Category Archives: سميه توحیدلو

میرحسین شعار نمی‌دهد و با ساسی مانکن هم دیدار نمی‌گذارد!

(نقل از بر ساحل سلامت)
وقتی حرف های مختلف کاندیداها را می خوانی بخش هایی بیشتر و بخش هایی کمتر به دل می نشیند. در گفتار و کلام میر حسین موسوی سیاست داخلی، مباحث مربوط به دانشگاه و علم و یا مربوط به اهالی فرهنگ را پسندیده ام. میر حسین موسوی به آکادمی آزاد و آزادی آکادمیک معتقد است. ممکن است از واژگانش درست و به جا استفاده نکند، اما وقتی به شان دانشجو و استاد اشاره می کند، وقتی آزادی بیان را در دانشگاه تاکید می کند، وقتی از لزوم حضور تشکل های غیر اسلامی در دانشگاه می گوید و یا ستاره دار شدن دانشجویان را وهن انقلاب و جامعه بر می شمرد، باور می کنم که میرحسین موسوی می خواهد فضای امنیتی در دانشگاه نباشد. اینجاست که با وجود گیت های امنیتی در دانشگاه ها مخالفت می ورزد.

puzle

هنوز پازل های گفتمانی موسوی جور نشده است!

در سیاست داخلی از آزادی و از لزوم حضور همه گروه ها می گوید. حاضر به انگ زدن و حکم تکفیر دادن به هیچ گروهی نیست و آزادی فعالیت سیاسی را حتی با وجود اختلاف سلیقه و عقاید پاس می دارد. بر قانون گرایی تاکید دارد و حتی تغییر دادن در بخش های مسئله دار قانون را از خلال قانون می خواهد. از ازادی رسانه می گوید. از لزوم ملی بودن هرچه نام ملی یدک می کشد ، از جمله صدا و سیما می گوید. از لزوم تشکیل شوراها و نهادهای واسط می گوید. شاید که در کلامش جامعه مدنی و دموکراسی دائم تکرار نشود. اما شعارش آزادی است . به دنبال مشارکت همه  اقشار جامعه است و به شبکه سازی اعتقاد دارد.

سکوت بیست ساله اش همراه شده است با همنشینی با اهالی فرهنگ و هنر. همین می شود که تاریخ هنر را خوب می شناسد و فرهنگیان را پاس می دارد و دولت فرهنگی و فرهنگ غیر دولتی را تبلیغ می کند. اهالی فرهنگ و هنر تقریبا همه پشت سرش آمده اند. هرچند ضعف ستاد باعث شده حجم گرایش های به سمت موسوی نشان داده نشود. هرچند نابلدی و ناکارآمدی اجرایی باعث شود که امثال داریوش مهرجویی را نشناسند و به سالن مراسم راه ندهند. اما همه آمده اند و داعیه حمایت از وی دارند. بسیاری از اهالی هنر همراهی محمد بهشتی با موسوی را پاس می دارند و او را وزیر آینده فرهنگ می دانند. وزیری که می تواند هم مدیر و هم اصلاح طلب واقعی باشد.

هنوز با دو بخش از کلام میرحسین همراه نشده ام. شاید هم انتظار شفافیت بیشتری را دارم. یکی آنجاست که از اقتصاد می گوید و دیگری آنجا که وارد سیاست خارجی می شود. نظام فکری و اقتصادی اش را در گزاره های دیدار با اقتصاد دانان دیده و شنیده ام. این روزها هم حرف های مثبتی در راستای حمایت از سرمایه و سرمایه دار و نیز حمایت غیر دولتی از سرمایه گذاری خارجی شنیدم. اما به نظر می رسد در این بلبشوی اقتصادی برنامه اقتصادی منظم تر و شفاف تری از میر حسین انتظار می رود. با توجه به اینکه او را جزوی از اردوگاه چپ اقتصادی می دانند، باید دید که درباره نفت، توسعه و دیگر امور چگونه موضع می گیرد. هرچند که این روزها مواضع میرحسین شفاف تر و اصلاحی تر شده و امید به تغییر در کلامش دیده می شود.

در بخش سیاست خارجی نیز اقتدار و استقلال حرف و شعار اصلی اش است. از منافع ملی می گوید اما نخست وزیر زمان جنگ بودن نگاه اقتداری را برایش پررنگ تر کرده است. خصوصا تمایلش به داشتن ابزار و تسلیحات بازدارنده بیش از تمایلش به صلح جهانی در کلام و بیانش آشکار می شود. کلامش جنگ افروزانه نیست، اما در این بلوای پرتنش، کلام تنش زدایانه نیاز است. هنوز موسوی را در سیاست خارجی نپسندیده ام. درباره آمریکا و اسراییل نظر می دهد. اما شفاف نیست. کسی انتظار ندارد از لزوم مذاکره بدون شرط با آمریکا بگوید. کسی انتظار ندارد آبرو و استقلال ایران را زیر پا بگذارد. اما کسی که وارد جریان انتخابات شده با پیش شرط ها آشناست. می تواند در باره اینکه پیش شرط ها به وقوع پیوسته یا نه سخن بگوید. حرف های کلی زدنی که اگر چنان شود، چنان می کنیم، کمی گنگ است.

اما در عرصه سیاست خارجی و اقتصاد جمله بسیار جالبی از او شنیدم. اگر همین شعار سرلوحه کارها قرار گیرد، شاید که بسیار به حصول نتیجه بتوان امیدوار بود. او اعتقاد دارد سیاست خارجی و اقتصاد عرصه جولان ایدئولوژی ها نیست. مصالح و منافع ملی است که درباره اش تصمیم می گیرد. نمی دانم چقدر بر این موضع اصرار داشته باشد. اما همین یک جمله مرز اساسی او را با دولتمردان امروزی خصوصا در عرصه سیاست خارجی مشخص می کند. اگر ایدئولوژی نباشد، رابطه و مذاکره و حتی بازبینی بر رفتارها امکان پذیر است و به صلاح. اینجاست که دیگر سخنرانی هایی انتخاباتی چون سخنرانی احمدی نژاد در ژنو قابل تحمل نیست.

موسوی از لزوم برنامه کامل عقلایی در سیاست خارجی می گوید. اعتقاد دارد نباید دچار افراط و تفریط شد. مثلا نباید یک روز، تمام ِ شانس فلسطینیان را در کنفرانسی که می شد در آن اسراییل را محکوم کرد، با خودخواهی و علاقمندی به برگزاری شوی همیشگی دود هوا کرد و روز دیگر دم از گفتگو و اشتی با مردم اسراییل زد. نظام عقلانی داشتن یعنی حرکت بر مدار اعتدال و حفظ صلح و منافع ملی. این شعار کلی میرحسین موسوی برایم جذاب است، هرچند که بسیار کار برای پرداخته شدن دارد.

اما نکته جالبی که درباره میرحسین موسوی این روزها می شنوم، تاکید نسبتا بالاتفاق همه کسانی است که سخنی از او خوانده یا شنیده اند مبنی بر صداقت او. اینکه به حرفهایی که می زند ایمان دارد و شعار انتخاباتی نمی دهد. اینکه یک شبه از هرچه اصلاح طلبی که روزی نقدشان کرده تنروتر نمی شود و با ساسی مانکن ها دیدار و گفتگو نمی گذارد. رضا شکرالهی در خوابگرد بسیار خوب نوشته که آرام است و متین، اما قابل اعتماد . امید که همین احساس را بتوان در بین مردم دید و همین نظر را شنید!