اعترافی رسوا و عبرت‌آموز

(نقل از موج سبز آزادی)
آنچه که در کیفرخواست امروز، آن هم با امضای سعید مرتضوی قرائت شد، نشانه‌ی صریحِ عریان شدن بغض و کينه‌ی دستگاه سیاسی از دانش و دانشگاهیان بود. این‌که ذیل متن کیفرخواست چهارم نام سعید مرتضوی می‌آید، معنای ضمنی‌اش این است که کسی منتظر عزل سعید مرتضوی نباشد: او همچنان می‌ماند! اما کیفرخواست چه؟ و اعترافات چه؟

کلید فهم تمام بازی امروز در سخنانی است که اعتراف سعید حجاریان علیه خود خوانده شده است. سعید حجاریان جدای سوابق سياسی و تشکيلاتی بلند و درخشان‌اش در نظام جمهوری اسلامی، فردی است دانشگاهی و تحصیل‌کرده که درخشش‌های نظری و فکری‌اش بدون شک می‌توانست اسباب افتخار نظام جمهوری اسلامی باشد. این جنس سخنان وقتی منتسب به چنان کسی شود، يک معنا بیشتر ندارد: سعيد حجاریان تبدیل به بلندگویی شده است برای کسی دیگر اما در میان انتقال صدای سخن‌گو، یکی دو کلمه يا جمله هم می‌گوید به اين مضمون: «سخنان این دروغ‌گو را باور نکنید؛ فریب این دشمنان خرد و انسانیت را نخوريد! ما زنده هستیم و معتقدم و ملتزم به آنچه که باور داریم! ما می‌مانیم و اين‌ها می‌روند!»

اين اعتراف‌ها معنايی جز همین‌ها نداشت که نوشتم. چرا؟ چون در متن اعترافات‌اش، سعید حجاریان «اظهار تبرئه» می‌کند! این ادبيات و انشای مغلوط و ضعیف که کاریکاتوری است از ادبیات فخیم و استخوان‌دار سعید حجاریان، نشان می‌دهد که نه نويسنده‌ی متن کیفرخواست، نه عمله‌ی برگزاری دادگاه، نه بازجویان و نه کسانی که بی‌درنگ همه‌ی این متون را در یک خبرگزاری خوش‌نام (!)، منتشر می‌کنند، بهره‌ی چندانی از دانش و سواد ادبی ندارند. اگر داشتند ناگزیر متوجه تفاوت «تبرئه» و «تبری» می‌شدند!

می‌نویسند که: «سعید حجاریان تدریس علوم انحرافی در دانشگاه ها، دسترسی دانشگاهیان به کتب و منابع علمی متنوع، استخدام اساتید تحصیل کرده به خصوص تحصیلکردگان در دانشگاه های خارج را از جمله دلایل آشنایی ایرانیان با دستاوردهای جدید در علوم انسانی می داند و آن را عامل رواج دیدگاه هایی توصیف می کند که با شرایط ایران سازگاری ندارد».

کسی می‌پرسد که «علوم انحرافی در دانشگاه‌ها» چه نوع علومی هستند؟ علوم سياسی؟ علوم اجتماعی؟ تدریس فلسفه‌ی غرب؟ کسی می‌پرسد که وقتی «دسترسی دانشگاهیان به کتب و منابع علمی متنوع» جرم باشد و دانشگاهيان به «کتب و منابع علمی متنوع» دسترسی نداشته باشند، خاصيت آن دانشگاه چیست؟ کسی می‌پرسد که وقتی «استخدام اساتید تحصیل کرده» جرم باشد و ناگزیر اساتید بی‌سواد را استخدام کنند، چه به روز آن مراکز علمی و دانشگاهی می‌آيد؟ به عبارت ديگر، وقتی اين جملات را از حجاریان می‌خوانیم گويی در روز روشن دادگاهی کودکانه‌ای را به تمسخر گرفته است!

در اعتراف‌نامه‌ی حجاریان « از شورای انقلاب فرهنگی و مسئولان آموزش عالی جمهوری اسلامی نیز به دلیل جلوگیری نکردن از دسترسی دانشگاهیان به متون علمی خارجی و تدریس آنها انتقاد» شده است! دقت کنید! «به دلیل جلوگیری نکردن از دسترسی دانشگاهیان به متون علمی خارجی و تدریس آنها»! این از حد باور کردن یا نکردن عبور کرده است: این مسخرگی تمام‌عيار است. دانشگاهی که دسترسی به متون علمی خارجی نداشته باشد و حق تدریس‌شان را هم نداشته باشد، البته که دانشگاه نیست؛ ویرانه‌ای است غم‌زده که باید به جای دانش در آن پيروزی جهالت و نادانی را جشن گرفت. و بازجو، دادگاه‌، دستگاه‌های امنیتی نظام نفهمیدند که با این تعابیر چه حيثیتی از نظام جمهوری اسلامی به باد رفت. افسوس بر آقايان علی لاریجانی و حداد عادل که کارشان تدريس همین متون علمی خارجی بوده است! وای بر سران نظامی که با همین دانشگاه‌ها برکشیده شدند و امروز به علم‌شان می‌نازند!

و اما شاهکار اعتراف حجاریان اين‌جاست: «تدریس نظریه های علوم انسانی در دانشگاه های ایران یکی از عوامل ضایعات و صدمات به اموال عمومی در جریان انتخابات اخیر بوده است»! تدریس نظریه‌های علوم انسانی باعث «ضایعات و صدمات به اموال عمومی» می‌شود! به قدری این جمله شگفت‌آور و عجیب است که حتی نمی‌توان آن را به یک طفل دبستانی نسبت داد. چطور ممکن است تدریس علوم انسانی، باعث تخریب اموال عمومی شود؟ لابد آن مأمور امنیتی نظام که با عصبانیت و خشونت روی سقف خودروی متوقفی می‌پرد یا با باتوم شيشه‌های خودروهای پارک‌شده در کوچه‌ها را نابود می‌کند – و فيلم‌اش هم به وفور از شبکه‌های خبری مختلف دنیا پخش شده است – نظریه‌های علوم انسانی را تدریس کرده است (يا آموخته است)! این اعتراف‌ها – که سندی بی‌آبرويی دادگاه و تنظيم‌کننده‌ی متن کیفرخواست است – بلیغ‌ترين حجت ناکامی بازجویان و برگزار کنندگان دادگاه است. باورتان می‌شود در چهار جلسه دادگاه، اين اندازه تناقض، این اندازه لطیفه‌گویی، اين اندازه وقاحت در این حجم انبوه (کیفرخواست طولانی چهارم را ببينيد) تولید شده باشد؟ شده است! ببینید و باور کنید و از همين امروز عاقبت دانشگاه‌های ایران را به عيان ببینيد!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *