجویی حمله کردند و وحشیانه ضمن شکستن دست و سر و پا، عده‌ای را از پنجره‌ها بیرون ریختند و عده زیادی را دستگیر کردند.

موسوی تاکید کرد که بنده قویاً خواهان آزادی بی درنگ همه این عزیزان هستم و از نیروهای دولتی می خواهم، دست از خشونت علیه مردم و فرزندان آنها بردارند.

وی ادمه داد: مردم ما با شعارهای الله اکبر و زیر سایه پرچم سبز اهل بیت (ع) به صورت مسالمت آمیز احقاق حق خود را می خواهند و احساس می کنند به شعور آنها بی احترامی شده است . من نامه ای به شورای نگهبان نوشته ام و موارد تخلف را شرح داده ام، گر چه امیدوار به شورای نگهبان نیستم. تعداد زیادی از اعضای شورای نگهبان در طول انتخابات بی طرفی خود را نگه نداشتند و از کاندیدای دولتی حمایت کردند .

موسوی بیان کرد: من از شما ملت عزیز، زنان و مردان، دانشجویان، روحانیون، هنرمندان، بازاریان، کارگران و کارمندان وهمه اقشار تشکر می کنم، به ویژه از اقلیت های عزیز.

وی افزود: ما باید با الله اکبر هایمان و از طریق راههای قانونی به دنبال حق پایمال شده‌ی مردم خود باشیم  و بتوانیم جلوی این پدیده، این دروغ آخرین، یعنی  این تقلب و شعبده بازی حیرت آور بایستیم.

موسوی اظهار کرد: راه حل بنده، ابطال این انتخابات مخدوش است و این کمترین هزینه را برای ملت ما خواهد داشت وگرنه از اعتماد ملت به دولت و نظام هیچ چیزی باقی نخواهد ماند. البته من به همه عزیرانی که به تشخیص خود، سایر کاندیداها را انتخاب کرده اند،احترام گذاشته و سر تعظیم فرود می‌آورم و اعتراضم به عدم مراعات امانتداری و تخلف فاحش دست اندرکاران انتخابات است.

وی ادامه داد: مردم ما بر سر این حق خود ایستاده اند و من هم آماده ام همه گونه هزینه ای را برای تحقق آرمان های شما ملت عزیز بپردازم .

نامه سرگشاده مهندس میرحسین موسوی به شورای امنیت كشور درباره اقدامات غیرقانونی لباس شخصی ها

تجاوز نيروهای لباس‌شخصی به آزادی، نظم و امنيت مردم
بسمه تعالی

شورای امنیت كشور

طی ایام اخیر به كرات مشاهده می شود كه همردیف با قوای انتظامی افرادی بدون لباس فرم، بدون نشان مشخص و بدو ن جایگاه قانونی معین با سلاح های سرد (از قبیل شلنگ، چماق، زنجیز، میله آهنی و ....) و گاهی سلاح گرم در سطح شهر ظاهر می شوند، قبل از نیروی انتظامی به صفوف تظاهركنندگان حمله می كنند و ضمن تحریك اجتماعات به تخریب اموال و وسایل نقلیه مردم می پردازند. به آن شورا متذكر می شوم این پدیده شوم كه متصدیان برقراری امنیت و نظم در خلال صفوفشان از نیروهای لباس شخصی استفاده كنند تنها نشان می دهد كه نيروی انتظامی از مغایرت اعمال خود با شان و وظیفه قانونی اش كاملا اطلاع دارد، به صورتی كه حاضر نیست ننگ این اعمال به لباس متحدالشكل او نسبت پیدا كند. آزادی، نظم و امنیت از حقوق اولیه و توأمان شهروندان است كه طی مدت اخیر هر سه آنها از سوی نیروهای لباس شخصی مورد تجاوز قرار گرفته است.

ضمن محكوم كردن این رویه از كلیه مقامات ذیربط موكدا درخواست می شود جهت كمك به حفظ آرامش و امتناع از تحریك اجتماعات خودجوش و مسالمت آمیز مردم فورا از مداخلات این افراد جلوگیری به عمل آورند.

میرحسین موسوی

بيانيه‌ی میرحسين موسوی درباره‌ی شهادت تظاهر کنندگان

بیانیه جدید میرحسین موسوی: پنج شنبه با نماد سوگواری، در مساجد و تکایا تجمع می کنیم

بسمه تعالی

ملت شریف ایران

همانگونه که می دانید طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده اند. اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده های شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست می کنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بیست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند و بدیهی است که خود نیز در این مراسم شرکت خواهم کرد.

میرحسین موسوی

سه شنبه ۲۶ خرداد ۸۸

نامه‌ی دکتر عبدالکریم سروش درباره‌ی نتيجه‌ی انتخابات

بنام خدا
باز این چه ابر بود که ما را فرو گرفت
تنها نه من، گرفتگی عالم است این
یکدم نگاه کن که چه بر باد می‌دهی
چندین هزار امید بنی آدم‌ است این

عکس از داریوش محمدپورچندین هزار امید بنی آدم را برباد دادند و قومی را داغدیده و دردمند کردند و پای اهانت بر شعور و غرورشان نهادند و دست خیانت درصندوق امانت شان بردند و با نیرنگ و فریب، باطلی را به جای حق نشاندند تا دوباره عزت و کرامت را پای‌مال جهالت کند و نام را به ننگ بفروشد و فرومایگان را بر کرسی ریاست بنشاند و دروغ و دغل در کار مدیریت کند و خرافه بگسترد و سفاهت بپرورد و از چاه‌های نفت بردارد و در چاه‌های جمکران بریزد و آزادی را خفه کند و آگاهی را بکشد و استبداد دینی و قراءت فاشیستی از دین را قوام بخشد و دیانت را ملعبه‌ی ‌‌دست سیاست کند و سرهنگان را بر فرهنگ بگمارد و فرهنگیان را به دست سرهنگان بسپارد و دست تطاول در حقوق مردم دراز کند و پشت به قبله حقیقت، به سوی خدای خدیعت نماز کند.

هیچ چیز مهیب‌تر از زخمی کردن غرور یک قوم نیست. سرمایه اعتمادشان را ستاندن و آب دهان به رویشان افکندن. پلیدی و بی‌شرمی ازین بیشتر نمی‌شود. آدمیان دزدی و دغلی را تحمل می‌کنند اما اهانت مکرر به عزت و کرامت‌شان‌ را هرگز.

اینک روح مجروح و غرور رنجور ایرانیان به جوش آمده است و تا ننگ آن خیانت زدوده نشود و تا غاصبان به دست عدالت سپرده نشوند التهاب‌شان فرو نمی‌نشیند.

و البته جای هیچ نومیدی نیست، «که بد بخاطر امیدوار ما نرسد». اجتماع هزار در هزار زنان ومردان حق جو و مطالبه‌گر پنجره‌های امید را بر تاریخ آینده ما گشوده است و نوید گشایش به کار فروبسته ما می‌دهد.

اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
که به تلبیس و حیل دیو سلیمان نشود


به حقیقت اسم اعظم، شما حق جویانید که دیو تیره‌بختی را از تخت سلیمان به زیر می‌کشید و با عصای موسوی، دولت فرعونی و شعبده سامری را به دونیم می‌زنید و حکومت ارعاب و تزویر و چماق و نفاق را با فریادهای جگرشکافتان درهم می‌شکنید.

استبداد دینی غرور و شعور شما را به تمسخر و توهین گرفته است و خشم مقدس شما خاموش نمی‌نشیند تا امانت حق و رای را از غاصبان خاین بستاند و به کاردانان امین بسپارد. نقد، تقوای سیاست است و حق‌جویی فضیلتِ دوران ماست و شما این فضیلت را فرو نمی‌نهید.

همت پاکان دوعالم و بخشایش ارواح مکرم با شماست، «با همه کروبیان عالم بالا».

درین معرکه حق و باطل، و جنایت و شهادت، آیا مشایخ و مراجع عظام احساس تکلیف نمی‌کنند که با قلمی و قدمی «بازار ساحری و ناموس سامری و قلب ستمگری» را بشکنند؟


شمس و قمرِ این حرکت یعنی آقایان موسوی و کروبی نیز نیک می‌دانند که «صحبت حکام ظلمت شب یلداست» و بردر ارباب بی مروت دنیا نشستن که «خواجه کی به در آید» شرط خردورزی و سیاست‌ورزی نیست. به سواد اعظم رو آورند که اسم اعظم در آنجاست. «نور ز خورشید خواه بو که برآید».

اینک که فساد و خیانت، ظاهر و عریان از پرده به در افتاده است من هم در پایان نصیحتی از زبان باباطاهر عریان برای حاکمان دارم:
مکن کاری که بر پا سنگت آیو
جهان با این فراخی تنگت آیو
چوفردا نومه خونون نومه خونند
تو نومه خود ببینی ننگت آیو
در توبه هنوز بازست. آب رفته را به جوی باز گردانید. قرعه‌‌ی فال به نام شما زده‌اند و امانتی را که آسمان نتوانست کشید بر شانه‌های شما نهاده‌اند. به عهد امانت وفا کنید و در زمره‌ی جهولان و ظلومان منشینید.
حقا کزین غمان برسد مژده‌ی امان
گرسالکی به عهد امانت وفا کند

عبدالکریم سروش
خرداد ۱۳۸۸

دوشنبه ۲۵ خرداد ۸۸

سخنان میرحسین موسوی در راهپیمایی ۲۵ خرداد

(نقل از خوابگرد - لینک)
در راهپیمایی بعد از ظهر دوشنبه 25 خردادماه ۸۸، در گوشه‌ای از جمعیتی میلیونی از «خس و خاشاک» که به اندازه‌ی یک صندوق رأی هم نبودند، میرحسین موسوی با بلندگوی سبزی‌فروشی چنین گفت:

سلام بر شما ملت عزیز، سلام بر شما هموطنان. آمده‌ام تا ادای احترام به این همه ایستادگی و آگاهی بکنم. گروه‌های سیاسی متعددی درخواست مجوز کرده بودند تا یک راهپیمایی در اعتراض به تقلبات وسیع در انتخابات صورت گیرد. چون اجازه داده نشد و بنده شنیدم ممکن است مردم حضور پیدا کنند، آمدم تا همه را ضمن دعوت برای دفاع از حق خود به آرامش دعوت بکنم. آمده‌ام تا بهاری سبز استقامت کنم تا نماد سبز را به یغما نبرند.

شما مردم بت‌شکن هستید، شیشه‌شکن نیستید. آن کسانی دیروز اتوبوس‌ها و موتورها را آتش زدند که دیشب به خوابگاه‌های دانشجویی حمله کردند و وحشیانه ضمن شکستن دست و سر و پا، عده‌ای را از پنجره‌ها بیرون ریختند و عده‌ی زیادی را دستگیر کردند. بنده قویاً خواهان آزادی بی‌درنگ همه‌ی این عزیزان هستم و از نیروهای دولتی می‌خواهم دست از خشونت علیه مردم و فرزندان آن‌ها بردارند.

مردم ما با شعارهای الله اکبر و زیر سایه‌ی پرچم سبز اهل بیت (ع) به صورت مسالمت‌آمیز احقاق حق خود را می‌خواهند و احساس می‌کنند به شعور آن‌ها بی‌احترامی شده است. من نامه‌ای به شورای نگهبان نوشته‌ام و موارد تخلف را شرح داده‌ام، گر چه امیدوار به شورای نگهبان نیستم. تعداد زیادی از اعضای شورای نگهبان در طول انتخابات بی‌طرفی خود را نگه نداشتند و از کاندیدای دولتی حمایت کردند.

من از شما ملت عزیز، زنان و مردان، دانشجویان، روحانیون، هنرمندان، بازاریان، کارگران و کارمندان و همه‌ی اقشار تشکر می‌کنم، به ویژه از اقلیت‌های عزیز. ما باید با الله اکبر هایمان و از طریق راه‌های قانونی به دنبال حق پایمال‌شده‌ی مردم خود باشیم و بتوانیم جلوی این پدیده، این دروغ آخرین، یعنی این تقلب و شعبده‌بازی حیرت‌آور بایستیم.

راه حل بنده، ابطال این انتخابات مخدوش است و این کمترین هزینه را برای ملت ما خواهد داشت. وگرنه از اعتماد ملت به دولت و نظام هیچ چیزی باقی نخواهد ماند.

البته من به همه‌ی عزیرانی که به تشخیص خود، سایر کاندیداها را انتخاب کرده‌اند، احترام گذاشته و سر تعظیم فرود می‌آورم و اعتراضم به عدم مراعات امانتداری و تخلف فاحش دست‌اندرکاران انتخابات است.

مردم ما بر سر این حق خود ایستاده‌اند و من هم آماده‌ام همه گونه هزینه‌ای را برای تحقق آرمان‌های شما ملت عزیز بپردازم.



امروز ۴ عصر میدان انقلاب

(نقل از دوم دام دات کام)

mousavi 11.jpg

می خواستم طنز بنویسم، اما امروز روز طنزنوشتن نیست. روزهایی در زندگی یک ملت وجود دارد که نمی توانی با دل آرام و بدون نگرانی و بی اعتنا به خشم و رنج مردم تصویری شاد و شیرین از مردمان نشان بدهی و امروز یکی از همان روزهاست. رای مردم را جلوی چشم شان دزدیده اند و جشن پیروزی ما را به عزای ملی تبدیل کرده اند.

ما پای صندوق های رأی رفتیم تا بیزاریمان را از خشونت اعلام کنیم و امید های سبزمان را به فرداهای در پیش در کنار هم به امیدی بزرگ تبدیل کنیم. ما که بیزاریمان را از دروغ در خیابان های شهرمان یک هفته تمام در کنار هم با شادی و یک صدا اعلام کرده بودیم، حالا در مقابل دروغی بزرگتر از همه آمارهای مرد دروغگوی شهر قرار گرفته ایم. ما می خواهیم اعتراض خود را از تمامی راههای ممکن پی گیری کنیم و هدفمان پس گرفتن این حق ضایع شده است. ما اصلاح طلبان، اعم از حامیان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و طرفداران خاتمی و همه کسانی که مخالف این رفتار غیرعادلانه هستند برای پس گرفتن رای مان به خیابان می رویم.

فردا دو شنبه 25 خرداد 1388 میرحسین موسوی ما را به خیابان فرا خوانده تا به آنها که ما را مردگانی نومید تصور می کنند نشان دهیم که ما زنده ایم، امیدواریم، ایران را دوست داریم و جمعه 22 خرداد در چهار چوب همین قانون اساسی و همین نظام به نامزد اصلاح طلب مان رأی داده ایم و براساس همه شواهد و آمارها و نظرسنجی ها پیروز شده ایم و نمی گذاریم رأی ما که تنها سهم ما از انتخاب در ایران امروز است دزدیده شود. ما به نتایج دروغ انتخابات معترضیم و پای برگه های رأی مان می ایستیم.

ما نمی خواهیم حکومت را تغییر بدهیم یا به کسی حمله کنیم یا شهر را به هم بریزیم. تجمع فردا با هدایت و رهبری میرحسین موسوی و حمایت سید محمد خاتمی اعتراضی است که خواستار باطل شدن نتیجه انتخابات است. ما بر این هدف تاکید می کنیم و از همگان می خواهیم تنها با لباس سیاه و نشانه های سبز در خیابان حاضر شوند و از هر گونه رفتار خشونت آمیز که ممکن است مورد سوء استفاده پلیس ضدشورش قرار بگیرد اجتناب کنیم. نکاتی چند برای برنامه فردا ضروری است.

اول، به هر کسی که می شناسیم خبر بدهیم که در تظاهرات فردا حضور پیدا کند. جمعیت ما اگر بی شمار و بسیار باشد، پلیس یا نیروهای لباس شخصی نمی توانند با جمعیتی عظیم مقابله کنند. ما باید به همان عظمتی که در انتخابات حاضر شدیم، در تظاهرات فردا شرکت کنیم.

دوم، پلیس ضدشورش و نیروی انتظامی نیز مثل ما هستند، تنها تفاوت این است که آنان لباس خشونت پوشیده اند و چکمه به پا کرده اند، زیر آن لباس خشن و پشت آن ماسک ها برادران ما هستند که آنان نیز نمی خواهند علیه برادر و خواهر خودشان خشونت اعمال کنند. باید فضایی فراهم کنیم تا پلیس نتواند دست به اسلحه ببرد و باید از نیروی انتظامی بخواهیم با مردم همراهی کنند.

سوم، محمود احمدی نژاد صاحب تمام قدرت در ایران نیست. او حتی کودتایی را که به راه انداخت نتوانست به انتها برساند و وحشت زده و عجولانه از تمام قوای خود برای سرکوب استفاده می کند. این سرکوب به همه دنیا مخابره شده است و بعد از دو روز از انتخابات هیچ کس او را به رسمیت نمی شناسد. نه در داخل ایران و نه در خارج از ایران هیچ کسی نتیجه دروغین انتخابات را نپذیرفته است. رئیس جمهوری که 24 میلیون رای دارد که در روز برگزاری انتخاباتش نیازی به دستگیری مردم و حمله به معترضان و قطع کلیه ارتباطات با جهان ندارد. رئیس جمهوری که 24 میلیون رای دارد که سه رقیبش علیه برگزاری انتخاباتش اعتراض نمی کنند. رئیس جمهوری که 24 میلیون رای دارد که برای نشان دادن جمعیت حامیانش نیاز به فوتوشاپ و سیب زمینی و پول نقد ندارد. نه در ایران و نه در جهان کسی ادعای موهوم وزارت کشور را باور نمی کند.

چهارم، مهم ترین موضوع در حضور خیابانی فردا که باید تا زمان ابطال انتخابات هر روز تکرار شود، پرهیز از خشونت است. ما باید با پرهیز از هر نوع تندروی چنان شعار بدهیم و چنان حرکت کنیم که بیشترین تعداد مردم بتوانند با سرعتی معادل ما در کنارمان قرار بگیرند. شعارهای نرم و ملایم در مورد انتخابات، نشانه های سبز، پلاکاردهای دست نویس نشانه های تظاهرات فرداست.

پنجم، ما همان مردمی هستیم که چهار روز قبل خنده و شادمانی و جشن سبزمان حتی به نیروی انتظامی سرایت کرد و آنان را با ما همراه ساخت. ما دوباره همراه می شویم. نه با نفرت که با امید. ما خشم را رها می کنیم تا آنان نیز خشونت را کنار بگذارند، امید ما دزدیدنی نیست. ما با همین امید میرحسین موسوی را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کردیم و او نیز چنان که گفته بود، پای حق ما ایستاده است و دیروز در برابر تمام فشار ها تسلیم نشد. ما نیز به او برای فردا اعتماد می کنیم و حق او و خودمان را می گیریم.

ششم، در دزدیدن رای مان تنها مرد دروغگوی شهر نیست که تاثیر و تقصیر داشته است. آنها که تصویر او را بزرگتر از آنچه هست نشان می دهند، و تلاش می کنند واقعیت را پنهان کنند، نیز مقصر سرقت بزرگ آرای ملت هستند. کارکنان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، خبرنگارانی که در مقابل حجم وقیح دروغی به نام احمدی نژاد سکوت می کنند، مدیریت تلویزیون بی بی سی فارسی که بخاطر مصالح سیاسی دولت انگلیس، بی طرفی سیاسی را کنار می گذارند، و حتی حیثیت خبرنگاران خوب بی بی سی را خدشه دار می کنند، باید پاسخگوی همراهی در این دروغ بزرگ باشند. ما، قصد حمله به صدا و سیما و تسخیر ساختمان آن را نداریم، ما باید همراهان دروغگویان را در خانه های مان مورد سووال قرار بدهیم. کارکنان صدا و سیمای دروغ را وادار باید بکنیم که با شرافت حرفه ای و بی طرفی رفتار کنند یا خودشان را از معرض این وضع کنار بکشند.

ما بی شماریم، ما با جمعیتی بی مثال در انتخابات شرکت کردیم و میرحسین موسوی را به عنوان رئیس جمهورمان را انتخاب کردیم. او رئیس جمهور ماست. ما رای مان را می خواهیم پس بگیریم و برای این کار مدنی ترین راه را انتخاب کرده ایم. ما به خیابان می رویم و در خیابان می مانیم تا حق مان را بگیریم.

ابراهیم نبوی
بیست و چهارم خرداد

دعوت موسوی برای راهپیمایی در روز دوشنبه

(نقل از بی‌بی‌سی)
میرحسین موسوی، یکی از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، اعلام کرده است که در اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات ایران، روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۴ بعدازظهر از میدان انقلاب تهران تا میدان آزادی راه پیمایی خواهد کرد و از هواداران خود خواسته است که به او ملحق شوند.

گروه های حامی میرحسین موسوی نیز از این راه پیمایی حمایت کرده و از اعضای خود خواسته اند در آن شرکت کنند.

ستاد انتخاباتی آقای موسوی روز یکشنبه اعلام کرد درخواستی برای صدور مجوز این راهپیمایی به وزارت کشور ایران ارسال شده است، اما مرتضی تمدن، رئیس شورای تامین استان تهران، گفت مجوزی برای این کار صادر نشده و "این راهپیمایی غیرقانونی است."

آقای تمدن همچنین اعلام کرد "نیروی انتظامی با هر گونه تجمعات یا راهپیمایی‌های بدون مجوز برخورد خواهد کرد."

رئیس شورای تأمین استان تهران عواقب این راهپیمایی را برعهده ستاد میرحسین موسوی دانست و گفت: "اقدام به این کار نشان دهنده رفتار غیر مسئولانه این ستاد است."

شهاب الدین طباطبایی، رئیس ستاد جوانان حامی آقای موسوی به بی بی سی فارسی گفت میرحسین موسوی تصمیم گرفته است در صورت جلوگیری از انجام این راهپیمایی یا برخورد شدید با هوادارانش به مرقد آیت الله خمینی در جنوب تهران رفته و در آنجا تجمع و تحصن کند.

آقای طباطبایی گفت اگر هر گونه مانعی برای رفتن یا حضور آقای موسوی در مرقد آیت الله خمینی ایجاد شود، او به حسینیه جماران در شمال تهران خواهد رفت و در آنجا متحصن خواهد شد.

پیام تلفنی موسوی: 'برای پذیرش نتیجه انتخابات تحت فشار هستم'

از سوی دیگر روز یکشنبه پیامی از جانب میرحسین موسوی منتشر شد که او در این پیام خبر از "تحت نظارت" بودن خود داد.

به گفته نزدیکان آقای موسوی، او این پیام را از طریق تلفن برای یکی از مشاوران خود قرائت کرده و از او خواسته این پیام را به هوادارانش برساند.

آقای موسوی در این پیام از سلامت خود و خانواده اش خبر داده و گفته است: "علیرغم فشارهای زیادی که از سوی مقامات کشور برای پذیرش نتیجه انتخابات ساختگی وجود دارد برای احقاق حقوق و صیانت از آرای واقعی مردم و درخواست ابطال آرای اعلام شده به وزارت کشور مراجعه کرده‌ام."

آقای موسوی در ادامه این پیام گفته است: "همچنین امکان حضور در میان مردم یا هرنوع ارتباط و گفتگو با آنان از من سلب گردیده و تحت نظارت می‌باشم. از سوی دیگر ستاد مرکزی اینجانب نیز پلمپ شده و اعضای حزب مشارکت دستگیر شده‌اند."

آقای موسوی در پایان پیام خود از مردم خواسته "ضمن حضور در صحنه"، از هر گونه درگیری و تشنج پرهیز کنند.

یکشنبه ۲۴ خرداد ۸۸

نامه‌ی میرحسین موسوی به شورای نگهبان

عدم صحت انتخابات محرز است و رسیدگی و ابطال ان درخواست می گردد

بسمه تعالی

شورای محترم نگهبان

سلام علیکم

پیرو ده ها مکاتبه ستاد انتخاباتی اینجانب با آن شورا دایر بر تخلفات صریح انتخاباتی عوامل اجرایی وزارت کشور و نیز یکی از نامزدها که قطعا در نتیجه انتخابات 22 خرداد ماه موثر بوده است و ذیلا به مواردی از آنها اشاره می شود، عدم صحت انتخابات محرز است و رسیدگی و ابطال ان درخواست می گردد:

1- در ایام تبلیغات، خصوصا در مناظره آقای احمدی نژاد، اتهامات بزرگی علیه بعضی از شخصیت های حقیقی از جمله آیت الله هاشمی رفسنجانی، ریاست محترم مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیز آقای ناطق نوری عضو محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس بازرسی ویژه مقام معظم رهبری، در رسانه ملی مطرح شد که بنا به اظهار صریح ریاست محترم قوه قضاییه و دادستان محترم کل کشور مصادیق روشن عمل مجرمانه بوده است. این اتهامات خوراک اصلی تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی نژاد علیه سایر نامزد ها، خصوصا اینجانب قرار گرفت.

2- ایشان در مناظره های انتخاباتی اقدام به بیان مطالب خلاف امنیت ملی نمود که نتیجه آن زیر سوال بردن بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی سلام الله علیه بود. به علاوه، عمل ایشان در افشای بعضی از موضوعات محرمانه و سری با تلفیق موارد نادرست، از جمله متهم کردن دولت جمهوری اسلامی و وزارت کشور به سازماندهی اوباش برای حمله به جوانان و مردم و بریدن کراوات ها و تراشیدن موی سر جوانان اتهاماتی واهی است که در هیچ مرجع قضایی مورد رسیدگی قرار نگرفته و بدیهی است که عملی مجرمانه محسوب می شود.

3- کارشکنی های عدیده مسؤلان وزارت کشور و بسیاری از فرمانداری ها، از جمله فرمانداری های تهران در ارایه کارت های نمایندگان جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی و اینجانب منجر به عدم امکان حضور تعداد قابل توجهی از نمایندگان ما دو نفر در محل شعب اخذ رای و محل های شمارش و تجمیع آراء گردید و نمایندگان نامزدها هیچگونه نظارتی بر انتخابات نداشته اند.

4- بر خلاف اعلام کتبی قبلی مبنی بر این که شمارش آراء و تجمیع آن دستی خواهد بود، ستاد انتخابات کشور در حالی که هنوز تعدادی از شعب در حال شمارش آرای مردم بودند اقدام به اعلام نتایج در حجم انبوه نمود. این در حالی بود که هنوز صورت جلسه های موسوم به فرم های 22 و 28 از هیات های اجرایی دریافت نشده وتنها ملاک ارایه آمار ارقام موجود در سیستم های رایانه ای بود که هیچ گونه وجاهت قانونی ندارد و موجب التهاب اجتماعی و نگرانی در جامعه بر اساس امارهای فاقد مبنای قانونی می شود.

5- صدها شعبه اخذ رای در مناطق مختلف کشور از جمله شیراز، تبریز،تهران و ... در ساعات قبل و بعد از ظهر دچار کمبود تعرفه اخذ رای شدند و این امر موجب توقف چند ساعته رای گیری در آنها گردید . با توجه به این که تعداد تعرفه های چاپ شده با فرض بالاترین تعداد متصوره شرکت کنندگان به گونه ای بوده است که بیش از 17میلیون تعرفه اضافی می توانست در اختیار وزارت کشور باشد تعلل شدیدی که در جریان توزیع تعرفه های انتخاباتی به چشم می خورد کاملاً ابهام برانگیز بود و نشان می داد که این تعلل و نیز اعلام توقف زمان رای گیری، درحالی که هنوز تعداد قابل توجهی از مردم خواستارشرکت درانتخابات بودنداز سرنگرانی نسبت به افزایش تعداد آرای ماخوذه از مرز100%افراد واجد شرایط بوده است. طبیعی است که چنین اموری شائبه وقوع اقدامات غیرقانونی گسترده و وجود تعداد بی شمار آرای تقلبی در صندوق ها را تحکیم می کند.

6- علاوه بر موارد فوق تخلفات فراوانی صورت گرفته در روز و زمان اخذ رای طی بیش از 80 مورد نامه خطاب به آقای کدخدایی سخنگوی محترم شورای نگهبان توسط رابط اینجانب به آن شورا تقدیم شده است.

7- آقای احمدی نژاد در وقت تبلیغات اضافی که سازمان صدا و سیما به صورت غیرقانونی به ایشان اهدا کرد وقوع اقدامات ضدامنیتی را پیش بینی کرد و به طور ضمنی موفقیت خود را مسلم دانست و رقبا را متهم به توطئه چینی نمود،که تمامی اینها حاکی از برنامه ریزی های پشت پرده برای دستکاری نتایج انتخابات است.به همین ترتیب تیتر خبر پیروزی آقای احمدی نژاد در سایت رجانیوز، فارس و ایرنا که چند ساعت قبل از پایان اخذ رای رویداد و نیز تعیین تیتر روزنامه کیهان با همین عنوان،طراحی قبلی اعلام چنین نتیجه رای را مشخص سازد.

8- نقص ماده 40 قانون جرائم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و مداخله نظامیان و بسیج در انتخابات و شرکت در میتینگ های تبلیغاتی آقای احمدی نژاد و استفاده گسترده از امکانات دولتی و نقض ماده 68 قانون انتخابات،از جمله تورگردی وزراء در استان ها و شهرستان ها(تاجایی که پس از سخنرانی معاون اول ریاست جمهوری در گیلان به ستاد اینجانب حمله گردید)و حضور آقای وزیرخارجه در شهرهای مختلف ایلام،کرمانشاه،سمنان و گیلان و .... در جلسات تبلیغاتی و استفاده آقای احمدی نژاد از هواپیمای اختصاصی دولت برای حضور در میتینگ های تبریز و ارومیه و اصفهان و .... نمونه هایی دیگر از تخلفات از فصول مختلف قانون مذکور،به ویژه فصل هفتم آن بوده است.

9- نظر به موارد فوق انتظار دارم درخواست اینجانب درمورد ابطال انتخابات 22خردادماه مورد رسیدگی و اقدام قرارگیرد.

میرحسین موسوی

احمدی‌نژاد: تعداد مخالفان در خیابان ها از تعداد آرای یک صندوق هم کمتر است!

رييس جمهوری که شمردن بلد نیست!

