افروغ: این قطار نمی‌تواند با علی و حوضش به مقصد برسد!

(نقل از خبر آنلاين)
انسان‌ها هم در برابر اعمالشان مسئولند و هم در برابر بی‌عملی‌شان؛ یعنی آنجایی که کاری باید بکنند، نکنند و آنجایی که نباید کاری انجام دهند مرتکب آن شوند. هم بی‌عملی نتایج سوء دارد و هم عمل نا‌به‌جا که در هر صورت فاعل نسبت به آن مسئول است. هرکس بر اساس دیدگاه و حتی گلایه‌های خود عمل و بی‌عملی را انجام می‌دهد. در این میان نمی‌شود برای همه نسخه واحدی پیچید که معلوم کننده عمل و بی‌عملی باشد. سخت است باید همه‌جانبه نگریست. باید عمل‌ها و بی‌عملی‌ها را در شرایط و زمان خود قرار داد و تحلیلی از شرایط به دست آورد و مقوله را تحلیل کرد. ممکن است تحلیل‌ها و آسیب‌شناسی‌ها متفاوت باشد.

اما چه کسی تعیین می‌کند چه چیزهایی گفتنی و چه چیزهایی نگفتنی است. در اینجا یک ملاک قابل پذیرش است. رهبر انقلاب درباره شاخص عقلانیت فرمودند: «خود قضاوت کنیم که آیا سخنان و موضع‌گیری‌های ما برای رضای خدا و با نیت اخلاص است یا اینکه برای جلب توجه برخی افراد». هیچ‌کس نمی‌تواند این ملاک را تعیین کند. امروز داوران خدایی زیاد داریم که خودشان خدا و دیگران غیرند. این نگاه الهی نیست؛ ‌شیطانی است. افراد خودشان می‌توانند قضاوت کنند، اگر آنها را رشید و بالغ بدانیم.

نمی‌شود کسانی را که مخصوصاً در دل انقلاب اسلامی‌اند محکوم کرد و به قول آقایان گفت آنها از قطار انقلاب پیاده شدند و یا با اتهام‌ها پیاده‌شان کرد و بعد فکر کرد که این قطار می‌تواند با علی و حوضش به مقصد برسد. نمی‌شود بیاییم نخبگان را هم دسته‌بندی کنیم و خودی و غیرخودی به آنها نسبت دهیم، مخصوصاً نخبگانی که در دل انقلاب اسلامی تعریف می‌شوند. حرف‌ها باید در بستری از تعامل و ملاطفت و فرصت برابر شنیده شوند. هیچ‌کس نمی‌تواند در همان ابتدا فصل‌الخطاب باشد.

رهبرانقلاب فرمودند: «همه باید مراقب گفتار و مواضع و حتی نگفتن‌های خود باشند.» فکر می‌کنم آنچه باید توجه‌مان را به آن معطوف کنیم بازگشت اعتماد از دست رفته است. این اعتماد باید احیا شود. اگر یک جامعه می‌خواهد هدفی را دنبال کند باید به دنبال وحدت در عین کثرت باشد؛ وگرنه نفاق اتفاق می‌افتد. امروز شاهدیم جناحی با سطحی‌اندیشی و مصادره به مطلوب کردن اندیشه‌ها ایجاد نفاق می‌کند. باید در جهت تقویت وحدت در عین کثرت در جهت ترمیم اعتماد از دست رفته تلاش کرد و بار دیگر اصل حاکمیت و انقلاب اسلامی و مبانی ارزشی و اهداف انقلاب زنده شود و در بستری از «شدن» قرار بگیرد.

این وضعیت باید ترمیم و اصلاح شود. نخبه باید این را بگوید. این جزء گفتن‌هاست. اگر نگوید مسئول است. باید بگوییم چرا به مردم گفتید مخملی؟ چرا آنها را متهم کردید به نظام‌های سوسیالیستی چین و روسیه؟ چرا برخورد قهرآمیز داشتید؟ چرا دلجویی نمی‌کنید؟ چرا دیه نمی‌دهید؟ چرا میزگردی که سلایق مختلف حرف‌هایشان را بزنند تشکیل نمی‌دهید؟ چرا به کسانی که تهمت زده‌اید اجازه دفاع نمی‌دهید؟ کجای این حرکت‌ها اخلاقی و نبوی است؟ نمی‌شود هرجا خلاف منافع گروه و دسته بود بگوییم غیر الهی و غیردینی است. خودمان را محور الوهیت بدانیم و به دیگران اجازه نفس کشیدن هم ندهیم. باید در این خصوص بر اساس آموزه‌‌های عقلانی رفتار کرد. عقلانیتی که شاخصه‌های آن در بیانات رهبر انقلاب تعیین شد.

باید از کسانی که مخملی نامیدیم و مخملی نبودند دلجویی کرد. خانواده جان‌باختگان‌ باید مورد خطاب مهربانانه و لطیف جمهوری اسلامی قرار بگیرند و دیه آنها از باب نماد ترمیم پرداخته شود تا نشان دهد جمهوری اسلامی حتی در شرایط بحرانی دست از اخلاق و دین و مردم‌سالاری نمی‌کشد. به علاوه صدا و سیما هم باید دست از رفتارهای یک طرفه بردارد.

بنده سخت متوجه گفتن‌ها و نگفتن‌ها هستم. اگر می‌خواستم تحت تأثیر قرار بگیرم به تلفن‌ها و درخواست‌های مصاحبه با رسانه‌های خارجی جواب مثبت می‌دادم. اما این کار را نکردم به امید اینکه در داخل به حل مسائل بپردازیم، اما رسانه ملی گزینشی رفتار می‌کند. این نمی‌شود که یک طرف آزاد برای هر عملی و طرف دیگر مدام برای خود نگفتن تعریف کند.

در بستری از عقلانیت و شفافیت باید تعیین شود که چه چیزی گفته شود و چه چیزی گفته نشود. به نظر من گفتنی‌ها و نگفتنی‌ها معلوم است. اندیشه و سیره امام (ره) محور گفتنی‌ها و نگفتنی‌هاست. همان​طور که رهبر انقلاب هم در سیاست‌های کلی 5 ساله گفتند: باید محور سیره نظری و عملی امام (ره) قرار گیرد. حضرت امام (ره) دغدغه عجیبی نسبت به وحدت، جمهوری اسلامی، مردم‌سالاری دینی و تحقق اهداف اسلام داشتند. به اعتقاد حضرت امام (ره) مشروعیت یک نظام در گرو مقبولیت عامه مردم است. مردم یکی از پایه‌های مشروعیت‌اند. بر این مبنا ارزش‌های اسلامی همان استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی‌اند و عمل به قانون اساسی. قانونی اساسی تبلوری از خواسته‌های امام (ره) است.

روح کلی فرمایشات رهبر انقلاب قابل تأیید است، اما تعیین مصادیق، بستر و سازوکار نیاز به بحث و بررسی دارد؛ وگرنه همین صحبت‌ها هم می‌تواند مورد نقض غرض واقع شود.

جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *