Category Archives: مانی ب

رصد از دور – ۲

(نقل از ۴ ديواری)
رفتار کسی که خود را صاحب حقیقت معرفی می‌کند٬ طور دیگری است.

سؤال: معتقدید که در انتخابات تقلب نشده است؟ قبول. یک راه خیلی ساده وجود دارد که شما حقانیت ادعای خود را به نحو احسن اثبات کرده و از این طریق: اعتماد مخدوش شده را احیا کنید٬ باعث شرمساری دروغ‌گویان شوید٬ جلوی خونریزی و خراب‌کاری را بگیرید٬ مملکت را از آشوب و فاجعه حفظ کنید٬ از طریق رفع شکافی که بین ملت به وجود آمده است صلح و دوستی ایجاد کنید٬ و یکی از سهم‌گین‌ترین مشت‌های ممکن را توی پوز اوباما٬ مرکل٬ نتانیاهو٬ سارکوزی و سی‌ان‌ان زده٬ و اضافه بر آن به تاج ملکه‌ی جزیره‌ی انگلیس و نوکران ایرانی او بشاشید. این یک موقعیت تاریخی خوب و بی‌نظیر نیست؟

این راه حل ساده این است:
یک گروه بی‌طرف از اشخاصی که مورد توافق و اعتماد همگانی باشند تشکیل می‌دهیم که روند انتخابات را بررسی کند. گروهی شبیه به آن چه در فرهنگ ما به گروه «ریش‌سفیدان» یا «معمتدین» مشهور است و بنا بر سنت هزارساله در مواقع بحرانی نظیر امروز تشکیل می‌شود. به زبان امروزی: هیأت حقیقت‌یاب.
کسی که ادعا می‌کند که حقیقت را می‌گوید فورا با این راه موافقت خواهد کرد. هیچ دلیلی ندارد مخالفت کند. برعکس٬ بایستی با رضایت و خوشحالی آن را بپذیرد:

چهار نماینده از نامزدهای انتخاباتی به عنوان طرفین مناقشه
سه نماینده از طرف مراجع تقلید
یک نفر از وزارت کشور
یک نفر از شورای نگهبان
یک حقوقدان دانشگاهی و قاضی بی طرف
دادستان کل کشور
رئیس قوه قضائیه
رئیس سازمان بازرسی کل کشور

هیچ‌یک از اعضای چنین هیأتی به نظر نمی‌آید خدای‌ناکرده نامسلمان٬ از عناصر انقلاب مخملی٬ مزدبگیر انگلیس٬ عامل صهیونیسم٬ طرف‌دار دمکراسی آمریکایی یا تغییر رژیم باشد.

تصور کنید سخنگوی این گروه پس از بررسی اعلام کند: «هیچ تقلبی در کار نبوده است». آیا برای هیأت حاکمه جشن و سروری بزرگتر از این قابل تصور است؟ چرا هیأت حاکمه از این موهبت٬ از یک چنین «جشن الهی» واقعی صرف نظر می‌کند؟ از جشن پرفایده‌ای که باعث احیای اعتماد آسیب‌دیده٬ شرمساری دروغ‌گویان٬ پایان خونریزی و آشوب٬ ترمیم شکاف بین ملت٬ افشای توطئه قدرت‌های بیگانه٬ و بیمه‌ی ملت ایران در برابر دخالت آن‌ها خواهد شد. اما جواب مدعیان حقیقت این است:
– نمیشه!
[آیا این جواب کسی است که دوست دارد حقیقت آفتابی شود؟]
– چرا؟
– چون برای حل این اختلاف راهکارهای قانونی هست! همه باید از قانون متابعت کنیم!

 اگر بگویم «این قانون‌گرایی و پایبندی غیرمنطقی به قانون منو کشته»٬ اشتباه کرده‌ام. نه. مرا نکشته٬ اما باعث ریختن خون شماری از انسان‌ها شده است. و این فاجعه کوچکی نیست.

