Category Archives: محمد آقازاده

رفوزگی در امتحان خردادماه٬ نشستن اجباری پای درسهای تکراری احمدی نژاد

(نقل از وبلاگ محمد آقازاده)
دولت احمدی نژاد را باید مهم شمرد٬ چرا که درسهای زیادی به تاریخ داد. البته امیدواریم فضایی فراهم نشود که مجبور باشیم بخاطر رفوزگی این درسها را تکرار کنیم. نباید تحلیل در باره او را به فردیت اش تقلیل داد٬ رئیس جمهوری که چهار سال همه را مات و مبهوت شیوه رفتار خود کرده است بخشی از پدیدار شناسی روح ایرانی است٬ بخشی که همه چیز را سهل می گیرد٬ می پندارد خواستن فی نفسه توانستن است بدون آنکه به التزامات این توانایی پایبند باشد. هیچ خواستنی بدون عبور از فضای اندیشیده شده و عقلانی نمی تواند بالفعل شود و اگر تمهیدات لازم اتخاذ نشود هر هدفی به ضد خود تبدیل می شود و جامعه را با پیامدهای ناخواسته روبرو می کند.

صاحب این قلم تردید ندارد دولت نهم می خواست تورم را تک رقمی کند. سهم فرودستان را از کیک ثروت افزایش دهد٬ بیکاری را برچیند٬ افزایش اعجاب آور در آمدهای نفتی ناگهان این تصور را در دست اندرکاران نظام اجرایی ایجاد کرد همه چیز مهیای دست یابی ساده به همه این وعده هاست. میلیاردها دلار در جامعه هزینه شد و حاصل کار آن شد که امروز با غرور و افتخار اعلام می کنیم که تورم به بیست و پنج رسیده است٬ با تغییر شاخص های بیکاری می کوشیم تعداد بیکاران را کمتر از آن که هستند نشان دهیم٬ درحالی که از توده های فقیر حمایت می کردیم شکاف طبقاتی عمق بیشتری یافت و داراها داراهاتر و ندارها٬ ندارتر شدند. در پایان این رویای غم انگیز قیمت نفت سقوط کرد و امروز همه می دانند روزهای دشواری در پیش است و به ضرورت باید کمتر مصرف کرد. دیر نیست تورم این کاهش مصرف را بر عهده بگیرد و چه کسی است که نداند طبقات فرودست و متوسط چه بخواهند و چه نخواهند سفره هایشان را باید کم رنگ تر کنند٬ اگر مجبور نشوند کاملا بی رنگ کنند.

احمدی نژاد چون اداره امور را سهل می گرفت به این نتیجه رسید که خود خود را کفایت می کند و دیگر نیازی نیست دست همراهی بسوی نخبگان و کارشناسان بصیر دراز شود٬ حتی دستی که برای کمک بسمت این دولت دراز می شد به سرعت پس زده می شد. نه تنها دست کارشناسان٬ روشنفکران و روزنامه نگاران مستقل پس زده می شد. بلکه هر دو جناح چه اصولگرا و چه اصلاح طلب و چه تکنوکراتهایی که همبسته نظام بودند بدون آنکه وابسته به جناحی باشند حذف شدند. حتی دولت وجود حداقلی از استقلال را برای مجلس شورای اسلامی که پر از نمایندگان اصول گرا بود قائل نبود و همین امر تنازعهایی را بر انگیخت که هرگز بین دو جناح رخ نداده بود.

مشکل اصلی در دولت نهم سهل گرفتن امور بود که گردش تصمیم گیری را در حلقه محدودی محدود می کرد. همین حلقه کوچک بود که در سیاست خارجه٬ در اقتصاد٬ ورزش و…. تصمیم می گرفت و در عمل محقق می کرد. ناکامی های متوالی نتوانست این دولت را به خود بیاورد و دایره حلقه مدیریتی را گشاده تر کند.در آستانه انتخابات این حلقه تنگ تر هم می شود٬ تغییرات در سطح صنعت خودرو سازی ٬بانکی و فولاد را باید در این راستا ارزیابی کرد. اگر دولت بتواند خود را تمدید کنند امروز بسیاری که در دولتند حذف خواهند شد و کار بدست کسانی سپرده می شود که از این حلقه تبعیت مطلق دارند و کوچکترین اراده کارشناسی از خود بروز نمی دهند. آیا ملت می پذیرد دوباره عواقب سهل گرفتن امور را بپردازد؟ برای یافتن پاسخ٬ این پرسش را باید به بیست و دو خرداد سپرد . 

*حزب کارگزاران حمایت کامل خود را از میر حسین موسوی اعلام کردند.مصاحبه مرعشی را اینجا بخوانید.