بيانیه‌ی مجمع روحانيون مبارز

بسم الله الرحمن الرحیم
مجمع روحانیون مبارز ضمن سپاس از حضور شاداب ملت و بخصوص جوانان عزیز در عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری که با رفتار مدنی، سرزندگی و متانت خود خاطرات دوران پرشکوه انقلاب را تجدید کردند و ضمن پوزش از اینکه نتوانستیم از آراء مردم صیانت به عمل آوریم، به استحضار ملت شریف می‌رساند که در این انتخابات صرف نظر از نتیجه‌ای که معلوم شد آنچه موجب تاسف و نگرانی بیشتر است اعمال نوعی مهندسی آراء گسترده در این دوره است.
این امر اگر به صورت رویه درآید به جمهوریت نظام لطمه غیرقابل جبران می‌زند و اعتماد مردم را که بزرگترین پشتوانه نظام است خدشه دار می‌کند. دلایل و شواهد کافی وجود دارد که نتیجه اعلام شده مورد قبول واقع نشود.
مجمع روحانیون مبارز در جلسه‌ای فوق العاده به این نتیجه رسید که برای دفاع از جمهوریت اسلامی نظام و بازگرداندن اعتماد عمومی و نگاهبانی از موج آشتی ملی با صندوق‌های رای، ابطال این انتخابات و تجدید آن در فضایی عادلانه‌تر و منطقی‌تر راه‌کار مناسب است یا دست کم تعیین هیاتی بی‌طرف و کاردان و شجاع برای حقیقت‌یابی و اعلام نظر نهایی به ملت و رهبری تصمیمی درست در جهت آرمان‌های والای انقلاب و اندیشه‌های حضرت امام و تقویت اعتماد ملی است.
ما و هواداران پرشور و با شعور جناب میرحسین موسوی ضمن حفظ هوشیاری و پرهیز از هر عملی که به تشنج بیانجامد و به سرکوب‌گران بهانه دهد، مهندس موسوی عزیز را تنها نخواهیم گذاشت.

بیانیه‌ی جبهه‌ی مشارکت

به نام خدا
ملت شریف ایران

حضور با شکوه و دوران ساز شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در روز ۲۲ خرداد، نشانة عزمی ملی برای ایجاد تغییر و نجات ایران از پرتگاهی بود که دولت نهم پیش روی کشور و ملت قرار داده است و می توانست نوید دهندة فردایی روشن برای ایران عزیز باشد.

ولی با کمال تأسف اعلام نتیجه شگفتی‌آور انتخابات حکایت از سناریوئی از پیش طراحی شده داشت که به هیچ وجه برای مردم قابل تصور نبود و کودتائی انتخاباتی را نشان میداد . همانگونه که در روزهای پایانی تبلیغات انتخاباتی اتفاقاتی به هم پیوسته نگرانی از چنین طرح‌ریزی وسناریو پردازی را دامن می‌زد. توقیف روزنامه‌های حامی مهندس موسوی، قطع کامل شبکه پیامک، اختلال در شبکه تلفن همراه، اخلال در پذیرش نمایندگان ناظر معرفی شده از سوی مهندس موسوی و همچنین ایجاد مانع در اعمال نظارت آنان در شمارش آرا در تعداد زیادی از شعب اخذ رأی، اقدامات ایذایی توسط نیروهای امنیتی علیه ستادهای انتخاباتی مهندس موسوی و عدم ارائه مجوز به همایش‌ها و گردهمایی‌های حامیان ایشان، فیلتیرینگ کامل سایت‌های اطلاع‌رسانی حامی مهندس موسوی در روز انتخابات، قطع کامل شبکه ارتباطی کمیته صیانت از آراء، و در نهایت اعلام عجولانه و دستپاچه نتایج از پیش تعیین شده به همان شکلی که قبل از پایان رای گیری در رسانه های حامی دولت اعلام شده بود همه و همه نشان‌دهندة عزم جدی برای حاکم کردن خواست و اراده اقلیتی اقتدارگرا و قدرت طلب به جای رأی مردم است.

جبهه مشارکت ایران اسلامی ضمن پوزش از شما ملت ایران از آن جهت که علیرغم همه تمهیدات به سبب قانون شکنی های دست اندکاران انتخابات سو فشارها و تضییقات دستگاه‌های دولت نتوانسته است از رأی شما صیانت و حفاظت نماید اعلام می‌دارد که از نظر این حزب انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری تماما مخدوش و غیر قابل دفاع است و لذا از متصدیان امر خواستار ابطال انتخابات، برخورد قانونی با متخلفان و برگزاری مجدد انتخابات تحت نظارت کامل ملت و نمایندگان قانونی نامزدهای انتخابات است.

همه دلسوزان ایران می‌دانند که این فرایند به هیچ عنوان به صلاح کشور نخواهد بود از این رو از همه آنان می خواهیم که تلاشی ملی را برای توقف این روند، سامان داده و امید و نشاط و همبستگی ملی را به جامعه ایران بازگردانند.

جبهه مشارکت ضمن اینکه دولت و مسئولین انتخابات را مسئول شرائط بوجود آمده میداند از همه هواداران خود میخواهد با هوشیاری کامل اعتراضات خود را در چارچوب های مدنی ساماندهی نمایند و از اقداماتی که می تواند منجر به تنش و تشنج گردد پرهیز نمایند تا مسئولین وضع موجود نتوانند با ایجاد فضای امنیتی و پلیسی و جو سرکوب اصل مسئله و خواست شما را که ابطال انتخابات است به محاق برند.

جبهه مشارکت ایران اسلامی

بیانیه‌ی دوم مهدی کروبی

بسم الله الرحمن الرحیم
ملت بزرگ ایران

واکنش های خود جوش شما به اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نشان دهنده آگاهی و تعهد شما نسبت به ایران اسلامی و عدم مشروعیت نتیجه اعلام شده برای انتخابات 22 خرداد 1388 است گرچه می دانید و می دانیم که اگر امکان داشت این واکنش ها از راههای قانونی و در چارچوب های مدنی انجام می شد از مطلوبیت بیشتری برخوردار بود. اما در حال با توجه به حضور آگاهانه شما مطمئن باشید نامزدهای مورد علاقه شما در این دوره انتخابات از حق خود و شما کوتاه نخواهند آمد . نتیجه اعلام شده انتخابات برآمده از دو انحراف اساسی در مسیر تاریخ انقلاب است .

اول: انحراف از جمهوریت نظام که نقطه شروع ان برگزاری دومین انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال 1369 و رد صلاحیت گسترده یاران امام (ره) پس از رحلت بنیان گذار جمهوری اسلامی بود و این انحراف سبب شد جمهوری مورد نظر امام مخدوش شود و امروزه حتی افرادی که در این انحراف مقصر بودند از آن آسیب می بینند و کار به جایی رسیده که از کلیت جمهوری اسلامی، هر دو رکن جمهوریت واسلامیت با این انتخابات و اعلام نتایج مخدوش ان زیر سوال رفته است .

دوم : انحراف از اصلاحات که با فرصت سوزی و از دست دادن خودخواهانه موقعیت های بی نظیری که ملت ایران در حوادث پس از دوم خرداد 1376 در اختیار ما قرار داده بود شروع شد با سوء مدیریت و اجازه مصادره ان توسط نااهلان و سود جویان منتهی به انتخابات مجلس هفتم و سپس تشکیل دولت نهم که مهم ترین مخالف اصلاحات در سال 1384 و تثبیت او در سال 1388 گردید . من بار دیگر اعلام می کنم انتخاباتی که با حضور پرشور ملت ایران برگزار شد نباید وسیله سوء استفاده قرار گیرد و نتایح اعلام شده بر این انتخابات نامشروع و دولت برآمده از ان فاقد وجاهت ملی و صلاحیت اجتماعی است و از اینرو آقای محمود احمدی نژاد را رییس جمهور ایران نمی دانم . اما از ان جایی که به اصل نظام جمهوری اسلامی باور راسخ دارم و این نوع انتخابات را تعریض به میراث و راه امام می دانم و از ان جایی که هنوزم به ظرفیت نهادهای قانونی در جمهوری اسلامی باور دارم از شورای نگهبان می خواهم با ابطال انتخابات و در راستای خواست به حق ملت واکثریت مردم بار دیگر این انتخابات را تجدید نماید و این بار به حق ، از آرای مردم پاسداری کند . بدیهی است این راه حل برای برون رفت از وضع موجود و اتمام حجتی با نهادهای حقوقی و قانونی می باشد . فارغ از قضاوت من درباره برخی از اعضای تاثیر گذار شواری نگهبان و عوامل تاثیر گذار پشت صحنه ان به ملت عزیز ایران عرض می کنم که ضمن اعلام نظرات صریح خود درباره عدم مشروعیت نتایج انتخابات از ظرفیت های قانونی موجود بهره ببرند و از نیروی انتظامی و امنیتی می خواهم حقوق شهروندی منتقدان و معترضان را رعایت نمایند و نگذارند با انتشار تصاویر موحش و موهن در رسانه های خارجی موجبات وهن نظام جمهوری اسلامی فراهم آید و بدانند که شکرانه بیرون اوردن اقای محمود احمدی نژاد از صندوق های رای ضرب و شتم مردم ، دستگیری و تهدید امنیتی فعالان سیاسی واجتماعی و ایجاد جو امنیتی در کشور نیست .

همچنین به دولت و دست اندرکاران هم یادآوری می نمایم که قطع وسایل ارتباط جمعی ، سایت ها ، موبایل ها ، پیامک ها و تلویزیون ها در شان جمهوری اسلامی که همواره مورد تایید حضرت امام (ره) بوده است نمی باشد . کار به جایی رسیده است که حتی از انتشار اطلاعیه ها و بیانیه های اینجانب در روزنامه ها و حتی روزنامه اینجانب خودداری می شود و مطبوعات مورد تهدید قرار می گیرد .

اینجانب با تاکید بر هویت مستقل و اصلاح طلبانه خود درخواست ابطال این انتخابات منحرف شده را به نام صیانت از ارای شما پیگیری نموده و در صورتی که دولت و شورای نگهبان بر ان اصرار داشته باشد ، تصمیمات خود را در اطلاعیه های بعدی به اطلاع ملت بزرگ ایران خواهم رسانید . نمایش غیر قانونی امروز از سوی آقای احمدی نژاد که خود را قبل از تایید انتخابات و رسیدگی به شکایات، رییس جمهور منتخب نامیده است نیز پرده دیگری از این نمایش مضحک است.

در پایان ضمن تشکر مجدد از حضور آگاهانه شما در صحنه ، به ملت شریف و جوانان غیور این سرزمین توصیه می نمایم که با حضور خود در صحنه و مراقبت از تحولات جاری ارامش را حفظ نمایند تا بهانه به دست غوغا سالاران ، انحصار طلبان و سرکوب گران ندهند .

والسلام علیکم
مهدی کروبی – 24 /3 /88

بيانيه‌ی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی

(نقل از زمانه)
بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

مشارکت پرشور و حماسه آفرین شما در انتخابات ریاست جمهوری دهم در قالب حضوری سبز، مدنی و مسئولانه برای تعیین سرنوشت خویش تصویری زیبا و تحسین برانگیز از ملتی فرهیخته و با فرهنگ در انظار جهانیان به نمایش گذاشت.


اگرچه این حضور پرشکوه به نحو زشت و نفرت انگیزی به بازی گرفته شد اما شما هرگز نباید به خاطر خلق این صحنه با شکوه که بیانگر درک و فهم عمیق و مسئولانه یک ملت نسبت به سرنوشت و و مشارکت در اداره امور خویش بود، خود را ملامت و یا احساس پشیمانی کنید. کمترین دستاورد این حضور گسترده، خسارت و هزینه سنگینی بود که بر اقتدارگرایان تحمیل کرد و نقاب از چهره خودکامگان قانون شکن و دروغپرداز برداشت؛ چرا که در صورت عدم حضور گسترده شما اقتدارگرایان می توانستند همین نتیجه را بدون هرگونه هزینه و با ظاهری دموکراتیک به نفع خود رقم بزنند و مدعی قانون گرایی و التزام و تعهد در برابر خواست و رأی مردم باشند و این دستاورد کمی نیست. بنابراین هرگز نباید از مشارکت گسترده خود در انتخابات احساس پشیمانی و خسران کنید. در عین حال ما به عنوان تشکل سیاسی متعهد به آرمانهای شما ملت بزرگ وظیفه خود می دانیم به خاطر عدم پیش بینی دقیق آنچه رخ داد و درنتیجه ناکامی در پاسداری از آراء شما عذر خواهی کنیم. ما البته بروز تقلبات و اعمال نفوذها را پیش بینی می کردیم و برای مقابله با آن تمهیداتی نیز اندیشیده بودیم، در عین حال مطمئن بودیم حضور گسترده و فراگیر شما در پای صندوق های رأی اقتدارگرایان را به تمکین در برابر خواست و اراده شما ناگزیر خواهد ساخت و هرگز گمان نمی کردیم آنان برای حفظ قدرت خود این گونه صریح و بی پرده بدیهی ترین موازین را زیر پا بگذارند. آنچه در این انتخابات رخ داد علاوه بر تقلبات و تخلفات گسترده و بی سابقه در صندوق های رأی، سوء استفاده حداکثری از تمامی امکانات و فرصت های در اختیار برای مهندسی آراء، رأی سازی بود.

کارشکنی سازمان یافته در حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذ رأی به طوری که تنها در شهر تهران، انتخابات بدون حضور نمایندگان نامزد ما در ٥٠ درصد شعب اخذ رأی برگزار شد، ممانعت از حضور نمایندگان نامزدها به هنگام پلمب صندوق ها و در نتیجه امکان خالی نبودن صندوق های بسیاری از شعب در آغاز اخذ رأی، عدم تأمین برگه های تعرفه رأی در بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک و در نتیجه محروم ساختن بسیاری از هموطنان از دادن رأی در حالی که در این دوره برای اولین بار حدود سیزده میلیون برگه رأی اضافی به چاپ رسیده بود، بستن درهای شعب اخذ رأی قبل از پایان مهلت قانونی رأی گیری در بسیاری از شهرستان ها به رغم وجود صف های طولانی مردم ممانعت از حضور برخی از نمایندگان نامزد ما به هنگام شمارش آراء، اخراج نمایندگان نامزدها از سایت های تجمیع و شمارش نهایی آراء، قطع سیستم پیامک و اخلال کامل در سیستم رایانه ای تدارک دیده شده در ستاد میرحسین موسوی که می توانست اطلاعات دقیقی از تخلفات و نیز نتایج آراء صندوق های رأی در سراسر کشور را به تفکیک و به سرعت در اختیار مسئولان ستاد قرار دهد، و ... تنها بخش های آشکار تقلبات و تخلفات رخ داده در این انتخابات به شمار می رود. آقایان در مهندسی آراء و اعلام نتایج ساختگی نتایج انتخابات چنان شتابزده و ناشیانه عمل کرده اند که فراموش کردند سهمی برای آراء باطله وسفید در نظر بگیرند..

در نتیجه این انتخابات نه تنها از نظر میزان مشارکت بلکه از نظر گستردگی و انواع تقلبات در تاریخ معاصر ایران کم نظیر و بلکه بی نظیر است به طوری که می توان آن را انتخاباتی با مشارکت حداکثری و تخلفات حداکثری نامید که به کودتایی نرم علیه مردمسالاری و اراده و خواست ملت شبیه است تا یک انتخابات با حد اقل شرایط و موازین قانونی. این انتخابات در واقع نقطه اوج روند نامبارکی است که از انتخابات مجلس هفتم علیه جمهوریت و مردمسالاری در این کشور آغاز شد و اکنون می رود تا به نقطه عطفی در مسیر تحول ساختار سیاسی و قدرت نظام جمهوری اسلامی در محو اساس جمهوریت تبدیل شود. از این رو تأیید و یا سکوت در برابر این بدعت آشکار در حکم خیانت به آرمان های انقلاب اسلامی ایران است.

اکنون پس از انتخابات می توان به نحو روشن تری دریافت که مقصود برخی اقتدارگرایان در روزهای پیش از برگزاری انتخابات از احتمال وقوع انقلاب مخملی در واقع آماده سازی زمینه های ذهنی لازم برا انجام کودتایی مخملی بوده است.

با توجه به واقعیات تلخ فوق ما این انتخابات را فاقد مشروعیت قانونی و شرعی و در واقع کودتایی علیه وجه مردمسالار و جمهوری نظام به عنوان میراث بزرگ انقلاب و امام دانسته و مصرانه خواهان تعقیب و پیگرد قانونی برگزار کنندگان انتخابات و برگزاری مجدد انتخابات هستیم.

بدیهی است نتایج مهندسی شده و مجعول انتخابات چنان که شاهد بوده ایم نارضایتی ها و اعتراضات گسترده ای را در سطح کشور موجب شود. از این رو ما رفتارهای خشونت بار و وحشیانه اقتدارگرایان در برابر اعتراضات مسالمت آمیز و مدنی مردم نسبت به انتخابات نامشروع اخیر را شدیداً محکوم کرده و نسبت به عواقب سوء و زیانباری که این گونه اقدامات بر اعتماد ملت و انسجام و همبستگی ملی برجای خواهد گذاشت هشدار می دهیم. ما همچنین ضمن این که مردم و جوانان عزیز را در ابراز نارضایتی و اعتراض خود به این انتخابات رسوا محق می دانیم از ایشان می خواهیم خشم خویش را کنترل کرده و از هرگونه رفتاری که می تواند به اغتشاش های کور و بی هدف تبدیل شده و برای سرکوب و رفتارهای خشن بهانه به دست اقتدارگرایان دهد، اکیداً پرهیز کنند. اقتدارگرایان یک بار توانستند اعتراضات 18 تیر را به فاجعه 23 تیر تبدیل کرده و برای مدت طولانی یأس و سرخوردگی را بر جامعه و به خصوص دانشگاه تحمیل کنند. شما مردم و به خصوص جوانان عزیز با هشیاری و آگاهی خود باید مانع از تکرار چنین فاجعه ای شوید و سعی کنید اعتراضات خود را هماهنگ با نظر رهبران اصلاحات و آقای میرحسین موسوی ابراز نمایید.

ما همچنین وظیفه خود می دانیم از آقای میرحسین موسوی به خاطر پایمردی و ایستادگی بر عهد خود با ملت و تلاش برای صیانت و دفاع از آراء ایشان تقدیر و تشکر کنیم.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

یکشنبه ٢٤ خرداد ١٣٨٨

بیانيه‌ی مهدی کروبی

ملت شریف ایران

۲۲ خرداد ماه که از حیث مشارکت کم سابقه شما مردم عزیز می توانست جشنواره بزرگ جمهوریت در نظام امام خمینی (ره) باشد به سوگواری تبدیل شد،‌ و در سوگواری جز مرثیه چه می توان خواند،‌ مرثیه ای برای اعتبار و آبروی رای فردی که به عشق و ایمان برای تغییر اوضاع کشور به صحنه آمدند و چنین تخلف در امانت دیدند. نتایج اعلام شده برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری چنان مضحک و شگفت است که در بیان و بیانیه نمی آید و باید فکر دیگری کرد. این شیوه رای گیری و شمارش آرا یادآور شمارش آرا مرحوم مدرس است که حتی از شمارش رایی که آن مرحوم به خویش داده بود دریغ کردند و تکرار دروغ پردازی های تلویزیونی یادآور آمارهای منتشر شده در مناظره هاست. شگفتا که مشارکت ملت به ابزار تحکیم دولت تبدیل شد، و از دموکراسی به سوء استفاده از مشارکت ملت بسنده شد. بدیهی است که نتایج و نهاد برآمده از چنین شمارش آرایی فاقد مشروعیت است و مورد قبول اینجانب نیست. من به پیشگاه ملت شکایت می برم و دستان همه رای دهندگان به خصوص دانشجویان، ‌روشنفکران، ‌زنان، محرومین و افراد مورد تبعیض اعم از دگر اندیشان،‌ اقلیت های حقوقی و مذهبی، ‌دراویش، ‌اهل حق را می بوسم و حتما در مقابل این مهندسی و تنظیم ناشیانه رای ملت سکوت نخواهم کرد و به عنوان فردی مستقل در چارچوب فکری و سیاسی خاص خود و بر اساس مواضع و بیانیه هایی که منتشر کرده ام در صحنه خواهم ماند و گزارش اقدامات خود را در بیانیه های بعدی به اطلاع ملت بزرگ ایران خواهم رساند . این تازه اول داستان است.

مهدی کروبی

پیام مهم و فوری میرحسین موسوی به مردم

این پيام تلفنی اخذ شده است:
«با توجه به ابراز نگرانی های مردم اعلام می کنم که حال اینجانب و خانواده ام خوب است و علیرغم فشارهای زیادی که از سوی مقامات کشور برای پذیرش نتیجه انتخابات ساختگی وجود دارد برای احقاق حقوق و صیانت از آرای واقعی مردم و درخواست ابطال آرای اعلام شده به وزارت کشور مراجعه کرده ام.

همچنین امکان حضور در میان مردم یا هرنوع ارتباط و گفتگو با آنان از من سلب گردیده و تحت نظارت می باشم . از سوی دیگر ستاد مرکزی اینجانب نیز پلمپ شده و اعضای حزب مشارکت دستگیر شده اند.

از مردم عزیز می خواهم ضمن حضور در صحنه، از هرگونه درگیری و تشنج که قطعا به نفع گروه قانون گریز و متقلب تمام خواهد شد بپرهیزند

بیانیه‌ی جدید موسوی خطاب به ملت ایران

(نقل از ایلنا)
هموطنان عزیز
از سراسر کشور اخبار بسیاری در مورد وقوع اعتراض نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات اخیر به اینجانب می‌رسد.
اطمینان دارم که این واکنش‌ها نه به خاطر شخص من ، بلکه از سر نگرانی نسبت به روش جدیدی از زندگی سیاسی است که دارد بر کشور ما تحمیل می‌شود.

اقداماتی که در طی این چند روز شاهد آن بوده‌ایم تاکنون در جمهوری اسلامی سابقه نداشته است.
اگر مردم با اضطراب تحولات فعلی را دنبال می‌کنند به خاطر نگرانی شدیدی است که نسبت به در خطر قرار گرفتن دستاوردهای عظیم انقلاب خود دارند.

ما به عنوان کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن پایبندیم اصل ولایت فقيه را یکی از ارکان این نظام می‌دانیم و حرکت سیاسی را در چارچوب‌های قانونی دنبال می‌کنیم.

امیدوارم روند آتی حوادث نادرست بودن این برداشت را نشان دهددر عین حال هشدار می‌دهیم که در این کشور هیچ یک از کسانی که به انقلاب اسلامی علاقه دارند چنین روندی را نخواهند پذیرفت این چیزی است که خون صدها هزار شهید ما را به مسوولیت پذیری در قبال آن فرا می‌خواند.

مردم عزیز
اینجانب امروز طی نامه‌ای تقاضای خودرا مبنی بر ابطال نتایج انتخابات اخیر به شورای نگهبان ارایه کردم و این کار را تنها راه حل برای بازگشت اعتماد عمومی و حمایت مردم از دولت می‌دانم.

توصیه موکد و مجدد این خدمتگزار شما آن است که به صورت مسالمت آمیز و با رعایت اصل عدم برخورد مخالفت‌های مدنی و قانونی خود را در سراسر کشور ادامه دهید.

ما از مسوولان درخواست کرده‌ایم که مجوز برگزاری یک راهپیمایی بزرگ در تمامی شهرهای کشوربه ما داده شود تا در طی آن مردم فرصتی برای نمایش مخالفت خود با شیوه برگزاری انتخابات و نتایج آن پیدا کنند. موافقت مسولان با این امر می‌تواند بهترین راه حل برای مهار هیجانات فعلی باشد.

از رنگ سبز که نماد معنویت و آزادی و عقلانیت دینی و مداراست و شعار الله اکبر که حاکی از ریشه‌های انقلابی ماست دست بر نداریم. این رنگ و شعاری است که همچنان وحدت بخش صفوف ملت ما و بهترین وسیله ارتباط دل‌ها و خواسته‌های ما با هم خواهد بود.

متاسفانه تلاش گسترده‌ای برای قطع تمامی امکاناتی ارتباطی ما با هم صورت می‌گیرد و به این نکته توجه نمی‌شود که قطع این مجاری تنها منجر به آن خواهد شد که واکنش‌های موجود از شکلی هدفمند و مهار شده تغییر ماهیت پیدا کند و خدای ناکرده به حرکات کور تبدیل شود.

اطمینان دارم که خلاقیت شما راه حل‌های ارتباطی جدید و موثری را پایه ریزی خواهد کرد تا بتوانیم از اقدامات خود نتایجی مفید به حال کشور و نظام و انقلاب بگیریم.

به عنوان یک علاقمند به نیروی انتظامی توصیه می‌کنم از برخورد خشن با حرکت‌های خودجوش مردم خودداری کند و اجازه ندهد که اعتماد مردم نسبت به این نهاد ارزشمند خدشه دار شود.

این مردم برای احقاق حقوق خود و حقوق شما در صحنه حاضر شده‌اند و برادران و خواهران شما هستند. قدرت نیروهای نظامی و انتظامی کشور ما همواره در وحدت آنها با مردم بوده است و درآینده نیز چنین خواهد بود.

شنبه ۲۳ خرداد ۸۸

نامه‌ی میرحسین موسوی به علما و مراجع

بسم‌الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

محضر مبارک مراجع عظام و علمای اعلام

با اهدای سلام، اینجانب اطمینان دارم که روند حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم را با دقت پیگیری کرده‌اید. اگر چه توسل به دروغ و استفاده‌ی بی حساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یک‌سویه به سود نامزد حاکم به خوبی نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت و از هر راه ممکن بود، اما تصور تقلب در آرای مردم تا این اندازه و برابر انظار شگفت‌زده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده می‌شود، برای کسی ممکن نبود.

امروز که با حیرت تمام شاهد چنین تصورات جسورانه در امانت مردم هستیم و تمامی راه‌ها برای احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ این ملت شمرده می‌شوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت.

عواملی به بهانه‌های واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتاده‌اند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمی‌رود زیرا جایی که دادستان کل کشور نتواند از سخن قانونی خود در پیشگیری از سخنرانی اضافی نامزد حاکم در سیما جلوگیری نماید، با چه ابزاری می‌تواند از این خشونت سیاه بازداری کند؟ به حسب وظیفه صیانت از آرای مردمی که اینک دچار چنین زیان عظیمی شده‌ا‌ند عرض حالی تقدیم و یادآور می‌شوم که شاید تذکر به جای شما به مسوولان مفید واقع شود.

ایاک و الظلم لمن لیس له الا الدعا

برادر شما - میرحسین موسوی"

بيانيه‌ی میرحسین موسوی - پیام بعد از اعلام آراء

ملت شريف ايران
نتايجي كه براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام شد بهت آور است مردمي كه در صفهاي طولاني اخذ راي شاهد تركيب آرا بودند و خود مي دانند كه به چه كسي راي داده اند با حيرت تمام به شعبده بازي دست اندركاران انتخابات و صدا و سيما نگاه مي كنند. آنان اينك بيش از هميشه به دنبال آن هستند كه بدانند چگونه و توسط چه كساني و مقاماتي طرح اين بازي بزرگ ريخته شده است. اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار مي دهم كه تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهم شد. نتيجه آنچه كه از عملكرد متصديان بي امانت ديده ايم و مي بينيم جز تزلزل اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و حاكميت دروغ و استبداد نيست. اينجانب طبق وظيفه شرعي و ملي خويش به افشاي رازهاي پشت سر اين روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود كننده آن را بر سرنوشت كشور توضيح خواهم داد و ترس آن دارم كه ادامه وضع موجود همه نيروهاي موثر در نظام را به توجيه گراني دروغگو در مقابل مردم تبديل كند و دنيا و آخرت آنان را در معرض لطمه هاي جبران ناپذير قرار دهد.

به مسوولان توصيه مي كنم بيش از آن كه دير شود اين روند را فورا متوقف كنند و همگي به خط قانون و امانتداري از آراي ملت بازگردند و بدانند كه خروج از عدالت مشروعيت زداست. آنان بيش از هر كس ديگر از اين حقيقت باخبرند كه در اين كشور انقلابي بزرگ و اسلامي صورت گرفته است. كمترين پيام انقلاب ما اين است كه مردم آگاهند و در برابر كساني كه با تقلب روي كار بيايند تمكين نخواهند كرد.

اينجانب از همين فرصت استفاده ميكنم و ضمن تشكر از عواطف ملت بزرگوار ايران به آنان تذكر مي دهم كه ايران اين موجود آسماني متعلق به آنان است و نه متقلبان، اين آنان هستند كه بايد با هوشياري خود از آن حفاظت كنند. خائنين به آراء مردم ابايي از آن ندارند كه اين خانه پارسايان به آتش كشيده شود. ما موج عقلانيت سبز خود را كه برگرفته از تعاليم ديني و علايق ملت ما به اهل بيت پيامبر(ص) است با تمامي شور ادامه مي دهيم و با شورش دروغ كه در كشور طغيان كرده و چهره آن را آلوده است مبارزه ميكنيم، اما اجازه نخواهيم داد كه حركات ما شكل كور به خود بگيرد.

جا دارد از يكايك شهرونداني كه براي رساندن اين پيام سبز هر كدام ستادي بودند و تمامي ستادهاي مردمي و رسمي كه در انتخابات فعاليت ميكردند سپاسگذاري كنم و تاكيد نمايم كه تا رسيدن به نتيجه اي كه كشور ما لايق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نياز است.
و ما لنا الا نتوكل علي الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علي ما اذيتمونا و علي الله فليتو كل المتوكلون

جمعه ۲۲ خرداد ۸۸

بيانيه‌ی میرحسين موسوی

وب‌سايت قلم از کار افتاده است. متن را از فيدهايی گرفته‌ام که دست به دست می‌گردد؛ اگر متن تکذيب شود بلافاصله اصلاح خواهم کرد. تا به حال شواهد محکمی در تأييدش هست.

«به نام خدا مردم شریف ایران ضمن تشکر از حضور پر شور و استقبال گسترده شما از انتخابات ریاست جمهوری، به اطلاع می‌رساند طبق گزارش‌ها و مستندات واصله علی رغم تخلفات و کارشکنی‌های متعدد و نارسایی‌های گسترده، مستندات واصله حاکی از آن است که رای اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمت‌گزارشان بوده است. از مسوولان امر می‌خواهم در شمارش آراء نهایت دقت را بنمایند و اعلام می‌کنم در غیر این‌صورت از همه امکانات قانونی برای احقاق حقوق حقه ملت ایران اقدام خواهم کرد. همین‌جا فرصت را مغتنم می‌شمارم و از ملت شریف ایران می‌خواهم آماده برگزاری جشن پیروزی در شامگاه میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) باشند.
ميرحسين موسوی»

پنجشنبه ۲۱ خرداد ۸۸

شما در زباله‌دان تاریخ / عبدالله جوادی آملی

(نقل از کتاب‌نيوز)

آنچه که می‌خوانید متن قسمت پایانی خطبه‌ی ‌دوم حضرت آیت‌الله جوادی آملی در نماز جمعه‌ی قم است که در بیشتر سایت‌های خبری و حتی سایت حوزه‌‌ سانسور! شد.

... بخش پایانی عرضم مربوط به انتخابات است که انشاءالله در هفته‌ی بعد، هم حضور فعال خواهیم داشت و از خدای سبحان بخواهیم که قلب ما را هدایت کند، هرکسی که اصلح است او را در قلب ما القا کند، که ما انشاءالله حتماً به پای صندوق رأی برویم و دین خود را به اسلام و انقلاب اسلامی و رهبری و امام و خون شهدا و تلاش و کوشش مبارزان ادا کنیم. هیچ‌کس بدون عذر شرعی از فیض رأی‌دادن محروم نشود و دیگران را هم حتما تشویق کنید کنار صندوق رأی که در انتخابات شرکت کنند. هرکس را که بین خود و خدا اصلح تشخیص دادیم، همان را انتخاب کنیم.

موضوعاتی که برای همه‌ی ما لازم است، این است که در تمام موارد، چه در گفتارمان، چه در رفتارمان، چه در نوشتارمان، چه در سخنرانی‌های عمومی، چه در نمازهای جماعت و جمعه ما، چه در مطبوعاتمان، چه در رسانه‌ها و چه در مناظراتمان، بیان نورانی قرآن را رعایت کنیم. قرآن کریم فرمود: "خیلی قصه‌ی دیگران از شما دور نیست." بعضی از اقوام را که حالا بالصراحه نام نمی‌برم، در قرآن کریم این‌ها را ما در اثر انحراف از تقوا، زیر و رو کردیم. بعد فرمود: «و ما هم منکم ببعید» آن قوم از شما دور نیست، کژروی، کژ آید از دفع‌القلم، بیراهه رفتی، تهدید قرآن این است که شما را می‌برد و یک عده دیگر را می‌آورد. این چنین نیست که اگر کسی خواست خدای ناکرده از راه خلاف به مقصد برسد، خدای غیور صبر کند، این چنین نیست.

همه ما مواظب باشیم، حرفی که خدای ناکرده مطابق با شریعت نیست، نزنیم. سخنان سودمند مقام رهبری در مرقد امام کافی بود، فرمود کاری که خلاف است،‌ نکنید. از زید می‌خواهید حمایت بکنید، تمام فضائل و خوبی‌های زید را می‌گوییم، دیگران را تشویق می‌کنیم، خودمان پای صندوق رأی می‌رویم، دیگران را هم وادار می‌کنیم و رأی می‌دهیم، این وظیفه‌ی ماست. اما خدای ناکرده بخواهیم از این مسیر فاصله بگیریم، خیلی براندازی این عده و بردن این چند میلیون و آوردن چند میلیون برای خدا سخت نیست. فرمود: «ان تتولوا یستبدل قوماًٌ غیرکم ثم لا یکونوا امثالکم»، فرمود: شهدا برای من خون دادند، به شما چه ربطی دارد؟ امام برای من زندان رفت، به شما چه؟ من دین خودم را به دست شماها حفظ نمی‌کنم. شما را می‌برم در زباله‌دان تاریخ، یک عده انسان مؤمن را می‌آورم.

به ما این را فرمود. ما نسبت به هرکسی که علاقه‌مندیم تمام تلاش و کوشش‌مان را می‌کنیم، این کار خوبی است، کار بدی نیست. ما را هم ترغیب کرده‌اند. اما یک قدم آن طرف‌تر، خدای نکرده با آبرو و حیثیت کسی بازی کنیم، خلاف بگوییم، این چه کاریست؟ خلاف است،‌ بیگانه‌ خواهان این است، این جریان مشروطه الان فرصتش نیست که من بازگو کنم، با کسانی که شاگرد مرحوم شیخ فضل‌الله نوری بودند، تماس داشتم. ایشان در همین قم اوضاع را برای من شرح داد. پیش کسی که همشهری مرحوم آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری بود، قوانین خواندم، در 60 سال قبل، او اوضاع را برای من گفت.

برداشتن چند میلیون و آوردن چند میلیون برای خدا سخت نیست. در قرآن هم فرمود: «قل لعبادی یقولوا التی هی احسن ان الشیطان ینزغ بینهم» پیامبر من! به این بندگان من بگو مواظب زبانشان، قلم‌شان، گفتار و نوشتارشان باشند. اگر کسی خطیب جمعه، است مواظب باشد به این سمت و یا آن سمت نکشد و نکشاند. اگر کسی در نماز جمعه شرکت کرده است، نه این سمت، نه آن سمت نرود، جای این کارها در بیرون نماز جمعه است اما در جایی که انسان می‌گوید: «سبحان ربی‌ الاعلی»، «سبحان ربی العظیم»، این‌جا جای الله است و الله است و الله، ولاغیر. اگر این‌چنین است به ما فرمود «قل لعبادی یقولوا التی هی احسن ان الشیطان ینزغ بینهم»

مگر علمای نجف، به قداست آن‌ها کسی آمد. مگر بزرگان نجف به علمیت آن‌ها کسی آمد؟ این آخوند خراسانی، الان تقریباً یک قرن است که تمام این حوزه‌های اصولی را قبضه کرده، غالب شاگردان آن‌ها هم مرجع ممتاز جهانی بودند. اگر آسید ابوالحسن بود، مرجع جهانی بود، اگر حاج‌ آقا حسین قمی بود، مرجع جهانی بود، آخرین شاگردش آیت‌الله بروجردی بود که ما دیدیم. همه‌ی این‌ها را آخوند خراسانی تربیت کرده، امروز رایج شده که می‌گویند مرجع جهان تشیع، اما این از در و دیوار قم که بگذری،‌ خبری نیست. ولی برای مرحوم بروجردی، غرب و شرق فدایی بودند. همه را این‌ها آخوند خراسانی تربیت کرده است. نه قداست آن‌ها الیوم است، نه اعلمیت آن‌ها.

مشروطه در آن زمان پیش آمد. ما باید مواظب زبانمان، قلممان، گفتار و رفتارمان باشیم. این سونامی، اول سونامی نیست، اول یک نسیم است. این از دورترین منقطه اقیانوس آرام شروع می‌شود و یک نسیم خنک است اما قدری که جلوتر آمد، تندتر می‌شود و بعد کم‌کم آن طوفان را به بار می‌آورد. یا زمین را در می‌نوردد که زمین لرزه می‌شود و یا صاعقه‌ها را به بار می‌آورد. حرف بد نیز همین‌گونه است. فرمود مواظب گفتار خود باشید. فرمود به بندگان من بگو «الله نزل احسن الحدیث» خدای شما هستم، با شما چگونه حرف می‌زنم، شما هم یاد بگیرید و همین‌گونه حرف بزنید. بهترین ادبیات را برای سخن گفتن با شما انتخاب کردم. شما را تکریم و تجلیل می‌کنم. حتی بدهای شما را هم با «یا ایها الذین آمنوا» می‌گویم، پرده‌دری نمی‌کنم، اسرار را فاش نمی‌کنم. من هستم و شما.

روایتی در نهج‌الفصاحه از وجود نازنین پیغمبر نقل شده است که این‌قدر این روایت تازگی دارد که ادبای ما این یک سطر را ترجمه کرده‌اند. شیخ فریدالدین عطار که قبل از مولوی است این یک جمله را گرفته و در منطق‌الطیر شرح کرده است.
وجود مبارک پیامبر به خدا می‌گوید: من علاقه‌مندم که مسئولیت حساب امتم را بدهی که در قیامت من که رهبر این امتم، بر اثر گناهان امتم در پیش دیگران خجل نشوم و امت من هم پیش دیگران خجل نشوند. این خواسته پیغمبر بود. ذات اقدس اله به او فرمود: خیر، حساب امت تو با من است، که اگر گناه کردند، پیش تو هم خجل نشوند.

این دین است، خدا با ما چطور حرف می‌زند؟ «الله نزل احسن الحدیث» به ما هم فرمود همان‌طور که من با شما با بهترین ادبیات سخن می‌گویم، شما هم در خطبه‌هایتان، خطابه‌هایتان در بیان و بیاناتتان در موضعی‌گیری‌هایتان محترمانه حرف بزنید یا قبول یا نزول. بنابراین خطر مشروطه نزدیک گوش ماست. آن‌ها عالم‌تر و متقی‌تر بودند. طولی نکشید که اوضاع عوض شد قرآن به ما فرمود: «و ما (فلان قوم) منکم ببعید». یعنی خیلی از شما فاصله ندارد، یعنی ممکن است خدای ناکرده شما هم به آن وضع آلوده شوید، هم مسئولان ما، هم مقام رهبری،‌ هم ‌مقام شورای نگهبان، مجلس، قوه قضائیه، مردم، مراجع همه سفارششان به ما این است، مواظب تقوای گفتار خود باشید.

شما در هر فرمایشی، چه از رهبری، چه از مراجع، چه از مسئولان می‌شنوید، این است که شما اهداف و بیانات خود را بگویید، مقصودهایتان را بگویید، اما خدای ناکرده از مرز بیرون نروید که «ان الشیطان ینزغ بینکم» امیدوارم ذات اقدس اله همه‌ی شما و همه‌ی کسانی که در ایران اسلامی و همه ایرانیانی که در کشورهای دیگر به سر می‌برند، توفیقی عطا کند که انشاءالله در 22 خرداد با اخلاص به هرکسی که خواستند، رأی صحیح و صادق مرحمت کنند.

نامه‌ی ميرحسين موسوی به آيت‌الله خامنه‌ای

مقام معظم رهبری
حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)


سلام علیکم

احتراما همان گونه که از طریق رسانه ها و گزارش های واصله استحضار یافته اید، شور انتخاباتی گسترده کشور را فرا گرفته است و همه اقشار و اصناف اعم از زن و مرد، پیر و جوان در کوی و برزن به طور شبانه روزی فعال عرصه انتخابات هستند و این پدیده مبارک نویدبخش مشارکت فراگیر مردم در انتخابات و موجب ارتقاء وحدت ملی و عزت و احترام بین المللی کشور خواهد بود. لکن متاسفانه اخباری واصل می شود که برخی مقامات و دستگاه های رسمی از این حرکت مردمی اصیل استقبال نمی کنند. موارد زیر نمونه ای از آنهاست:

۱- بعضی از اعضای شورای نگهبان در مرکز و تعدادی از ناظرین در استان ها با جانبداری علنی از رئیس کنونی دولت، رعایت شئون بی طرفی را نمی نمایند.

۲- وزارت محترم کشور و فرمانداران در پذیرش فهرست نمایندگان اینجانب در هیات های اجرایی، محل استقرار دستگاه های شمارشگر و شعب اخذ رای تعلل می نمایند و قانون مصوب ۳۰/۵/۱۳۷۹ به صورت آشکار نقض می شود. آخرین اقدام غیرقانونی آنان جابه جایی نمایندگان معرفی شده از طرف ستاد اینجانب در شعب است که به هم ریختگی عجیبی ایجاد خواهد نمود. این عمل کارشکنی آشکار و موجب اختلال در انجام وظیفه آنان می گردد. این در حالی است که ستاد انتخابات کشور ضمن بخشنامه شماره ۴۴/۴۵۳۳۳ مورخه ۹/۳/۸۸ بر صدور کارت نمایندگان نامزدها برای محلی که معرفی شده اند، تاکید نموده است و این اقدام فرمانداران یا خودسرانه است و یا بخشنامه داخلی دیگری خلاف متن قبلی ابلاغ شده که از آن اطلاعی در دست نیست.

۳- شواهدی از مداخله تعدادی از فرماندهان و مسئولان سپاه و بسیج در انتخابات واصل گردیده است و به نظر می رسد این عمل در صورت صحت خبر علاوه بر نقض قوانین، شکاف بین فرماندهان و مسئولان رسمی و بدنه سالم و صادق نیروهای بسیج و سپاه را دامن می زند. از آنجا که دامنه اقدامات غیرقانونی فوق مشخص نیست و بخشی از اعضای شعب اخذ رای و ناظران از حامیان نامزد خاص آنان انتخاب شده اند احتمال تصرف در آراء مردم اذهان را می آزارد.

۴- بهره گیری رئیس دولت از امکانات دولتی در تبلیغات و مسافرت های تبلیغاتی مقامات رسمی و وزرا با استفاده از امکانات دولتی و نقض ماده ۶۸ قانون که به وفور خبرهای آن را در رسانه ها می توان ملاحظه کرد از آن جمله است. اینها بخشی از اقداماتی است که نتیجه ای جز سرخوردگی مردم عزیز که با شوری وصف ناپذیر در صحنه تحکیم استوانه های نظام جمهوری اسلامی وارد شده اند نخواهد داشت. با اطمینان از این که دغدغه اصلی حضرت مستطاب عالی مشارکت هر چه بیشتر و گسترده تر مردم در انتخابات و رعایت قانون و بی طرفی کامل مسئولان در تمام سطوح و برگزاری انتخابات سالم می باشد امیدوارم با رهنمودها و دخالت حضرتعالی زمینه مساعدی برای رعایت بی طرفی کامل مقامات، ناظران و مجریان انتخابات و دقت در حفظ آرای مردم فراهم آید.

میرحسین موسوی

دفاعیه‌ی محمود احمدی‌نژاد در وقت اضافه

ادامه‌ی «دفاعیه‌ی محمود احمدی‌نژاد در وقت اضافه»

چهارشنبه ۲۰ خرداد ۸۸

گفت‌وگوی ويژه‌ی خبری میرحسین موسوی

ادامه‌ی «گفت‌وگوی ويژه‌ی خبری میرحسین موسوی»

۹۰ سياسی؛ نحوه‌ی گفتار سياسی احمدی‌نژاد

سه شنبه ۱۹ خرداد ۸۸

فیلم مستند دوم میرحسین موسوی

ادامه‌ی «فیلم مستند دوم میرحسین موسوی»

متن کامل نامه‌ی هاشمی رفسنجانی به آیت‌الله خامنه‌ای

بسم الله الرحمن الرحیم

مقام معظم رهبری آیت‌الله خامنه‌ای زیده عزه

متاسفانه اظهارات عاری از حقیقت و غیرمسئولانه‌ آقای احمدی نژاد در جریان مناظره با مهندس موسوی و مقدمه چینی های قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهک های ضد انقلاب در سال های اول بعد از پیروزی انقلاب و نیز تهمت زدن ها در انتخابات ۸۴ و انتخابات مجلس ششم و لجن پراکنی های باند پالیزدار که در دادگاه محکوم شده را به نمایش گذاشت و از آن جا که بخشی از این اظهارات قبلا در رسانه های دولتی و آتش تهیه آن در سخنرانی مشهد مقدس مطرح شده، ادعای این‌که مطالب او تحت تاثیر فضای مناظره گفته شده و فاقد برنامه ریزی قبلی است، پذیرفتنی نیست و گویا برای تحت الشعاع قرار دادن گزارش های مستند و مکرر دیوان محاسبات درخصوص مفقودالاثر بودن یک میلیارد دلار و ارتکاب چند هزار تخلف در اجرای بودجه ها می باشد و شاید هم رقیب اصلی خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامی می داند.

ده ها میلیون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ پردازی ها و خلاف‌گویی هایی بودند که بر خلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامی مان را نشانه گرفته بود.

زیر سوال بردن تصمیمات بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران و تلاش های امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانیت عظیم‌القدر که در نیم قرن گذشته با مجاهدت های خویش توانستند بنای باشکوه نظام اسلامی را ایجاد و مستقر و بالنده کنند، از این بدتر نمی‌شد. دوران مشعشعی که خود شما پشت سر امام (ره) در قامت مجاهد پیشتاز، رییس‌جمهور و نهایتا رهبری نظام نقش و مسوولیت های ممتازی به عهده داشته اید.

نقطه قابل توجه در این تهمت ها این است که غیر مستقیم، مقام ولایت در زمان رهبری امام راحل و جناب عالی که هادی دولت ها بوده اید و با اظهارات صریح، مدیریت ها را مورد تایید و تحسین قرار داده اید، نشانه گرفته است.

بعد از جریان شوم ۱۴ اسفندماه ۱۳۵۹ با ارشاد امام و بنیان گذار جمهوری اسلامی، شهید مظلوم دکتر بهشتی و جناب عالی و این جانب که در شعارهای مردمی به عنوان «سه یاور خمینی» شناخته شده بودیم، با همراهی نیروهای انقلابی و به خصوص نمایندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوری اسلامی توانستیم در جهت زدودن غبارهای ابهامات و سمپاشی ها اقدامات موثری انجام دهیم و امام راحل دردآشنا با تشکیل گروه حقیقت یاب و داور، بخشی از حقایق را آشکار کردند. نتایج آن، آگاهی بیشتر مردم و رسوایی فتنه گران و در نهایت نجات کشور از خطری بود که دشمنان استکباری و ضدانقلاب طراحی کرده بودند.

البته این جانب قصد ندارم که دولت موجود را مثل دولت بنی صدر معرفی کنم و یا سرنوشتی شبیه آن دولت را برای این دولت بخواهم، بلکه مقصود این است که باید مانع گرفتار شدن کشور در سرنوشت آن روزگار شد.

این جانب برای پرهیز از آلوده شدن فضای سیاسی کشور در آستانه ی انتخابات به تشنجات بیشتر، از عکس العمل فوری که مورد انتظار ملت است، خودداری کردم.

در مراسم بزرگداشت سالگرد امام (ره) به آقای احمدی نژاد گفتم که در اظهارات او خلاف گویی های فراوانی وجود داشته و ادعای کذب تماس تلفنی من با یکی از سران عرب و ادعای کارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبا و اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من و بدتر از همه زیر سوال بردن اقدامات امام راحل را یادآوری و پیشنهاد کردم با صراحت، اتهام های نادرست را پس بگیرد که نیازی به اقدامات قانونی افراد و خانواده هایی که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تیرهای ناسزاگویی قرار گرفته اند، نباشد.

از صداوسیما هم خواسته شد که فرصتی در اختیار طرف های ذیحق بر اساس مقررات سازمان قرار دهد که از خود دفاع نمایند. گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رییس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، در عمل به اصل ۱۴۲ قانون اساسی رسما اعلام پاکی و منزه بودن خانواده رییس جمهور و حتی کم شدن دارایی ها در دوران مسوولیت را نمودند، ولی تکرار اتهام تکرار جواب را می طلبد.

مع الاسف، این دو پیشنهاد خیرخواهانه عملا پذیرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سکوت شان دیدند و بی شک جامعه و به خصوص نسل جوان نیازمند اطلاع از حقیقت است. حقیقتی که با اعتبار نظام و همدلی ملت ارتباط جدی دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛ اقدام به نوشتن چنین نامه ای نمی کردم.

معتقدم جناب عالی به خوبی می دانید که اینجانب و بسیاری از بزرگان تاثیرگذار انقلاب و حتی خود جناب عالی از دوران مبارزه و سال های اول انقلاب و در تعدادی از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالی و ضد انقلاب بوده ایم و همیشه صبورانه تهمت ها و اهانت ها را پشت سر گذاشته ایم و در دور جدید تهمت ها و هجمه ها هم از حدود پنج سال پیش تاکنون دندان روی جگر دارم و به خاطر خداوند و مصالح انقلاب و کشور اندوه خویش را مکتوم می دارم و از این جهت هم مورد گلایه بسیاری از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار می گیرم و مهم این است که این بار این تهمت ها توسط رییس جمهور و در رسانه ملی مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق کشی های ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختیار مردم و تاریخ قرار خواهد گرفت، تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابی مان کمتر تحت تاثیر خلاف گویی ها قرار می گیرند و دلیل آن آراء افتخارآمیز مردم به اینجانب در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است و نیز خوب می دانید که در جریان انتخابات جاری، تاکنون به خاطر مسوولیت های رسمی ام در رسانه ها مطلبی به نفع یا ضرر افراد و جریان های درگیر در انتخابات نگفته ام و در موارد ضروری به کلیاتی مبتنی بر حضور حداکثری مردم در پای صندوق ها و سلامت انتخابات اکتفا کرده ام و رسما گفته ام برنامه شرکت در انتخابات ندارم.

چهار نامزد موجود برای آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سیاست اینجانب از من نظر نخواسته اند و بعد از نامزدی هم از اینجانب درخواست حمایت نکرده اند و اگر هم در جلساتی به هم رسیده باشیم، چیزی جز همان کلیات فوق الذکر را از من نشنیده اند و اگر حزب یا گروهی در مورد جهت گیری در انتخابات نظر خواسته اند، گفته ام بر اساس آیین نامه خود عمل کنند و حقیقتا آن ها با تصمیم خودشان و همکارانشان در صحنه اند و عمل می کنند و انصافا تهمت دست نشانده بودن آنان ستم و بی حرمتی غیرقابل توجیه است.
به جاست که به این حقیقت هم توجه شود که احتمالا عوامل دولت از نظر این جانب مطلعند که من ادامه ی وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی دانم و خود جناب عالی هم از این نظر من مطلعید و دلایل آن را هم می دانید. ولی این نظر را رسانه ای نکرده ام و خود عوامل دولت در این مورد بزرگ نمایی کرده اند که هدف بزرگ نمایی در آن مناظره روشن شد.

با این همه بر فرض این که این جانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی شک بخشی از مردم و احزاب و جریان ها این وضع را بیش از این برنمی تابند و آتش فشان هایی که از درون سینه های سوزان تغذیه می شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدان ها، خیابان ها و دانشگاه ها مشاهده می کنیم.

اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیده های زشت و گناه آلودی مثل تهمت، دروغ ها و خلاف گویی های مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسوولان اجرای قانون نخواهند و یا نتوانند به تخلف های صریح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلف در دادگاه قابل اعلان است، رسیدگی کنند و اگر فردی در موقعیت ریاست جمهوری بدون مراعات شأن و منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاق شکن علی رغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه می توانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟

رهبری معظم انقلاب؛
اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه ی هر دوی ما آیت الله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند، در بین ما حضور ندارند، شما مانده اید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم، از جناب عالی با توجه به مقام و مسوولیت و شخصیت تان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می دانید اقدام موثری بنمایید و مانع شعله ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید.

لذا در فرصت باقی مانده ضروری به نظر می رسد خواسته ی حق حضرت عالی و مردم درخصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که می تواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنه گران نتوانند با حدس و گمان نص پیامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحریف کنند و با نادیده گرفتن قانون، بنزین بر آتش افروخته بریزند.

سرچشمه شاید گرفتن به بیل /چو پر شد نشاید گرفتن به پیل

دوست، همراه، و هم سنگر دیروز، امروز و فردایتان
اکبر هاشمی رفسنجانی

ملاحـظاتی در منــاظرات

(نقل از رضا بهشتی معز)
مناظرات نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از نقاط عطف این رویداد مهم ملی است، ریشه و تاریخچه این مناظرات را باید در جای دیگری باز کرد ولی بطور اجمال من خوانندگان را به تحلیل‌های تفصیلی ایرنا از انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سال‌های گذشته احاله می‌دهم که بی‌تردید در انتقال این خرده فرهنگ سیاسی به کشورمان مهم بوده است.

غرض من از این نوشتار، اشاره به سه نکته است که به باور من در این رخ‌داد جای توجه ویژه دارد:

الف – فقر آموزش‌های استدلالی و مهارت‌های عقلی در ایران
سال‌ها پیش یکی از نشریات ایرانی به‌مناسبت انتخابات ریاست جمهوری در ایران از صاحبان اندیشه نظرخواهی کرده و از انان پرسیده بود که اگر رییس‌جمهور بودند چه می‌کردند، پاسخ‌ها متفاوت بود ولی یکی از این پاسخ‌ها هنوز در ذهن من پایدار و درخشان مانده است. یکی از همین اصحاب نظر گفته بود که اگر من رییس‌جمهور بودم برای این کشور فیلسوف تربیت می کردم !
مناظره‌های تلویزیونی به‌ما نشان داد که تا چه میزان آموزش فلسفه و شاخه‌های عقلی در کشور ما ضروری است، نه از ان‌باب که مردم ما باید به حوزه‌ای تخصصی روی کنند و یا همه فیلسوف شوند بل از ان‌روی که در مقام یک مقایسه سطحی بتوان از قدرت جدال احسن میان یک دو نوع شهروند با دو نوع آموزش (فرض کنید ایرانی و غربی) پرده برداشت. قدرت استدلال و جدال‌احسن (که سفارش قرآنی است) و اقناع مخاطب در چارچوبی منطقی و فقدان آن ریشه در اموزش‌های ابتدایی نظام آموزشی ما دارد.
هنر احتجاج یا "آرگیومنت" منطقی شیوه‌های خاص خود را دارد که باید از سال‌های آغازین تحصیل آن را اموخت و ضعف این آموزش امروزه چنان هویداست که برخی رجال سیاسی ما برای گریز از لوازم یک بحث منطقی و بر کرسی نشاندن احتجاج خویش روی به ابتذال سخن‌رانی و طعنه پرانی می اورند.
مناظره‌ها به ما ضرورتی ملی و استراتژیک را یاداور می‌شوند و آن اینکه مدیران فرهنگی و اموزشی کشور ما تا چه مایه باید آموزش فلسفه، منطق، مهارت‌های عقلی و شیوه های استدلالی به فرزندان سرزمین بوعلی، خواجه نصیر و فارابی را جدی بگیرند تا هم کسی نتواند با کشیدن مار مردم فریبی کند و هم مردم بتوانند به سرعت میان عکس مار و نوشته "مار" تمیز دهند. شاید مدیران اصلاح‌طلب ایرانی طرح ورزش‌های عقلی جامعه نوجوی ما را باید هرچه بیشتر در دستور کار خویش قرار دهند تا فرزندان آینده همین مردم در فضای عقلانی پخته تری اداره ایران را بدست بگیرند و بقول مهندس موسوی از خرافه پردازی، وهم‌انگاری و تقلید فاصله بگیرند.

ب- اخلاق مناظره
برای من که با علاقه رویدادهای انتخابات را دنبال می‌کنم، برگزاری مناظرات نامزدها براورده شدن یک آرزوی مدنی بود که شاید در غیاب احزاب سیاسی فعال در کشورمان گامی به سوی شفافیت و تبلور مسئولیت قانونی تلقی شود. با این همه مسرت، دیدن دو مناظره بویژه روح‌آزار و ملال‌انگیز بود و آن دو نه مناظره که صحنه منافـسه و مکابـره رییس محترم دولت در برابر دو نامزد دیگر بود.

کسانی که رویدادهای سیاسی غرب را از نزدیک دنبال می‌کنند می‌دانند که مناظره‌های تلویزیونی یکی از پر ببینده ترین و تندترین رویارویی نامزدهای ریاست جمهوری است. با این‌همه، در این مناظرات وجود مرزهای سخت اخلاقی و قانونی ناگزیر است. هیچ نامزدی نمی‌تواند این‌چنین بی‌مهابا و تهدیدامیز بر نامزد دیگر و غایبان جلسه مناظره تاخت کند و بجای مدعی‌العموم از خزانه سـرّ آنها آن در اورد که نباید. افکار عمومی جامعه‌ای حساس بشدت نسبت به این رفتار غیرمدنی ابراز انزجار خواهد کرد، چنان که در روزهای اخیر مردم شریف ایران کردند. کسانی که روزهای آغازین انقلاب را به‌یاد می‌اورند می‌دانند که این اخلاق افشاگرانه آنهم در رسانه‌ها و برای تحریک افکار عمومی کار تندروان چپ بود.

این رفتار بیش از انکه نیاز مردم به این سنخ از آگاهی باشد نیاز افشاگر به طرح خویشتن است که در توهم فضایی عطش‌ناک شکل می گیرد. گویی مردم همه منتظرند تا ما جامه دیگران بر آفتاب بیفکنیم و آنها از دیدن آن حظ کرده و به ستایش ما برخیزند. با این ذهنیت است که واژگانی هر چه ستیزنده‌تر انتخاب می شود تا رقیب هر چه محکم‌تر بخاک بیفتد. اما هلهله‌های پسین این فتح ظاهری را تنها از مردمی بدوی می توان انتظار داشت نه ایرانیان که داعیه دار اخلاق و فرهنگ اند و رجزخوانی‌های فریبا را به‌هیچ می گیرند.

ج- اقتدار مردان سیاست و اصحاب رسانه
این مناظرات گرچه تجربه نویی است ولی واقعیتی را پیش چشم ما گذاشت و آن انفعال مجری محترم یا نماینده اسمی افکارعمومی بود. بطور معمول برای این قبیل رویدادهای داغ رسانه‌ای مجریانی توانمند و جسور می‌گمارند تا بتوانند با طرح پرسش‌های تاب‌سوز هر یک از طرفین مناظره را به چالشی جدی وادارند و در واقع میدان‌دار حقیقی مناظره باشند.

مجری مناظره نامزدهای ریاست جمهوری تنها وقت نگهدار نیست که مدیر مولد برنامه است، طراح جلوه‌های ویژه است، مبتکر خلاق فرصت‌های نو برای شهروندان و بینندگان مناظره است، کسی که جسورانه و بی‌طرفانه میدان سلحشوری‌های مدنی و قانونی دو مدعی را برای ساعتی اداره می کند. سکوت و نظاره مجری محترم این مناظرات پرده از واقعیتی دیگر بر می‌داشت و ان اینکه در کشور ما برعکس آنچه باید، ارباب رسانه در برابر مردان سیاست اتوریته‌ای ندارند.

همه انانی که مناظرات ریاست جمهوری را در کشورهای غربی بدقت دیده‌اند می‌دانند که مجری نماینده افکار عمومی است و با قدرتی که در پس پشت خود دارد با اقتدار تمام خلق کلام می کند، فصل و وصل می کند و نامزدها را در برابر پرسش‌های نابهنگام و پرمایه خویش غافلگیر می‌سازد.

کوتاه کردن دست اصحاب رسانه از دست‌یابی به اتوریته و اقتدار لازم با هدف نظارت واقعی بر ارباب قدرت، امروزه خود را در مناظره‌های تلویزیونی ما نشان می‌دهد. برعکس آنچه در مناظرات جدی جاری است این مجری شریف ماست که از نهیب دو نامزد هراس دارد حال انکه حق آن است که نشست مناظره به دادگاهی مدنی بدل شود که مجری قاضی مقتدر آن و نماینده موجه افکار عمومی است. بگذریم از اینکه اگر خدای ناکرده ظن هواداری هم بر مجری برود و فریاد نامزدی شکیبا را هم بلند کند.

تعبیر دیگر و بدبینانه این مسئله آن است که مجری ما (یا همان رسانه) نماینده افکارعمومی نیست و از همین روست که برای آب ندادن بندی که در سروته آن اختلاف است ترجیح می‌دهد سکوت کرده و با تقسیم وقت فقط ابتدا و انتهای مراسم را ریش سفیدانه هم‌آورد. شاید از همین رو و با همین حساسیت است که در بسیاری از مناظرات مشابه در غرب، صفحه نمایش‌گر بطور هم‌زمان و دقیقه به دقیقه نوسان افکارعمومی را نشان می‌دهد، نمایش‌گری که موظف به حفظ بی‌طرفی و واقع‌بینی است و از چشم ناظران قانونی هم بیمناک و هراسان است و مسیر لازم را هم به مجری برنامه نشان می دهد.
نتیجه: این مناظرات هرچه هم ابتدایی باشد برای ما تجربه‌ای عالی است، تجربه‌ای که سیاست و دولت را از چنبر قداست می جهاند و آن را به عنوان امری عرفی، چالش‌انگیز و مناقشه خیز در برابر دیدگان متولیان دولت یعنی مردم به‌نمایش می‌گذارد، ایدون باد.

مناظره‌ی محمود احمدی‌نژاد و محسن رضايی

مناظره‌ی انجام شده در روز دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸

ادامه‌ی «مناظره‌ی محمود احمدی‌نژاد و محسن رضايی»

دوشنبه ۱۸ خرداد ۸۸

دو دو تا، چند تا خواهد شد؟!

نقل از دیده‌بان
«اصلاً سه برابر وقت من به ایشان بدهید؛ بیاید این‌جا؛ هر چه دروغ دلش می‌خواهد، بگوید
پنج دقیقه پایانی مناظره میرحسین موسوی و مهدی کروبی، از آن لحظاتی بود که تا مدت‌ها در خاطر خواهد ماند. شاید اگر مجری درباره حق نامزد غایب برای پاسخ‌گویی تذکر نمی‌داد، چنین لحظه‌ای خلق نمی‌شد. اما مجری چنین گفت تا موسوی از کوره در برود و صحبت‌هایش را چنین تمام کند: «ای مردم ... بدانید که این نمودارها را بالا و پایین می‌کنند تا شما را گول بزنند و نقش مار می‌کشند تا سعی کنند شما را به بیراهه ببرند» و مانند مناظره با احمدی‌نژاد، در اوج به پایان برسد.

راستش وقتی ایده مناظره مطرح شد، فکر می‌کردم با تعارفات معمول در سیاست ایرانی، این مناظره‌ها به گفت و گوهایی معمول و کسل‌کننده از نوع میزگردهای انتخاباتی سال ۷۶ بدل شوند. مناظره پر از تأیید کروبی و رضایی هم به این گمان دامن زد.

اما ۱۰ دقیقه ابتدایی دومین مناظره و صحبت‌های آتشین و غیر منتظره احمدی‌نژاد نشان داد که حداقل وقتی او یک پای بحث باشد، از مذاکره خبری نیست و جنگ به راه می‌افتد؛ چنان‌که در مناظره چهارم و پنجم هم اتفاق افتاد. گرچه احمدی‌نژاد در مناظره پنجم حضور فیزیکی نداشت، اما تقریباً هر چه بود، بحث از احمدی‌نژاد و دولتش بود.

«یکی از مشکلات ما است که با یک پدیده واقعاً شگفت‌آوری مواجه هستیم که می‌تواند در برابر مردم به دوربین نگاه کند و بگوید سفید، سیاه است. هزار را بگوید دو هزار؛ دو ضرب‌در دو را بگوید چهار نمی‌شود، می‌شود ۱۰»
مناظره یکشنبه‌شب برای اکثر منتقدان داخلی محمود احمدی‌نژاد بسیار دلچسب بود. چرا که میرحسین موسوی دست روی نکته‌ای گذاشت که مهم‌ترین انتقاد آن‌ها به آقای رییس‌جمهور بوده است؛ انتقادی که هیچ وقت در این چهار سال به این صراحت در رسانه‌های کشور مطرح نشده بود: «دروغ‌گویی»

صحبت‌های موسوی در این مناظره، نعمت و در عین حال معضلی برای روزنامه‌نگاران است. صحبت‌های وی، پر بود از جملاتی که جان می‌دهند برای تیتر شدن؛ آن قدر که انتخاب یک جمله از بین آن‌ها سخت خواهد بود. اما قطعاً به-یاد-ماندنی‌ترین جمله کروبی، این بود: «ایشان که از کارشناسی ارشد دم می‌زند، بین روزنامه اعتماد و روزنامه اعتماد ملی فرق نگذاشته است

اگر موسوی رییس‌جمهور شود، بدون شک باید خود را مدیون مهدی کروبی بداند. چرا که کروبی می‌توانست با تمرکز بر روی میرحسین موسوی و مشی محافظه‌کارانه او، بخشی از آرای هواداران اصلاح‌طلب او را به سوی خود جلب کند؛ چیزی که پیش‌تر موجبات نگرانی برخی حامیان موسوی را هم فراهم آورده بود. اما هر دو نامزد به خوبی درک کرده بودند که معادله انتخابات، نه دوگانه‌ای از جنس کروبی-موسوی، که تقابلی میان حفظ وضع موجود یا تغییر آن شده است؛ دوگانه‌ای که از قضا خود احمدی‌نژاد هم به آن به شدت دامن زد.
این بود که نه کروبی بازنده این مناظره لقب گرفت و نه موسوی؛ بلکه با دفاعیات این دو از خودشان و انتقادات صریحشان از احمدی‌نژاد، رییس دولت نهم به ناکام مناظره پنجم تبدیل شد.

«خجالت نمی‌کشد که در مقابل بنده به صورت بازی، مدام عکس خانم بنده را نشان می‌دهد
در این دو سه روز، چند باری این شایعه را شنیده بودم که احمدی‌نژاد در طول مناظره‌اش با موسوی، مدام عکس زهرا رهنورد را به وی نشان می‌داده و به نوعی او را تهدید می‌کرده است؛ اما باور نمی‌کردم و ساختگی‌اش می‌پنداشتم. اما وقتی مهندس موسوی در آن پنج دقیقه توفانی آخر، این جمله را بر زبان آورد، واقعاً حیرت کردم که چگونه ممکن است رییس‌جمهور کشور در مناظره انتخاباتی زنده، دست به چنین اعمالی بزند؛ کافی بود لحظه‌ای کارگردان این صحنه را به تصویر بکشد تا دنیا روی سر آقای رییس خراب شود.

اشاره موسوی به تغییر تعرفه واردات شکر در کنار زیر سؤال بردن منبع هزینه‌های انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد، اگرچه برای مخاطب عام چندان معنی خاصی نداشت، اما برای افراد پیگیر، اشاره‌ای کاملاً واضح بود. آخر سال‌هاست که شایعاتی پیرامون رابطه پدر معنوی دولت نهم و مافیای شکر به گوش می‌رسد.

«به من تهمت زدند که در زمان بنده کراوات‌ها را می‌بریدند؛ در حالی که گروه‌هایی که امروز سر کار هستند، باقی‌مانده همان کسانی هستند که این کارها را می‌کردند و فرمان هشت‌ماده‌ای امام صادر شد تا جلوی آن‌ها را بگیرد
شاید کروبی و موسوی نمی‌توانستند تصور یا توقع مناظره‌ای بهتر از این را داشته باشند و مخصوصاً هواداران موسوی هم بسیار امیدوار شدند که توانسته‌اند بار دیگر به بازی برگردند.

اما احمدی‌نژاد در همین چند روز نشان داده که او و مشاوران تبلیغاتی‌اش (که بعید می‌دانم کسانی مثل جوانفکر و ثمره هاشمی باشند) کارشان را خیلی خوب بلدند و رقبا نباید بازی را تمام‌شده فرض کنند؛ چرا که محمود احمدی‌نژاد هنوز یک مناظره با محسن رضایی و نیز مباحثه‌ای یک‌ساعته با کارشناسان در پیش دارد که می‌تواند بار دیگر کفه ترازو را به سود خودش سنگین کند.

پلیس امشب میدان ولیعصر را بسته بود. نه به مردم، نه به موتورسواران و نه به خودروها اجازه نزدیک شدن به میدان را هم نمی‌داد. هر چند که خبری از پلیس ضد شورش نبود؛ اما تا کنون این همه افسر نیروی انتظامی را یک‌جا در سطح شهر ندیده بودم. تاکسی‌ها و مسافرکش‌ها هم با دیدن حضور پررنگ پلیس، درست مانند سرمایه که از ناامنی فرار می‌کنند، ناپدید شده بودند. زیر باران عجیب، دو ساعت پیاده‌روی کردم تا به خانه برسم.

بین راه، خانواده‌ای سوار بر ترک یک موتوسیکلت از کنارم عبور می‌کردند. پدر خانواده می‌پرسید: «دو دو تا؟» و همسر و دو فرزندش پاسخ می‌دادند: «۱۰ تا.»
با خودم فکر کردم هنوز باید دو روز صبر کنیم. احمدی‌نژاد با قیافه‌ای مظلومانه، اگر نگوید «به ملت ایران گفتند دروغ می‌گویی» حتماً خواهد گفت: «به خادم ملت ایران گفتند دروغ‌گو.» حتی بعید نیست ثابت کند میزان حقیقی دو ضرب‌در دو همان ۱۰ است.

صدور فتوای وجوب تقّلب در انتخابات

نقل از ایمايان

محمّد تقی مصباح یزدی داغ‌ترین روحانی مدافع احمدی‌نژاد که در این چهار سال آرام آرام از صحنه غایب شده بود، خیلی هم بیکار نبوده و سررشته‌ی بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها به وی ختم می‌شده است. آخرین حضور فعّال ایشان که به مدد نامه‌ی سرگشاده‌ی برخی کارکنان وزارت کشور برملا شده است، صدور فتوای «وجوب تقّلب» در انتخابات بر اساس آیه‌ی ۲۴۹ سوره‌ی بقره است. او گفته است:« اگر کسی رئیس جمهور شود و ارزشهای اسلامی که اکنون در لبنان ، فلسطین و ونزوئلا و دیگر نقاط جهان منتشر شده آسیب ببیند ، رأی دادن به او جایز نیست و حرام است ؛ هم خودمان نباید رای بدهیم و هم باید مردم را هوشیار کنیم که رای ندهند ، ولا غیر . بر شما مسئولین انتخابات ، هر امری واجب است. کسانی که اصلا صلاحیت اخلاقی و قانونی ندارند ، بریزید دور. بالاترین وظیفه آن است که آنچه را درحال از دست دادن هستید برگردانید ».
منظور مصباح از« آنچه در حال از دست دادن آن هستید»، اتمام دوره‌ی ریاست جمهوری احمدی‌نژاد به دلیل ریزش آرای او در نظرسنجی‌های معتبر است که بنا بر سخن ایشان که « هر امری واجب است» این هر امر، محدوده‌ای بسیار بیشتر از تقلّب را هم در برمی‌گیرد و شامل تمام تهمت‌ها و دروغ‌های احمدی‌نژاد و حامیانش و ایجاد فضای رعب و وحشت و خریدن رأی و استخدام تمام و کمال صداوسیما و « هر امر» دیگری هم می‌شود.

آیه‌ی ۲۴۹ سوره‌ی بقره درباره‌ی مهیّا شدن لشکر طالوت برای جنگ با جالوت است. طالوت و سربازانش به نهری رسیدند و او به آنها گفت که خداوند شما را با این نهر آزمایش می‌کند؛ [گرچه تشنه‌اید] ولی نباید جز اندکی از این آب بیاشامید و گرنه از من نیستید.همه‌ی آنها جز اندکی به حرف او گوش فرا ندادند و از آن آب نوشیدند آن عدّه‌ی اندک باقیمانده وقتی به لشکر جالوت رسیدند و تعداد آنها را دیدند گفتند که ما با این تعداد کم نمی‌توانیم در برابر آنها مقاومت کنیم ولی کسانی که چشم به امر پروردگار داشتند و شوق دیدار او را در سر، گفتند که:« کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة بإذن الله» یعنی چه بسا تعداد کمی که با اذن خداوند بر تعداد زیادی غلبه کرده‌اند و خداوند با صابران است.

نکته‌ی این آیه- ظاهراً از دید مصباح- این برتری« کم» بر« زیاد» است. او بارها مخالفت خود را با دموکراسی و حکومت اکثریّت بیان کرده بود، غافل از اینکه غلبه‌ی اکثریّت به معنای درستی نظر آنان یا برتری نامزد مورد نظرشان نیست بلکه تنها راهی برای مهار و اداره‌ی معقول کشور است که بشر به آن رسیده است. از طرف دیگر این کم در برابر زیاد، مؤمنان در برابر کفّار( یعنی لشکر جالوت ) هستند نه دو سلیقه‌ی سیاسی جامعه‌ی ایران که همه از مسلمانان- و اغلب شیعه- هستند. عجیب است که مصباح مخالفان احمدی‌نژاد را در عداد کفّار قرار داده است یعنی کاری که خزعلی هم کرده و رأی به غیر احمدی نژاد را رأی به منافقان دانسته است. از نگاه مصباح« کم»ی که با ایمان باشند ( یعنی طرفداران احمدی‌نژاد) بر بسیاری که بی‌ایمان باشند (یعنی طرفداران سه نفر دیگر) برترند و اشکال ندارد- بلکه واجب است- که آرا به گونه‌ای تغییر کند که حرف «کم»ها به کرسی بنشیند نه« زیاد»ها. و این چیزی فراتر از تفسیر به رأی قرآن است، این تحریف آشکار قرآن و حکم به پایان« جمهوری اسلامی» است.

مصباح که زمانی از او به عنوان یکی از مستعدترین شاگردان علّامه طباطبایی نام برده می‌شد متآسّفانه در سالیان اخیر نزول فاحشی کرده و کتابهایش در حدّ روضه‌خوانی‌های شیخ حسین انصاران شده است که -جالب است- گاهی در میان سخن برای عامّه‌ی مردم، گریزی هم به لعن و نکوهش قائلان به تعدّد قرائت‌ها در دین و پلورالیسم دینی می‌زند! اگر به هنگام صدور فتوای قتل دگراندیشان با او برخورد می‌شد، اگر به هنگام بیان لزوم برخورد با هتک در تریبون نماز جمعه آن هم بدون حکم قضایی جلو او گرفته می‌شد( البتّه سیّد علی خامنه‌ای مخالفت خود را با او به طور ضمنی اعلام کرد) کار به اینجا نمی‌کشید. اگر هنگامی که در شیراز چند بسیجی، جوانانی را که فکر می‌کردند از دین خارج شده‌اند تحت تأثیر سخنان او کشتند و اتوموبیلشان را آتش زدند، وی مؤاخذه و محدود می‌شد حالا شاهد تمسخر قرآن و اسلام و قانون اساسی به وسیله‌ی او نبودیم. بالاترین مقام‌ها باید صریحاً نظر خود را درباره‌ی این حکم ابلهانه و از سر خیره‌سری بیان کنند و گرنه چیزی از انقلابی که سی سال بسیاری به آن دل بسته بودند، باقی نخواهد ماند.


یکشنبه ۱۷ خرداد ۸۸

مناظره‌ی میرحسین موسوی و مهدی کروبی

مناظره‌ی تلویزیونی مهدی کروبی و ميرحسین موسوی؛ یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۸

ادامه‌ی «مناظره‌ی میرحسین موسوی و مهدی کروبی»

شعارها و آمارها - ۸ تا ۱۱

شعارها و آمارها - بررسی شعارهای محمود احمدی‌نژاد با آمار بانک مرکزی ایران

ادامه‌ی «شعارها و آمارها - ۸ تا ۱۱»

دروغ‌های احمدی‌نژاد در مناظره با کروبی

(نقل از یک جست‌وجوی هميشگی)
احمدی نژاد در مناظره با کروبی دروغ‌های جالبی گفت که کروبی به دلیل بی اطلاعایی از آمار و اقتصاد مثل یک بچه گول خورد و ساکت ماند. سه مثال می‌زنم. وقتی احمدی‌نژاد نرخ‌های تورم ایران را با کشورهای دیگر مقایسه میکرد نمودارهای زیر را نشان داد:
اول نمودار متوسط نرخ تورم دوره‌ی او با دوره‌های پیشین.
مقایسه متوسط نرخ تورم دارههای مختلف دولتها در مناظره احمدی‌نژاد

مقایسه متوسط نرخ تورم دوره‌های مختلف دولت‌ها در مناظره احمدی‌نژاد

او چنین گفت: دولت من نرخ تورم پایینتری نسبت به همه دوره‌های پیشین داشته چون اگه “چهارساله” ریاست جمهوری من را با “چهار ساله اول “ دولت‌های پیشین (خاتمی، رفسنجانی و موسوی) مقایسه کنی کمتر است.

دروغ اول
دروغ جالبی است که با یک کلک گفتاری انجام شده. پایین ترین نرخ تورم در همه این سالها مربوط به چهارساله دوم خاتمی است اما احمدینژاد با ترفند ذکر  چهارساله اول خودش را بهتر از بقیه نشان داد. یعنی خودش را فقط با چهار سال اول بقیه مقایسه کرد! در حالی که از نظر عددی تورم دوره او با تورم دوره رفسنجای قابل مقایسه است.

دروغ دوم
من به آمارهای بانک مرکزی رجوع کردم. فریب اصلی این است که در مورد تورم فعلی سکوت میکند. اولا ایشان در مناظره تورم فعلی را زیر 15 میخواند در حالی که طبق آمار سایت بانک مرکزی این تورم 15.5 درصد است (فروردین). بعد می‌گوید تورم در حال کم شدن است اما طبق پیشبینی که بر اساس دادههای بانک مرکز انجام دادم(*)، تورم تا پایان دوره ریاست جمهوریاش (تا آخر 88) بیش از چهار ساله اول رفسنجانی نیز می‌شود. به شکل نگاه کنید!

نرخ تورم دوره‌های مختلف دولت بر اساس آمار بانک مرکزی

نرخ تورم دوره‌های مختلف دولت بر اساس آمار بانک مرکزی

نمودار دوم متوسط نرخ تورم در قاره‌های مختلف
رییس جمهور ایران نموداری نشان می‌دهد که نرخ تورم در همه دنیا در حال افزایش است. به بازه زمانی این آمارها که با رنگ قرمز مشخص کردم توجه کنید.

نرخ تورم قارههای مختلف در بازه زمانی 2006 تا 2008 توسط احمدی‌نژاد ارائه میشود

نرخ تورم قاره‌های مختلف در بازه زمانی 2006 تا 2008 توسط احمدی‌نژاد ارائه می‌شود. یعنی سال 1385 تا 1387

دروغ سوم
بعد از نشان دادن این با کمال زیرکی می‌گوید که طبق آمارها نرخ تورم در ایران در حال کاهش است و با این مدیریت ما زیر 10 درصد نیز می‌آید. در حالی که تمام دنیا در حال افزایش است!

بگذاریم دوباره به آمارهای بانک مرکزی رجوع کنیم. در همان دورهای که رییس جمهور نرخ تورم قاره‌ها را نشان داده نرخ تورم ایران را ببینید که چطور مثل یک موشک به هوا رفته است!

تورم سالیانه در دوره احمدی‌نژاد (بازه زمانی 1384-تا 1388) بر اساس دادههای بانک مرکزی دولت خودش

تورم سالیانه در دوره احمدی‌نژاد (بازه زمانی 1384-تا 1388) بر اساس دادههای بانک مرکزی دولت خودش

مقایسه این‌دو نیز خالی از لطف نیست. خوب که نگاه می‌کنیم می‌بینیم در همین مدت متوسط نرخ تورم در ایران 2 برابر افریقا و 4 برابر جنوب شرق آسیاست!

پس تورم در ایران در همان دوره کم نشده. اما شاید منظور رییس جمهور کاهش نرخ تورم در سه ماه اخیر باشد. باشد… باشد. بیایید منصف باشیم و نرخ تورم ایران را با امریکا در چند ماه اخیر مقایسه کنیم. امریکایی که به قول ایشان در حال فروپاشی است و سخت‌ترین بحران اقتصادی‌اش را تحمل می‌کند.

مقایسه نرخ تورم ایران و امریکا از فروردین 1387 تا فروردین 1388  March 08-March-09

مقایسه نرخ تورم ایران و امریکا از فروردین 1387 تا فروردین 1388 March 08-March-09

جالب است! بر خلاف ادعای رییس جمهور ایران، نرخ تورم در امریکا نیز در همین دوره کم شده است! همانند ایران! می‌بینید احمدی نژاد با مقایسه دو دوره زمانی متفاوت مخاطب را گمراه کرد و کروبی اصلا نفهمید! او  با این زیرکی سعی کرد نشان دهد که وضع اقتصاد ایران بر خلاف همه دنیا در حال بهبود است در حالی که حقیقت برعکس این است!
منابع:
۱- نرخ تورم در بانک مرکزی ایران
۲- نرخ تورم در امریکا
——————-
(*) برای پیشبینی نرخ تورم در کل سال از یک روش بسیار ابتدایی پیش‌بینی استفاده کردم که قطعا بی خطا نیست اما کاملا معقول است: تفاوت نرخ تورم فرودین ماه 5 سال مختلف را با متوسط‌های آن سال‌ها حساب کردم و از آن مقادیر متوسط گرفتم. این مقدار نشان می‌دهد که به طور متوسط تورم سالیانه با تورم ماه فروردین چقدر متفاوت است. با در نظر گرفتن این تفاوت پیش بینی‌ای از تورم سال 1388 برا ساس تورم 5 سال اخیر ارائه کرد. این پیش‌بینی با ادامه رود کنونی به واقعیت نزدیک خواهد بود مگر اینکه رییس جمهور قصد داشته باشد انقلاب اقتصادی‌ای بکند!

توهم «کارشناسی ارشد» یک رییس‌جمهور

(نقل از ديده‌بان)
همان طور که می‌شد حدس زد، باز هم حریف احمدی‌نژاد در مناظره نتوانست بر او غلبه کند. البته همه بینندگان مناظره مهدی کروبی و محمود احمدی‌نژاد، رأی به برتری احمدی‌نژاد نخواهند داد؛ چنان‌که در مورد برنده مناظره احمدی‌نژاد و موسوی هم نظرات متفاوتی وجود داشت. اما دست کم در هر دو این مناظره‌ها، رقیبان احمدی‌نژاد نتوانستند اکثر مخاطبان از قشرها و گرایش‌های مختلف را قانع کنند که بر وی برتری یافته‌اند.

در مناظره دوم احمدی‌نژاد، مشخص بود که او به خوبی از مناظره نخستینش با میرحسین موسوی درس گرفته است. او وسط صحبت‌های رقیبش نمی‌پرید و کمک کرد تصویر فردی «قانون‌شکن» از مهدی کروبی در ذهن مخاطبان شکل بگیرد؛ فردی که به وقت خود قانع نیست و به میان صحبت‌های طرف مقابل می‌پرد.

هم‌چنین احمدی‌نژاد، سرمست از نتایج نظرسنجی‌ها، این بار از عصبانیت به دور بود و آمار و ارقام و نمودار رو می‌کرد؛ کاری که حریفان می‌توانستند، اما نکردند.

تاکتیک آقای احمدی‌نژاد در مصاحبه‌ها به مناظره‌ها هم کشیده است. او سؤال را با سؤال پاسخ می‌دهد و عملاً خود را در مقام مستنطق و دادستان مظلوم و معصومی می‌بیند که به بازجویی طرف مقابلش آمده است. میرحسین موسوی کمتر گرفتار این بازی شد، اما مهدی کروبی (که حتی در خود مناظره هم اشاره کرد مشاورانش این نکته را به او تذکر داده‌اند) نتوانست این حربه آقای احمدی‌نژاد را خنثی کند.

به نظرم بزرگ‌ترین اشتباه کروبی در این مناظره، مطرح کردن بحث خلیج فارس و شرکت محمود احمدی‌نژاد در اجلاس سران کشورهای عرب بود. مایه تعجب است که مشاوران مهدی کروبی چنین خطایی مرتکب شدند و بین این همه نقطه ضعف، دست روی اتهامی گذاشتند که نادرستی آن اثبات‌شده است. (معنای آن عبارت، «کشورهای عرب خلیج» است و نه «کشورهای خلیج ...»)

محمود احمدی‌نژاد دائماً دست روی وضع مالی معمولی خود و خانواده‌اش می‌گذارد و به این بهانه به دیگران به جرم «فساد اقتصادی» حمله می‌کند. شخصاً فکر می‌کنم مدیری که از ۱۰۰ میلیارد تومان بودجه‌اش، یک میلیارد تومان را اختلاس کند (به جیب بزند) اما مابقی را درست مدیریت و خرج کند، صدها بار بهتر از مدیری است که ریالی به حساب خودش نمی‌ریزد، اما بودجه‌اش را هم درست خرج نمی‌کند.

شاید بهترین مثال برای خوبی و بدی مدیران، مقایسه شهرداری تهران در دو دوره است. بسیاری به غلامحسین کرباسچی و مدیرانش اتهام اختلاس زدند و خود وی حتی به این دلیل به زندان افتاد؛ اما هنوز که هنوز است بسیاری اهالی تهران، از او به نیکی یاد می‌کنند و معتقدند تهران، فرهنگسراها و بسیاری بزرگراه‌هایش را به او مدیون است.

در مقابل، محمود احمدی‌نژاد ظاهراً ریالی از بودجه تهران را صرف «رفاه خودش» نکرده است. (آن «۳۰۰ میلیارد تومان» هم انگار خرج مبارزات انتخاباتی شده است.) با این همه، استفاده نابجای او از بودجه شهرداری برای کمک به هیأت‌های مذهبی و اعطای وام ازدواج، برای خود شهر فایده‌ای نداشته است.

روش احمدی‌نژاد در شهرداری، با او از بهشت به پاستور هم رفت و نتایجش را هم داریم می‌بینیم. حتی اگر تمامی اتهامات فساد مالی دولت‌مردان و نزدیکان آن‌ها بی‌اساس باشد و کسی از اعضای دولت نهم ریالی اختلاس نکرده باشد، باز هم دلیلی بر درستی کارنامه دولت نیست. آقای احمدی‌نژاد فکر می‌کند کافی است بودجه کشور را صرف خودت نکنی؛ اما دست در خزانه کشور کردن و پول دادن به مردم شهرها و روستاها یا نامه‌نویسان یا دانشجویان فلان دانشگاه اشکالی ندارد. از نظر آقای احمدی‌نژاد، مهم این است که دلالان و واسطه‌های داخلی پورسانت نگیرند؛ اما درآمد میلیارد دلاری سالانه امارات از واسطه‌گری برای دور زدن تحریم‌ها اشکالی ندارد و نشان از دیپلماسی بی‌رقیب و کارنامه اقتصادی بی‌نقص دولت دارد. (پیشنهاد می‌کنم انیمیشن‌های آماری ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت نهم را ببینید)

اما حرفی که بیش از همه صحبت‌های رییس دولت نهم در این مناظره بر من گران آمد، گفتن و تکرار این جمله بود که «رییس‌جمهور خودش باید کارشناس ارشد باشد» و در همه زمینه‌ها روی نظر کارشناسان، نظر بدهد. (جمله دوم نقل به مضمون)

رییس‌جمهور کشوری مثل ایران باید در زمینه سیاست داخلی، دیپلماسی، اقتصاد، فرهنگ، آموزش، بهداشت، امنیت، جامعه و ... تصمیم بگیرد. اصلاً تصور وجود فردی که هم‌زمان در همه این زمینه‌ها در حد یک کارشناس معمولی هر یک از آن‌ها متبحر باشد، بسیار سخت است؛ چه برسد به این‌که یک نفر بیاید ادعا کند که در تمامی این حوزه‌ها یک کارشناس زبده و عالی‌رتبه است.

اتفاقاً مشکل آقای احمدی‌نژاد از همین خودباوری نادرست آغاز می‌شود. او که با دکترای ترافیک، خود را فیلسوف هم می‌پندارد، فکر می‌کند در همه زمینه‌ها از همه کارشناسان بیشتر می‌داند و می‌فهمد. ریزش فراوان وزرا و اعضای کابینه دولت نهم در طول این چهار سال هم منبعث از همین نکته است؛ چرا که آقای رییس‌جمهور، مدیران ارشد را مباشران اوامر و مجریان سیاست‌های خود می‌بیند و نه کارشناسان و سیاست‌گزاران حوزه فعالیتشان. ثمره آن نگاه هم همین وضعی است که می‌بینیم.

شنبه ۱۶ خرداد ۸۸

مناظره‌ی کروبی و احمدی‌نژاد

مناظره‌ی محمود احمدی‌نژاد و مهدی کروبی؛ شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۸

ادامه‌ی «مناظره‌ی کروبی و احمدی‌نژاد»

جمعه ۱۵ خرداد ۸۸

مناظره‌ی موسوی و رضايی

مناظره محسن رضايی و میرحسين موسوی؛ پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۸

ادامه‌ی «مناظره‌ی موسوی و رضايی»

پنجشنبه ۱۴ خرداد ۸۸

مناظره‌ی میرحسين موسوی و محمود احمدی‌نژاد

مناظره‌ی تلویزیونی محمود احمدی‌نژاد و میرحسین موسوی؛ چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸

ادامه‌ی «مناظره‌ی میرحسين موسوی و محمود احمدی‌نژاد»

چهارشنبه ۱۳ خرداد ۸۸

مصاحبه‌ی ميرحسین موسوی با انتخاب ایرانی

مصاحبه‌ی میرحسین موسوی با انتخاب ایرانی

ادامه‌ی «مصاحبه‌ی ميرحسین موسوی با انتخاب ایرانی»

Powered by
Movable Type 3.34
Free counter and web stats