رصد از دور – ۱

(نقل از ۴ دیواری)
 وسط این تاریکی‌ها شنیدن ترانه‌ای برای ایرانیان با صدای جان بائز خواننده‌ی صلح٬ و از همراهان مارتین لوترکینگ٬ آن‌هم به زبان انگلیسی و فارسی نقطه‌ی درخشانی بود. ویدئوی آن را می‌توانید این‌جا ببینید.

فایل ام‌پی‌تری برای کسانی که احیانا به خاطر سرعت اینترنت نمی‌توانند ویدئو را تماشا کنند این‌جا.

*

دوهفته از وب دور بودم و خبرهای ایران را در کانال‌های تلوزیونی آلمانی‌زبان دنبال می‌کردم.  حالا سیل عظیم اطلاعات٬ نظرها٬ تحلیل‌ها٬ خبرها٬ حوادث٬ مصاحبه‌ها٬ نامه‌ها٬ بیانیه‌ها و … دارد مرا می‌برد.

در اغلب تظاهرات‌ها همیشه عده‌ای هستند که «در پیاده‌ر» به موازات ستون اصلی تظاهرات "همراه" گروه تظاهرات‌کننده می‌روند. یادم هست در تظاهرات‌های ضدسلطنتی سال ۵۷ از آن‌ها می‌خواستیم از روی جوی آب بپرند و به خیابان بیایند. حالا خودم در این موقعیت اسف‌بار گیرافتاده‌ام و به تماشاچی حیران یک فاجعه‌ی خونبار و نگران‌کننده تبدیل شده‌ام.

اعتراض میلیونی به تقلب در انتخابات گواه وجود گروهی از شهروندان است که سیاست‌های چهارسال گذشته موجب نارضایتی و نگرانی جدی آن‌ها شده است. با خودم می‌گویم اگر جواب مطالبات سیاسی میلیون‌ها تن از هموطنان در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی و حول اشخاص سرشناس و نیروهایی که با هزار زبان وفاداری خود را به اسلام٬ به نظام٬ به ولایت فقیه٬ به قانون اساسی٬ به … اعلام و اثبات کرده‌اند سرکوب باشد٬ جامعه به کجا می‌رود؟ 

به نظر وزیر اطلاعات همه‌ی «ما» بازیچه سیاست‌های پلید و سناریوی ازپیش ساخته شده‌ی دشمنان خارجی شده‌ایم. چندحالت بیشتر ندارد: اگر از جمله عناصر نفوذی حقوق‌بگیر که مستقیما عامل اجرای نقشه‌ی شوم دشمنان در کشور بوده‌اند نباشیم یا به گروهی تعلق نداشته باشیم که ناآگاهانه فریب خورده‌اند٬ بهتر است دست از اعتراض برداشته و از «راه‌های قانونی» مطالبات  خود را پی‌گیری کنیم.

راه‌های قانونی؟ کدام قانون؟ آن قانونی که دست متقلبین را باز گذاشت و جلوی خیانت به آرای ملت را نگرفت؟ آن قانونی که صداوسیما از آن پیروی می‌کند؟ آن قانونی که طبق آن صدها تن از شهروندان دستگیر شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند؟ آن قانونی که برای برگزاری نمایش‌های کثیف و ضدبشری اعتراف‌گیری شکستن انسان‌ها را مجاز می‌شمارد؟ آن قانونی که اجازه می‌دهد خون شهروندان به خاطر شرکت در تظاهرات مسالمت‌آمیز ریخته شود؟ …
طبق کدام قانون حقوق خود را پی‌‌گیری کنیم؟

مردم باید بتوانند بدون لکنت زبان حق خود را از حاکمان مطالبه کنند. این سخن از نهج‌‌البلاغه است.
لکنت که ارزانی شما. من این روزها از فاصله‌ی مطمئن چهارهزارکیلومتری وقتی رفتار صاحبان قدرت را با کسانی می‌بینم که حق خود را می‌طلبند٬ از ترس لال می‌شوم.