Category Archives: بهمن هدايتی

میرحسین موسوی:احمدی نژاد + چند تک مضراب جاندار و مبهم اصلاح طلبانه!

(نقل از کلاشینکف ديجیتال)
نمی شود در مورد میرحسین حرف زد و تبارش را نادیده گرفت، تبار سیاسی میرحسین از تیپ شخصیت هایی مثل "حسن حبیبی،عباس شیبانی و …" است که در اواخر دهه پنجاه شمسی و در آستانه انقلاب، از طیف نهضت آزادی و روشنفکران دینی جدا شدند و به امام خمینی پیوستند و جناح چپ اسلامی را در درون نظام، تشکیل دادند، لابد همه می دانید که میرحسین، زمانی با گروه امت(مربوط به دکتر حبیب الله پیمان) همکاری می کرد و از دوستان فابریک عبدالعلی بازرگان بود، خانم زهرا رهنورد هم  مواضع و حجاب و ظاهرش،چیزی غیر اینی بود که الان هست، خوب الان با کدام میرحسین طرفیم؟ 

میرحسین موسوی

به عنوان یک شاهد عینی در مصاحبه اخیر مطبوعاتی مهندس موسوی در روزنامه اطلاعات، چکیده رویکرد میرحسین 88 را "اصولگرایی محض با چند تک مضراب های قابل توجه اصلاح طلبانه" دیدم، راهبردی پیچیده که قضاوت قاطع در مورد میرحسین را بسیار دشوار می کند، میرحسین در نوع نگاه به توده ها،سیاست خارجی ، هسته ای و مواضع کلان نظام و…فرق آشکاری با احمدی نژاد نداشت، حتی نگاه میرحسین به احزاب بسیار شبیه به احمدی نژاد است و خودش را مثل احمدی نژاد،‌فراتر از احزاب و گفتمان های مرسوم می داند.

چکیده رویکرد میرحسین 88 را "اصولگرایی محض با چند تک مضراب های قابل توجه اصلاح طلبانه" دیدم، راهبردی پیچیده که قضاوت قاطع در مورد میرحسین را بسیار دشوار می کند، میرحسین در سیاست خارجی و هسته ای و مواضع کلان نظام و…فرق آشکاری با احمدی نژاد نداشت، حتی نگاه میرحسین به احزاب بسیار شبیه به احمدی نژاد بود، اما چند موضع اش در مورد "گشت ارشاد" و "تلویزیون های خصوصی" و حتی "امکان اصلاح و بازنگری قانون اساسی"  به اصطلاح بترکون بود

 حتی در جلسه مطبوعاتی، حس کردم نوع آمدن میرحسین به صحنه انتخابات و حرفهایی که می زند،‌نوعی بی اعتنایی مطلق به گذشت زمان، تجربه ٢٠ ساله اخیر است،‌ میرحسین خودش را در قامت یک ناجی ماورای زمانی می بینید انگار،

اما چند تک موضع اش در مورد "گشت ارشاد" و "تلویزیون های خصوصی" و حتی "امکان اصلاح و بازنگری قانون اساسی"  به اصطلاح بترکون بود.

 این تک مضراب های میرحسین، انصافا چنان موثر و هوشمندانه بود که توانست یک شوک مثبت برایش ایجاد کند،اما باید بررسی کرد که این تک مضراب های جاندار، تبلیغاتی و انتخاباتی است یا واقعا میرحسین می تواند این چند راهبرد را اجرایی کند، مثلا بگذریم از اینکه مسئله گشت های ارشاد اصولا در اختیار رئیس جمهور نیست یا امکان تحقق اصلاح قانون اساسی و راه اندازی تلویزیون خصوصی هم تقریبا در حد صفر، بلکه زیر صفر است.

اما باید قبول کرد، به جز این 2-3 تک مضراب موثر و تقریبا فراساختاری، دیگر سرخط هایی که میرحسین در طول اعلام رسمی نامزدی اش مطرح کرده  اصولا بدیع و قابل توجه نیست: مثل مسئله گم شدن یک و نیم میلیارد دلار و تخلفات دولت از قانون و…لاریجانی قبل از میرحسین با ادبیاتی بسیار صریح تر از اینها، احمدی نژاد را کوبیده بود.

مسئله مهم تر دیگر این است که میرحسین برخلاف سید محمد خاتمی، شعارهای متعدد و حساسیت برانگیز اصلاح طلبانه مثل جامعه مدنی، روشنفکری دینی، توسعه سیاسی و …سر نداد، پیامد این موضوع آن است که سطح برانگیختگی و درگیری با میرحسین در طرف مقابل، به حداقل رسیده است، برخلاف دوره خاتمی که بخاطر های شعارهای نیمه مدرن خاتمی، طیف وسیعی از روحانیت، اقشار مذهبی، نهادهای انقلابی و ..شروع به نقد و زدن گفتمان خاتمی کردند.

البته هنوز معلوم نیست که این از هوشمندی میرحسین و تیم رسانه ای اش(ابوالفضل فاتح اینا!) است یا جبر زمین و زمانه چنین انتخابی را برای او رقم زده است، اما واقعیت این است که میرحسین اگر بتواند فقط یکی از چند تک مضراب خودش،مثلا تلویزیون خصوصی و غیردولتی را اجرایی کند، عملا در فرایند اصلاحات، خاتمی را کنار می زند و نامش در تاریخ ثبت می شود، اما همانطور که گفته شد اینکه موسوی آیا  واقعا قصد و توان اجرای این "تک مضراب های جاندار"  را دارد،چیزی است که کاملا مبهم و تاریک و نامشخص است.

شعارهای اندک اصلاح طلبانه میرحسین می تواند این پیامد را داشته باشد که در صورت پیروزی در انتخابات، در مقابل هر مطالبه اصلاح طلبانه، "به حق" ادعا کند و بگوید که من چنین وعده ای را نداده ام، بنابراین اجرا نمی کنم و تعهدی هم به آن ندارم، بعد از گذشت زمانی اندکی از حضور در قدرت، باعث سرخوردگی عظیم در میان هواداران اصلاح طلب خودش شود

از آن طرف هم، این بازی دوگانه  است، شعارهای اندک اصلاح طلبانه میرحسین می تواند این پیامد را داشته باشد که در صورت پیروزی در انتخابات، در مقابل هر مطالبه اصلاح طلبانه، "به حق" ادعا کند و بگوید که من چنین وعده ای را نداده ام، بنابراین اجرا نمی کنم و تعهدی هم به آن ندارم، بعد از گذشت زمانی اندکی از حضور در قدرت، باعث سرخوردگی عظیم در میان هواداران اصلاح طلب خودش شود.

***

هر چهره سیاسی ، یک خاطره سیاسی هم از خود به جای می گذارد: خاطره میرحسین را می شود در این جمله خلاصه کرد: کار "اجرایی" در شرایط بحرانی(جنگ) با پشتوانه یک کاریزمای قوی(امام خمینی) و پارلمان پشتیبان(مجلس اول و دوم وسوم) ،آیا امروز میرحسین(با فرض پیروز شدن در انتخابات) می تواند در مقام رییس جمهوری در زمین بازی جدید و متفاوت از دهه شصت، کار کند؟

شاید دلیل سکوت میرحسین بعد از سال 1368 تا امروز  را می توان از این منظر هم دید که او دیگر "زمینی" برای بازی و حضور خود نمی دیده است،حالا اینکه چه اتفاقی افتاده است که میرحسین تصمیم به بازگشت به میدان کرده، خودش جای بحث مفصلی دارد.

آمدن میرحسین به عنوان یکی از مردان درجه یک دهه شصت به میدان، یک نتیجه بلندمدت و البته بسیار شیرین برای بعضی از طیف های سیاسی خواهد داشت: تداوم و تسریع کاهش نقش هاشمی رفسنجانی در نظام، میرحسین برخلاف چهره هایی مثل کروبی و خاتمی، خودش را هم طراز و هم شان هاشمی می داند و اصطلاحا در فعالیت سیاسی، "تحت تاثیر" هاشمی نیست.

میرحسین موسوی

بطور خلاصه باید گفت همین ابهامات در گفتمان و زمین بازی میرحسین است که باعث شده است که مخالفانش ، به خصوص احمدی نژادی ها، برای تخریب یا حذف او عکس العمل هایی شتابزده و  احساسی داشته باشند(که اتفاقا به شدت به نفع میرحسین است)  ابهام گفتمانی برای میرحسین، هم فرصتی برای اوست و هم تهدید، اما به نظرم، موضع اخلاقی و وجدانی که هر صاحبنظری می تواند در قبال پدیده مهندس موسوی داشت، تلاش و درخواست جدی از وی برای زدودن این ابهامات است، اگر پوپولیسم و عوام فریبی و پخش سیب زمینی و آش بین مردم بد است (که هست) ، عوام فریبی بعلاوه خواص فریبی و پوپولیسم پیشرفته خیلی بدتر و خطرناک تر می تواند باشد.

***

 در آخرین دقایق نشست خبری میرحسین موسوی ، هرچه قدر سعی کردم مجری مراسم را راضی کنم که بالای سن بروم و دومین سئوالم از میرحسین را بپرسم، موفق نشدم، البته سئوالم را از مهندس موسوی در هنگام خروج از سالن ، پرسیدم، سئوال این بود" آیا شما بعد از فتح خرمشهر، با ادامه جنگ موافق بودید یا مخالف و امروز چه نظری دارید؟" اما  جواب نخست وزیر 69 ساله این بود: توی این شلوغ پلوغی که نمی شود به این سئوال جواب داد!"